پیشینه و دوران تحول و تطور و شناخت تنکابنی های مقیم آمل
 

هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند

بسم الله الرحمن ارحیم

هست کلید در گنج حکیم

خدایی که داننده رازهاست

نخستین سرآغاز آغازهاست

با عرض سلام محضر همه تنکابنی های عزیز و زحمت کش و صبور که همانند اسلاف و نیاکان قلب شما برای این سرزمین می تپد

درود می فرستیم به روان گذشتگان .نامشان نیک و یادشان گرامی باد .

عده کثیری از طایفه بزرگ تنکابنی مدت ها بود که در در اندیشه جمع آوری اسناد و مدارکی از گذشتگان بودند هرچند کتابها نوشته شد و مقالات متعددی نگارش یافت اما حق مطلب ادا نگردید و امروز ه به دلیل تزاید انساب و گسترش و پراکندگی جغرافایی و انشقاق این طایفه هریک سعی در شناسایی و انتساب خود به این طایفه دارد .

طوایف تنکابن به هفت دسته تنکابنی، کلارستاقی، کجوری، دیلمی، تالش، ترک و کرد تقسیم می‌شوند: طوایف تنکابنی: خلابران (خلعتبری)، کلانتری، گلیج، دج، اساس، شورج (شیرج)

در این فضا سعی داریم به اجمال طایفه تنکابنی را معرفی نماییم به خصوص در شناسایی تنکابنی های مقیم آمل و منطقه دلارستاق همت گماریم و در این راه نظرات و دیدگاه های صاحب نظران و دانایان و عارفان به اصل و نسب و مطلعین برای ادامه راه و رسیدن به مقصد و مقصود راهنما و امیدبخش و دلگرم کننده است.

جزوه حقوق بین الملل عمومی1


بخش دوم: عرف بین المللی

هرچند در قرن بیستم، معاهدات بین المللی اهمیت روز افزون را به عنوان منبع حقوق

بین الملل کسب کرده اند مع هذا عرف بین المللی هنوز به عنوان یکی از منابع اصلی حقوق

بین الملل به حساب می آید.

تعریف عرف بین المللی

مطابق ماده ( 38 ) اساسنامه دیوان بین المللی دادگستري عرف بین الملل عبارت است از

از این بیان دو نکته .« رویه عمومی که به صورت یک قاعده حقوقی پذیرفته شده است »

استنباط می شود: 1- اینکه عرف یک رویه عمومی است. 2-اینکه باید این عملکرد به

صورت قاعده حقوق پذیرفته شده و الزام آور شده باشد.

تکرار اعمال مشابه توسط اشخاص بین المللی که به تدریج در » : تعریف عرف بین المللی

.« روابط مشترك آنها با یکدیگر جنبه الزامی یافته و به شکل قاعده حقوقی در آمده است

عناصر سازنده عرف بین المللی

عنصر مادي: عنصر مادي عرف طبق بند ( 2) ماده ( 38 ) اساسنامه دیوان بین المللی رویه 

عمومی است. دیوان در رأي صادره در قضیه حق پناهندگی در سال 1950 به روشنی

بیان نموده است که منظور از رویه عمومی، رویه مستمر و متحدالشکل دولت ها و تکرار

. اعمال مادي متشابه توسط تابعان حقوق بین الملل می باشد 1

عنصر معنوي: در کنار رویه مستمر دولت باید تکامل دیگر یعنی اعتقاد دولت ها به 

-1 عنصر مادي عرف در واقع انجام عمل، خودداري از عمل و امتناع از انجام عمل می باشد.

106

حق بودن آن رویه وجود داشته باشد تا آن رویه بتواند به عنوان قاعده عرفی به وجود

آید. در بند ( 2) ماده ( 38 ) اساسنامه دیوان بیان شده است که رفتار دولت ها باید

. به گونه اي باشد که آن رویه عمومی همانند قاعده حقوقی پذیرفته شده باشد 1

عوامل تأثیرگذار در تشکیل عناصر مادي (شرط زمان، تعدد رفتار، عدم تساوي ارزش رفتارها)

شرط مدت 

-1 براي شکل گیري قواعد ارضی مدت زمانی لازم است. این مدت زمان می تواند

کوتاه باشد به شرط اینکه رویه و عملکرد دولت ها متداول و عملاً هم شکل بوده و مثل

فلات قاره و موضوع ماهیگیري از 12 مایل بیشتر نباشد چون طبق حقوق بین الملل مرز

مشترك بین المللی 12 مایل می باشد.

-2 شرط تعدد سوابق نباید در مفهومی محدود تعبیر شود. شرط تعدد سوابق بستگی به

نوع رویه و عملکرد دولت ها دارد. مثل مصونیت دیپلماتیک.

-3 شرط اساسی تشکیل عرف متحدالشکل بودن رویه و عملکرد دولت هاست. مانند

قضیه تنگه کورفو بین آلبانی و انگلستان.

-4 در نظر گرفتن سوابق تمامی دولت ها ضروري نیست و براي اثبات وجود قواعد

عرفی، جهانشمول بودن کافیست.

تعدد رفتار 

انواع رفتارهاي مؤثر در شکل دهی قواعد عرفی عبارتست از:

رفتارهاي فعال مولد آثار حقوقی؛ 

رفتارهاي کاملاً انفعالی که در برخی شرایط بیانگر پذیرش وجود قاعده حقوقی است؛ 

رفتاري که حکایت از اجماع دولت ها در مورد یک قاعده عرفی وجود دارد؛ 

-1 به رویه الزام آور حقوقی یعنی اعتقاد به الزامی بودن یا بر حق بودن و یا عقیده به ضروري بودن عنصر

معنوي گفته می شود.

107

عدم تساوي ارزش رفتارها 

ارزش بعضی رفتارها ناشی از اهمیت و عرفی بودن دولتی است که منشاء به وجود 

آمدن قاعده عرفی شده؛

ارزش برخی رفتارها به دلیل پذیرش آن به عنوان یک قاعده عرفی توسط بخش 

عظیمی از جامعه بین المللی است.

رابطه عرف و معاهده

برخی از دانشمندان حقوق بین الملل معتقدند چون عرف در ماده ( 38 ) اساسنامه دیوان

پس از معاهده آمده بنابراین در درجه پایین تري از معاهده قرار دارد. اما این سخن صحیح

نیست زیرا در حقوق بین الملل موضوعه در منابع حقوق سلسله مراتب وجود ندارد.

بنابراین عرف و معاهده هرکدام براي خود نهاد مستقل بوده و نمی توان براي آنها تقدم و

تأخر قایل شد.

آثار حقوقی معاهده و عرف بین المللی

آیا مراد از رویه عمومی، عملکرد تمام دولت هاي جهان است؟ باید گفت مراد از رویه

عمومی، عملکرد تمام دولت ها نیست بلکه منظور رفتار تعدادي از کشورهاست که بطور

خاص در مساله اي که در آن عرف مطرح است ذي نفع باشد. 1 رویه دولت چگونه

احراز می گردد؟ معمولاً رویه ها از طریق وضع قوانین داخلی کشور، گزارشات بین المللی

که در آن نظر دولت ها بیان شده، آراي محاکم، رأي مثبت به قطع نامه ها و اظهارات

نمایندگان رسمی کشورها به وجود می آید.

فسخ عرف توسط معاهده: در مواردي ممکن است معاهده عرف را فسخ نماید براي 

مثال می توان بند ( 3) ماده ( 27 ) کنوانسیون 1961 وین در مورد روابط دیپلماتیک را نام

-1 براي اینکه عملی به عرف تبدیل شود حداقل باید بیش از یکبار تکرار شود

108

ممنوع است در حالی که عرف « بسته دیپلماتیک » برد که می گوید باز کردن و توقیف

پذیرفته بود که در صورت عدم مخالف دیپلمات می توان این بسته ها را بازرسی نمود.

فسخ معاهده توسط عرف: گاهی اتفاق می افتد که عرف، معاهده را فسخ نماید، از 

باب مثال در دوران جنگ جهانی دوم بسیار اتفاق افتاد که جنگ دریایی با مقررات

مندرج در قسمت چهارم موافقت نامه دریایی 22 اپریل سال 1930 لندن مغایر بود.

تقدم معاهده برعرف: در زمینه پیشرفت هاي تکنولوژي، معاهده مقدم برعرف است 

زیرا فرصت و زمان لازم براي شکل گیري قواعد عرفی از طریق استمرار و تداوم رویه ها

در اختیار نیست از جمله می توان موافقت نامه مربوط به کره ماه و منظومات آسمانی نام

برد که توسط مجمع عمومی ملل متحد تصویب شد.

تدوین عرف توسط معاهده: گاهی معاهده قواعد عرفی را تدوین و به حقوق قرار 

دادي تبدیل می نماید که از جمله می توان از حقوق دریاها در سال 1958 نام برد که

برخی از حقوق عرفی را تبدیل به حقوق قراردادي نموده است براي مثال: اصل آزادي

کشتیرانی در دریاي آزاد.

از نظر حقوقی هیچ فرقی در آثار معاهده و عرف بین المللی نیست و هر دو در شرایط

مساوي از ارزش و اعتبار حقوقی یکسانی برخوردارند. مدون بودن معاهده و غیر مدون

بودن عرف هیچ گونه تمایزي از حیث آثار حقوقی به وجود نمی آورد. در صورت وجود

تعارض در اجراي معاهده و عرف راجع به یک مساله با مساوي تلقی کردن اعتبار و

ارزش هر دو نوع منبع با رعایت موارد زیر نسبت به مرتفع نمودن تعارض مزبور اقدام

می گردد:

-1 تقدم قاعده حقوقی مؤخر نسبت به قاعده حقوقی مقدم اعم از قراردادي یا عرفی.

-2 تقدم قاعده حقوقی آمره نسبت به هر نوع قاعده حقوقی دیگر اعم از قراردادي یا

عرفی.

109

مبانی عرف

اینکه نیروي الزام آور عرف از کجا و چگونه نشات پیدا می کند دو نظریه وجود دارد:

-1 نظریه ارادي 2- نظریه جامعه شناختی.

نظریه ارادي 

این نظریه اولین بار در قرن هفدهم توسط گروسیوس هلندي مطرح گردید و توسط

همانطور که مبانی کلیه قواعد حقوقی » آنزیلوتی و تریپل ادامه یافت. اینان معتقدند که

اراده کشورهاست قواعد عرفی نیز مبتنی بر توافق و تراضی فرضی و ضمنی

این توافق به جاي آنکه به صراحت در یک متن مدون منعکس شود به .« کشورهاست

صورت ضمنی پذیرفته شده است بنابراین خصوصیت الزامی قواعد عرفی نیز ناشی از

اراده ي موافق کشورهاست و قاعده عرفی نسبت به کشورهاي پذیرنده و کشورهایی که

ملحق می گردند قابلیت اجرا دارد و علیه کشورهایی که آن را نپذیرفته اند مؤثر نخواهد

بود و براي جهانی شدن لازم است کلیه کشورها آن را بپذیرند.

نظریه جامعه شناختی 

است. وي معتقد است که قواعد عرفی به منظور « ساوینی » از طرفداران این نظریه

پاسخگویی به ضرورت هاي زندگی اجتماعی به وجود می آیند و مولود مقتضیات

زندگی جمعی هستند و توافق ضمنی کلیه کشورها لازم نیست و براي جهانی شدن یک

عرف بین المللی اجراي عملی کلیه کشورها ضرورتی ندارد.

نکته: امروزه نظریه جامعه شناختی در عمل از نظر بین المللی مقبولیت بیشتري دارد.

انواع عرف بین المللی

عرف بین المللی جهانی 

قواعدي است که تمام کشورها آن را قبول دارند مانند اینکه تمام کشورها قبول دارند

که هواپیما و کشتی جز کالا نیست لذا قواعد مربوط به کالا روي آنها اعمال نمی گردد.

110

عرف بین المللی منطقه اي یا محلی 

آن دسته از قواعدي هستند که تمام یا تعدادي از کشورهاي یک منطقه آنها را پذیرفته یا

مستمراً به آن عمل کرده و هیچ گونه اعتراض یا مخالفتی با آن نکرده باشند. عرف محلی

معمولاً بین دو کشور مراعات می شود مانند دو روستا یا شهري که در اطراف مرز دو

کشور واقع شده است و براي تردد نیاز به ویزا ندارد. عرف منطقه اي مانند عدم پرداخت

مالیات از سوي کشورهاي خلیج فارس در امور کشتیرانی. اخذ عشریه از صیادان خارجی

در خلیج فارس از طرف کشور ایران.

111

جزوه حقوق بین الملل عمومی1


منابع حقوق بین الملل

64

گفتار اول: منابع اصلی حقوق بین الملل

بخش اول: معاهدات بین المللی

منابع حقوق بین الملل

در مورد منابع حقوق بین الملل دو دیدگاه مطرح شده است:

-1 نظریه طرفداران حقوق تحققی

-2 نظریه طرفداران حقوق طبیعی

منبع حقوق از دیدگاه طرفداران حقوق تحققی

طرفداران حقوق تحققی معتقدند که تنها منبع حقوق بین الملل، توافق اراده دولت هاست.

این توافق اراده یا صریح است یا ضمنی.

اگر این توافق صریح باشد به عنوان قرارداد یا عهدنامه شناخته می شود. 

اگر توافق اراده ها ضمنی باشد؛ این نوع توافق، عرف و عادت نامیده می شود. 

منبع حقوق از دیدگاه طرفداران حقوق طبیعی

طرفداران حقوق طبیعی معتقدند منابع حقوق دو نوع هستند: 1- منابع اصلی 2- منابع

صوري.

-1 منابع اصلی: منابع واقعی حقوق به شمار می روند که عبارتند از: وجدان اجتماعی،

تعاون، وابستگی متقابل، ایمان قضایی و افکار عمومی.

-2 منابع صوري (شکلی): این دسته از منابع، حقوقی ایجاد نمی کنند بلکه فقط حقوق را

بیان می کنند که خود به دو دسته تقسیم می شوند: 1- منابع اصلی 2- منابع فرعی.

منابع اصلی عبارتند از: 1- عهدنامه هاي بین المللی 2- عرف بین المللی 3- اصول کلی 

حقوقی

65

منابع فرعی عبارتند از: 1- رویه قضایی 2- دکترین 3- اصل انصاف. 

منشاء منابع حقوق بین الملل

ماده 7 قرارداد 1907 لاهه 

ماده 38 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستري 

سلسله مراتب منابع حقوق بین الملل

با اینکه ماده 38 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستري را به عنوان مرجع منابع حقوق

بین الملل می دانند؛ اما در این ماده ذکري از سلسله مراتب و تقدم و تأخر منبعی بر منبع

دیگر نشده است و بیان نشد معاهدات بین المللی بر اصول کلی یا بر عرف تقدم دارد و

در رویه ي دیوان بین المللی دادگستري هم به صورت شفاهی و اعلامی به این تقدم

اشاره اي نگردیده است اما در رویه دیوان در موازین استنادي مشاهده می کنیم که ابتدا

به معاهدات بین المللی و سپس به عرف بین المللی و بعد از آنها به اصول کلی توجه و

استناد شده است. اگر بخواهیم براي منابع حقوق بین الملل سلسله مراتب قائل شویم

ترتیب ذیل معقول تر خواهد بود:

معاهدات بین المللی 

عرف هاي عام بین المللی 

معاهدات خاص 

عرف هاي خاص 

اصول کلی حقوقی 

تصمیمات نهایی مراجع و سازمان هاي بین المللی 1 

اصل انصاف 

-1 تصمیمات و اعمال یک جانبه ي دولتها و سازمان هاي بین المللی

66

رویه ي قضایی 

دکترین 

هر چند تجلی منابع حقوق بین الملل را در ماده 38 اساسنامه ي دیوان بین المللی

نشده « منابع شکلی حقوق بین الملل » دادگستري می دانند اما در ماده 38 ذکري از عنوان

است. ماده ي مذکور به عنوان مقرره اي که در آن از منابع حقوق بین الملل نام برده شده

به عنوان یک قاعده ي عرفی بین المللی پذیرفته شده است چرا که اساسنامه ي دیوان جزء

لاینفک منشور ملل متحد محسوب می گردد و به همین خاطر امروزه اساسنامه نه یک

معاهده ي عام بین المللی، که مربوط به منابع حقوق بین الملل باشد، بلکه به عنوان جزء

جدایی ناپذیر منشور و الزام دول عضو به رعایت مقررات آن می باشد به این دلیل این امر

به عنوان یک عرف بین المللی پذیرفته شده در سطح بین الملل مورد اقبال همگان قرار

گرفته است.

متذکر شدیم که در ماده ي 38 ذکري از منابع حقوق بین الملل نشده است و فقط این

ماده اشاره به حل و فصل اختلافات از ناحیه ي دیوان می نماید و راهنمایی براي دیوان و

مبین قواعدي است که دیوان براساس آن، دعاوي ارجاعی به آن را فیصله می دهد.

نکته اي که باید توجه داشت این است که ماده 38 تصویر کاملی از منابع حقوق بین الملل

ارائه نمی دهد، زیرا امروزه خیلی از دعاوي با اصل انصاف، اعمال حقوقی یک جانبه

کشورها و سازمان هاي بین المللی و قواعد آمره حل و فصل می گردند با این حال هریک

از منابع به نوبه ي خود در تنظیم حقوقی روابط بین الملل مؤثرند و می توانند به عنوان منبع

حقوق بین الملل لحاظ گردند.

67

منابع شکلی حقوق بین الملل 1

معاهده 

قبل از ورود به مبحث معاهدات به عنوان یکی از منابع حقوق بین الملل لازم است ابتدا

با معاهدات « قراردادهاي بین المللی » بدانیم که عهدنامه به چه معناست و تفاوت بین

بین المللی چیست؟

مفهوم قرارداد و قرار داد بین المللی

قرارداد 2 به توافق بین دو یا چند نفر در خصوص چیزي که متضمن نفع حقوقی باشد

گفته می شود. چنین قراردادي موضوعاً می تواند راجع به شناسایی و یا ایجاد و یا تغییر و

یا اسقاط تعهد و یا انتقال حقی باشد. در حقوق ایران و عقود غالباً مرادف هم به کار

گرفته می شوند و هر دو مفهوم واحدي تلقی گردیده است. لذا قراردادي که موجب

تعهد یا تعهداتی باشد به عقد موسوم بوده در قانون مدنی ایران در مواد 10 و 975 به آنها

تصریحاً اشاره رفته است.

قراردادهاي بین المللی 3 به معاملات و عقودي اطلاق می شود که اساساً تحت حکومت

قواعد و مقررات حقوق مدنی بوده تابع این باشد. بنابراین وصف بین المللی آن نباید

موجب ایجاد تردیدي از نظر شمولیت آن به قواعد و مقررات حقوق مدنی گردد. به

از نظر تبعیت آنها از « قرارداد بین المللی » عبارت دیگر چه مجرد قرارداد و چه عنوان

حقوق مدنی و نیز شمولیتشان به احکام و مقررات جاري در حقوق مدنی هیچ گونه

صرفاً به منظور « قرارداد » تفاوتی با همدیگر ندارند. لکن صفت بین المللی ملحق واژه

-1 عهدنامه هاي بین المللی - عرف بین المللی - اصول کلی حقوقی - رویه قضایی - دکترین - اصل عدالت

و انصاف.

68

تفکیک این معنی می باشد که زمانی که طرفین قرارداد، تابعیت هاي مختلفی داشته باشند

و... مفهوم یک قرارداد بین المللی را دارا گردد. این نوع قرارداد علی رغم ویژگی مذکور

بین المللی آن نوعاً به حاکمیت دولت ها ارتباطی پیدا نمی کند و در نتیجه تابع ضوابط

حقوق بین المللی عمومی نیز نخواهد بود. از این رو قراردادهاي مزبور به رغم وجود

عنصر خارجی و خصوصیت بین المللی آن همچنان تابع مقررات حقوقی مدنی یا داخلی

موضوعاً به تعهدات مربوط » خواهند بود. به عبارت دیگر در صورتی قرارداد بین المللی

سازمان دولتی در » یا « به انتقال کالا و یا خرید و فروش میان اشخاص حقیقی و یا حقوقی

باشد به لحاظ این که تابع قانون مدنی کشور خاصی بوده و از سوي « دو کشور مختلف

دیگر ارتباطی هم با حاکمیت کشورها پیدا نمی کنند لذا مشمول حقوق بین الملل عمومی

نمی گردند. به عنوان مثال قرارداد خرید کابل که بین شرکت برق با یک شرکت

خارجی منعقد می گردد و یا قرارداد خرید تأسیسات و لوازم تجهیزاتی و مخابراتی که

براي وزارت پست و تلگراف و تلفن از یک کشور خارجی و همچنین قرارداد استفاده

از خدمات یک کشور خصوصی خارجی در کشور دیگر منعقد می شود همگی در زمره

قراردادهاي بین المللی محسوب می شوند که باید مقررات قانون مدنی و حقوق اداري و

همچنین محاسبات عمومی اعمال و اجرا گردد.

در رأي مورخ « شرکت نفت ایران و انگلیس » دیوان بین المللی دادگستري نیز در دعواي

22 ژوئیه 1952 در خصوص قرار داد آوریل 1933 منعقده بین ایران و شرکت نفت ایران

و انگلیس آن را یک قرارداد اعطاي امتیاز بین یک دولت 1 و یک شرکت خصوصی

خارجی 2 تلقی نموده به لحاظ عدم امکان شمول آن به قواعد و ضوابط حقوق بین المللی

در رأي اصداري خود ادعاي بریتانیا را مبنی بر لزوم تلقی آن به عنوان یک « عمومی »

ایران داده است بنابراین « له» معاهده بین المللی مردود خوانده و نتیجتاً حکم خود را بر

یک قرارداد در حقوق داخلی و موضوع حقوق مدنی از نظر ماهیت و کیفیت و همچنین

-1 منظور دولت ایران است.

-2 شرکت نفت ایران و انگلیس

69

آثار حقوقی با یک قراردادها بین المللی تفاوتی بنیادي نداشته و کاملاً داخل در یک

ردیف حقوقی قابل مطالعه بوده و بین المللی تلقی شدن آن به لحاظ یک عنصر خارجی

همچون تابعیت هاي متفاوت طرفین و یا محل انجام و یا موضوع قرارداد که مربوط به

یک کشور دیگر است بوده و ارتباطی با حاکمیت دولت ها که موضوع اصلی حقوق

. بین الملل است ندارد 1

مفهوم و تعریف معاهده بین المللی

معاهده بین المللی 2 مطابق تعریفی که در بند الف از فراز یک ماده دو کنوانسیون هاي

مورخ 1969 و 1989 وین از معاهدات بین المللی شده است به توافق بین المللی اطلاق

می گردد که بین تابعان حقوق بین الملل به صورت مکتوب تنظیم و منعقد شده و مشمول

باشد 3. بنابراین تعریف، معاهده در مفهوم موسع، یک توافق « عمومی » حقوق بین المللی

کتبی مابین یا دو یا چند تابع حقوق بین الملل 4 است که مشمول قواعد و مقررات حقوق

. بین الملل می باشد 5

-1 مثلاً در قرارداد خرید کابل برق که بین شرکت خارجی با یک شرکت برق ایرانی منعقد می گردد طرف

ایرانی قرارداد یک سازمان و موسسه دولتی بوده و خود حکومت ایران نمی باشد.

می باشد. Verttag و در آلمان معادل Traite انگلیسی که در فرانسه Treaty -2 معادل

-3 لازم به ذکر است که همانطوري که در حقوق داخلی منشاء تعهدات و الزامات افراد کشور را قانون و

قراردادها تشکیل می دهد در حقوق بین الملل عمومی نیز تعهدات دولتها عمدتاً ناشی از معاهدات منعقده بین

آنها می باشد .نظر به اینکه موضوعات معاهدات ارتباط تنگاتنگی با حاکمیت دولتها پیدا می کنند لذا بر خلاف

قراردادهاي بین المللی معاهدات مزبور در چهارچوب حقوق بین المللی قابل مطالعه بوده و مالاً نیز مشمول

مقررات آن می باشد.

-4 کشورها و سازمان هاي بین المللی

-5 براي اینکه معاهده از نظر اجرایی قدرت قانونی اجرا یابد طبق اصل 77 قانون اساسی جمهوري اسلامی

ایران می باید تشریفات کامل در تصویب یک قانون را عیناً طی نماید .به عبارت دیگر یک معاهده بین المللی

در قوه قانونگذاري کشور مجلس شوراي اسلامی تصویب نشده و در شوراي نگهبان تأیید نگردیده و در

روزنامه رسمی به چاپ نرسیده باشد برخوردار از اعتبار قانونی نخواهد بود.

70

عبارت است از یک توافق بین المللی که بین کشورها بصورت کتبی :« معاهده » تعریف

منعقد شده و مشمول حقوق بین الملل باشد، صرف نظر از عنوان خاص آن و اعم از اینکه

.« در سندي واحد یا در دو یا چند سند مرتبت به هم منعکس شده باشد

معاهدات بین المللی چهار قسمند: 1- عهدنامه؛ 2- کنوانسیون؛ 3- موافقت نامه؛ 4- پیمان نامه.

1 عهدنامه :

عهدنامه معاهده اي است راجع به بنیادي ترین روابط بین دو یا چند کشور که طی

عهدنامه » و « عهدنامه مودت ایران و سوئد » تشریفات کاملاً رسمی منعقد می گردد مانند

.« مودت ایران و ترکیه

: 2 کنوانسیون 1

کنوانسیون به معاهده اي گفته می شود که با هدف تدوین قواعد حقوقی و مهم مابین

مقاوله نامه هاي چهارگانه ژنو در » کشورهاي متعددي تنظیم و منعقد می گردد. مانند

.2« مقابل مقاوله نامه راجع به منع کار اجباري

: 3 موافقت نامه 3

به معاهده اي اطلاق می گردد که روابط دو کشور در زمینه هاي مختلفی از قبیل فرهنگی

و اقتصادي و بازرگانی و حمل و نقل و مانند اینها را تنظیم و نتیجتاً منشاء تعهدات متقابل

موافقت نامه حل مسائل مرزي » و « موافقت نامه سرحدي بین ایران و ترکیه » می گردد مانند

.« بین ایران و شوروي سابق

4 پیمان 1

پیمان به هر نوع معاهده اي اطلاق می گردد که دولت را به یکی از تشکیلات بین المللی

.« پیمان بغداد » وارد و یا دولت را در سازمان هاي بین المللی عضو نماید مانند

طبقه بندي معاهدات

از لحاظ تشریفات: 1- معاهدات رسمی 2- موافقت نامه هاي ساده یا اجرایی 

از لحاظ ماهوي: 1- معاهدات قانون ساز 2- معاهدات قراردادي 

تعریف معاهده رسمی: معاهده اي است که انعقاد آن مستلزم طی تشریفات قانونی پیچیده

و طولانی است.

تعریف معاهده ساده یا اجرایی: معاهده اي است که بطور ساده و سریع منعقد می شود و

نیاز به تشریفات ندارد.

تعریف معاهده قانون ساز یا عام: متضمن قواعد اساسی بوده در حکم قوانین بین المللی به

شمار می آیند و رعایت آنها براي کلیه کشورها و سازمان هاي بین المللی لازم الاجراست.

در این خصوص ذکر چند نکته ضرورت دارد:

این دسته از معاهدات معمولاً چند جانبه اند. 

برخی از معاهدات دو جانبه مانند معاهدات مرزي، معاهدات بی طرفی و معاهدات 

انتقال اراضی چون مربوط به نظم عمومی بین المللی هستند در شمار معاهدات قانون ساز

به شمار می آیند.

امروزه معاهدات عام در چارچوب فعالیت مجامع و کنفرانس هاي جهانی به ویژه 

مجمع عمومی سازمان ملل تهیه و تنظیم می شوند. مانند میثاق جامعه ملل، منشور سازمان

ملل، عهدنامه هاي چهارگانه ژنو 1949 ، عهدنامه 1958 حقوق دریاها، عهدنامه 1961 و72

1963 وین، عهدنامه 1969 وین، عهدنامه 1982 حقوق دریاها و اساسنامه سازمان هاي

بین المللی جهانی.

تعریف معاهده قراردادي یا خاص: اعمال حقوقی مشخص و محدودي است میان دو یا

چند کشور براي نیل به هدف و منافع خاص

معاهدات قراردادي داراي موضوع معین و مدت زمان معین است. 

بعد از ایفاي مورد تعهد یا پایان یافتن مهلت قرارداد از بین می رود و هیچ گونه 

ضرورتی براي جایگزینی معاهده دیگر وجود ندارد.

موضوع معاهدات قراردادي غالباً ماهیت فرهنگی، اقتصادي، تجارتی، گمرکی و 

بهداشتی دارند.

معاهدات دو جانبه غالباً داراي ماهیت قراردادي هستند بجز معاهدات مرزي که داراي 

ماهیت قانونی است.

نکته: تفاوت معاهده رسمی با معاهده ساده از حیث تشریفات انعقاد آنهاست.

موافقت نامه نزاکتی: موافقت نامه هاي نزاکتی یا اخلاقی داراي ماهیت و خصوصیات

صرفاً سیاسی هستند که میان تابعان حقوق بین الملل بعمل می آید و طرفین توافق معمولاً

براي دوري جستن از ایجاد تعهدات حقوقی بین المللی به امضاي آن روي می آورند

. بنابراین فاقد آثار حقوقی لازم الاجرا هستند. 1 مثل منشور آتلانتیک 14 اوت 1941

یادداشت تفاهم، اعلامیه مشترك، اعلامیه سران، تفاهم نامه، صورت » امروزه عناوین

براي موافقت نامه هاي « مذاکرات، بیانیه مشترك، صورت جلسه، صورت مجلس، توصیه نامه

نزاکتی استفاده می شود.

-1 معاهدات نزاکتی در تقسیم بندي معاهدات در ردیف معاهدات بین المللی از حیث تشریفات انعقاد قرار

دارند.

73

آیین انعقاد معاهدات

یعنی مراحل و تشریفات خاص و مختلف تهیه و تنظیم و ایجاد معاهده بین المللی که

عبارتند از: 1-مذاکره 2-نگارش و امضاء 3-تصویب 4-مبادله یا تودیع اسناد.

تعریف مذاکره: به کلیه گفت وگوهاي منظم، رو در رو و سازمان یافته، مکاتبات،

مبادله یادداشت ها و تماس هاي مخابراتی طرف هاي مذاکره گفته می شود.

اشخاص داراي اختیارات تام در یک معاهده

« اختیارات تام » تعریف 

سندي است که به وسیلۀ مرجع صالح (صلاحیتدار) یک کشور صادر می شود و طبق آن

شخص یا اشخاصی براي نمایندگی آن کشور جهت مذاکره، قبول، یا تأیید اعتبار متن

یک معاهده، یا جهت اعلام رضایت آن دولت به التزام در قبال یک معاهده، و یا جهت

انجام هر اقدام دیگري در مورد یک معاهده تعیین می گردد.

عبارت است از کشوري که در تنظیم و پذیرفته شدن متن « کشور مذاکره کننده » بنابراین

عبارت است از کشوري که رضایت خود « کشور متعاهد » معاهده شرکت نموده باشد و

را به التزام در قبال یک معاهده اعلام نموده باشد، اعم از اینکه معاهده لازم الاجرا شده

معاهده عبارت است از کشوري که رضایت خود را به « طرف » باشد یا خیر. همچنین

التزام در قبال یک معاهده اعلام نموده و معاهده در ارتباط با او لازم الاجرا باشد؛

یک شخص در صورتی نمایندة یک کشور به منظور پذیرفتن یا اعتبار بخشیدن به متن

یک معاهده یا به منظور اعلام رضایت آن کشور به التزام در قبال یک معاهده شمرده

می شود که:

الف: مدارك مناسب و مقتضی در مورد تام الاختیار بودن خود ارائه کند؛ و یا

ب: از نحوة عمل کشورهاي ذینفع یا اوضاع و احوال دیگر معلوم شود که قصد آنها این

بوده است تا آن شخص را براي مقاصد مذکور نمایندة آن کشور تلقی نموده و از لزوم

ارائۀ مدارك اختیارات تام صرف نظر نمایند.

74

بنابراین مقام صلاحیت دار و مسئول مذاکره باید جهت انجام مذاکره: 1- تام الاختیار

باشد؛ 2- داراي اختیارنامه باشد.

نکته: رکن اصلی و مسئول مذاکره در کشورها روساي کشورها به ویژه وزیر امور

خارجه است و در سازمان هاي بین المللی خود سازمان معین می کند.

اشخاص بی نیاز از اختیارنامه

اشخاص مذکور در ذیل برحسب سمت هائی که دارند و بی آنکه لازم باشد مدارکی

دال بر تام الاختیار بودن ارائه دهند، نمایندة کشور خویش محسوب می شوند:

-1 رؤساي کشورها، رؤساي دولت ها و وزراي امور خارجه، به منظور انجام تمام اعمال

مربوط به انعقاد یک معاهده؛

-2 رؤساي هیأتهاي سیاسی(دیپلماتیک) به منظور پذیرفتن متن یک معاهده بین کشوري

که به آنها استوارنامه داده و کشوري که استوارنامه آنها را پذیرفته است؛

-3 نمایندگانی که کشورها به یک کنفرانس بین المللی، یا یک سازمان بین المللی، یا

یکی از ارگان هاي آنها به منظور پذیرفتن متن یک معاهده در آن کنفرانس یا سازمان یا

ارگان معرفی کرده باشند.

نگارش یا تحریر

به مرحله نوشتن معاهده نگارش گفته می شود. مذاکرات به نگارش متن مکتوب منجر

می شود. به این متن مکتوب معاهده می گویند. کار نگارش توسط کارشناسانی صورت

می گیرد که مذاکره کنندگان را همراهی می کنند.

پذیرش متن معاهده

به معناي آن اقدام بین المللی است که به حسب « الحاق » و « تصویب » ،« قبول » ،« تنفیذ »

موارد واجد یکی از عناوین مزبور بوده و به وسیلۀ آن، کشوري در عرصۀ بین المللی

رضایت خود را به التزام در قبال یک معاهده ابراز می کند.

75

پذیرش متن یک معاهده با رضایت همۀ دولت هایی که در تنظیم آن شرکت کرده اند

تحقق می یابد. پذیرش متن یک معاهده در یک کنفرانس بین المللی با رأي دو سوم

کشورهاي حاضر و رأي دهنده صورت می گیرد مگر آنکه آنها با همین اکثریت براي

اعمال قاعدة دیگري اتخاذ تصمیم نمایند.

پذیرش متن معاهده یعنی پایان مرحله مذاکره و تهیه و تنظیم معاهده. پذیرش دو مفهوم

دارد: 1- تأیید متن یعنی مذاکره خاتمه یافته و مذاکره کنندگان معاهده را مورد پذیرش

قرارداده اند. 2- تصدیق اعتبار متن به معناي قطعی تلقی کردن متن نگاشته شده است.

روش هاي نگارش در تحریر معاهدات دو جانبه 1

-1 طرف ها به اتفاق هم مبادرت به تهیه متن معاهده می نمایند. 2-متن معاهده به وسیله

یکی از طرفین تهیه می شود و پیرامون مفاد آن مذاکره می کنند. 3-آماده ساختن دو متن

بر اساس توافق طرف ها و سپس هماهنگی و تلفیق و تبدیل آنها به متن واحد.

زبان معاهده 2

اهمیت انتخاب زبان در نگارش معاهده 

انتخاب زبان با چندین موضوع از جمله با اصل حاکمیت، استقلال و برابري کشورها،

ایجاد اعتبار و حیثیت کشورها، مرتبط است. در صورتی که زبان دو کشور یکی باشد

مشکلی بروز نمی کند. مشکل زمانی آشکار می شود که زبان طرفین معاهده مختلف و

متنوع باشد.

-1 امروزه تابعان حقوق بین الملل مستقیماً در نگارش معاهده چند جانبه مداخله نمی کنند بل که این وظیفه را

نهادهاي دائمی یا موقتی بر عهده دارند.

-2 یعنی معاهده باید به چه زبانی نوشته شود؟

76

روش انتخاب زبان معاهده 

چند روش از قدیم الایام تاکنون در نگارش بکار برده می شده است: 1- انتخاب یک

زبان: از قرون وسطی تا عصر جدید معاهدات را فقط به زبان لاتین می نوشتند. تا جنگ

جهانی اول زبان فرانسه جانشین زبان لاتین شد. از سال 1919 زبان فرانسه انحصاري بودن

خود را از دست داد و زبان انگلیسی موقعیت خاصی پیدا کرد. 2- انتخاب چند زبان با

رجحان یکی: بر این اساس معاهده را به دو یا چند زبان می نویسند و در معاهده ذکر

می کنند کدام زبان اولویت دارد. این عمل زمانی مفید است که چنانچه میان طرفین

اختلافی بروز نماید در این صورت در تفسیر یا اجراي معاهده متنی که به زبان مرجح

نگاشته شده برتر و ملاك است.

نکته: امروزه در نگارش اکثر معاهدات از این روش استفاده می شود. 3- انتخاب چند

زبان با اعتبار برابر: معاهده در دو یا چند نسخه و به دو یا چند زبان نوشته می شود و در

معاهده ذکر می شود که کلیه نسخه هاي آن در حکم واحد و برابرند و هیچ یک بر

دیگري برتري ندارد.

نکته: عهدنامه حقوق معاهدات مساله انتخاب زبان را به عهده طرفین معاهده گذاشته اند

تا به هر نحو که بخواهند عمل کنند.

بافت معاهده

از نظر شکلی معاهده تشکیل شده از یک مقدمه، یک متن و ضمایم.

مقدمه: در مقدمه معمولاً به کلیات، اسامی کشورهاي متعاهد، موجبات معاهده و

هدف هاي کلی معاهده پرداخته می شود. مقدمه معاهده خود داراي قدرت الزام ور

نیست بلکه عنصر تفسیر معاهده است.

متن: متن معاهده بدنه معاهده بوده الزام آور است. بدنه معاهده شامل مواد اصلی و قیود

نهایی است.

77

نکته: علت انفکاك ضمایم از متن اصلی براي احتراز از سنگینی و حجیم شدن معاهده

است.

ضمایم: به ضمایم همراه متن معاهده پروتکل یا پروتکل الحاقی می گویند.

پروتکل: شامل مقررات مربوط به توضیح بعضی از کلمات و لغات متن و شیوه اجراي

معاهدات است. متن معاهده ممکن است علاوه بر پروتکل داراي اسناد ضمیمه هم باشد.

اسناد ضمیمه: شامل امور فنی و فهرست اسامی است.

رسمیت معاهده: با توافق متعاهدها نحوه رسمیت معاهده تعیین می شود. در صورت نبود

توافق صریح، رسمیت معاهده از طریق امضاء یا پاراف حاصل می گردد.

امضاء

معاهده اي که مراحل مذاکره و نگارش آن پایان پذیرفته به وسیله نمایندگان صلاحیتدار

متعاهدها امضا می شود و اگر نمایندگان داراي اختیار امضاي معاهده نباشند و یا علاقه مند

به حصول اطمینان از قصد و نیت دولت هاي متبوع خود باشند آن را امضاي ناقص نموده

بعد از تحصیل اختیار یا حصول اطمینان نسبت به امضاي آن اقدام می کنند.

نکته: امضا در یک معاهده وقتی الزام آور است که قوانین و مقررات کشور متبوع نماینده

امضاکننده چنین موردي را تجویز نماید.

انواع و صور امضاء

امضاي عادي: تابع هیچ نوع قید و شرطی نمی باشد. 

امضاء با کسب تکلیف: نماینده در خصوص اختیارات خود یا مندرجات متن معاهده 

دچار تردید است لذا معاهده را به شرط مشورت با مقامات متبوع خود امضا می کند.

امضاي معوق: بعد از اتمام مذاکرات، مدت معینی جهت امضا براي پذیرش آن مقرر 

می گردد مثلاً تا یک سال یا تا لازم الاجرا شدن معاهده.

پاراف: هنگامی که بعد از مذاکره متن معاهده نگارش می شود نمایندگان با گذاشتن 

حرف اول اسامی خود در ذیل آن نسبت به پاراف اقدام می کنند. یعنی موقتاً امضا

می کنند تا براي تصمیم گیري نهایی از کشور خود کسب تکلیف کنند.

موارد استعمال پاراف 1

اگر قرار باشد معاهده با امضاء قطعیت یابد. 

اگر قرار باشد معاهده توسط مقامات عالی رتبه و یا در سطح سران امضاء شود. 

اگر در مذاکرات، نمایندگان مذاکره کنندگان اختیار امضا نداشته باشند. 

اعتبار بخشیدن به متن معاهده

متن یک معاهده به طرق ذیل قانوناً معتبر و قطعی شمرده می شود:

به شیوه اي که در متن معاهده مقرّر شده و یا مورد موافقت کشورهائی است که در 

تنظیم آن شرکت کرده اند.

در غیاب چنین شیوه اي، از طریق امضاء، امضاي همزمان با کسب تکلیف، یا پاراف 

متن معاهده، یا قطعنامۀ نهائی کنفرانسی که در برگیرندة متن معاهده باشد توسط

نمایندگان آن کشورها.

روش هاي اعلام رضایت کشورها به التزام در قبال یک معاهده

امضاء، مبادلۀ اسناد تشکیل » رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده، از طریق

دهندة یک معاهده، تنفیذ، پذیرش، تصویب، الحاق، یا به هر وسیلۀ دیگري که مورد

اعلام می شود. « توافق قرار گرفته باشد

اعلام رضایت به التزام در قبال یک معاهده از طریق امضاء

-1 رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده از طریق امضاي نمایندة آن کشور،

در صورتی ابراز می شود که: الف: معاهده مقرر کرده باشد که امضاء واجد چنین اثري

-1 امضاي موقت

79

خواهد بود؛ ب: به نحو دیگري ثابت شود که کشورهاي مذاکره کننده در خصوص

اینکه امضاء می بایست چنین اثري داشته باشد، توافق کرده اند؛ ج: قصد کشور براي

اعطاي این اثر به امضا از اختیارات تام نماینده آن معلوم شود، یا در حین مذاکرات بیان

شده باشد.

-2 به منظور اجراي مفاد بند 1: الف: در صورت ثبوت و توافق کشورهاي مذاکره کننده:

در این خصوص، پاراف متن به منزلۀ امضاي معاهده محسوب می شود؛ ب: امضاي

همزمان با کسب تکلیف به وسیلۀ یک نماینده: در صورتی که به وسیلۀ کشور مربوطه

تأیید شود امضاي قطعی معاهده محسوب خواهد شد.

تعریف تصویب

چند تعریف در ذیل ذکر می شود.

عمل حقوقی یک جانبه است که مؤخر بر امضاست و به وسیله آن مقامات عالی یک 

کشور معاهده ي تهیه و امضا شده توسط نمایندگان تام الاختیار را تأیید و تصدیق نموده

رضایت می دهند تا معاهده قطعی و لازم الاجرا گردد.

.« اعلام رضایت متعاهدها در التزام به معاهده است » تصویب 

تصویب عبارت است از اعلامیه رسمی که به موجب آن دولتی رضایت خود را مبنی 

برملتزم شدن به معاهده بیان می دارد.

نکته: معاهده تنها با عمل تصویب، قدرت حقوقی می یابد.

مقامات صلاحیتدار تصویب

تعیین اینکه چه مقام یا مقاماتی صلاحیت تصویب معاهدات بین المللی را دارند برعهده

حقوق عمومی داخلی است. به عبارت دیگر قانون اساسی هر کشور است که تعیین

می کند کدام مقام یا مقاماتی صلاحیت تصویب قراردادهاي بین المللی را دارد. با توجه به

قوانین اساسی کشورها نشان می دهد که کدام مرجع صلاحیتدار خاص را براي تصویب

80

معاهده تعیین نموده اند؛ گاهی قوه مجریه، گاهی قوه مقننه، و گاهی تقسیم صلاحیت بین

قوه مجریه و قوه مقننه و گاهی هم طریقه خاص دیگر.

نکته: خصیصه بارز تصویب ارادي یا اختیاري بودن آن است.

نتایج اصل ارادي بودن تصویب

نامعین بودن مهلت تصویب 

امکان تصویب مشروط 

مشروعیت خودداري از تصویب 

مشروعیت تصویب معاهده در ایران

اصل 77 قانون اساسی 

اصل 125 قانون اساسی 

ماده 1 قانون مدنی 

تصویب ناقص

هرگاه مطابق قانون اساسی یک کشور، تصویب یک معاهده بین المللی توسط پارلمان

آن کشور لازم باشد اما رئیس کشور یا هر مقام دیگري بدون کسب اجازه از قوه مقننه؛

عهدنامه را تصویب نماید، چنین تصویب را تصویب ناقص یا بی قاعده می گویند.

تصویب ناقص تا چه اندازه مورد پذیرش حقوق بین الملل است؟ کشورها به معاهده اي

که توسط مقام صلاحیتدار داخلی تصویب نشده باشد اعتباري قائل نبوده معتقدند آثار

حقوقی بر آن مترتب نخواهد بود. در رابطه با اعتبار حقوقی تصویب ناقص چندین نظر

بیان شده است:

1. نظریه اعتبار مطلق: ازآنجا که حقوق بین الملل با حقوق داخلی تفاوت دارد لذا

محدودیت هاي که طبق قانون اساسی ایجاد شده است بر حقوق بین الملل تأثیر ندارد و

81

که از « ژورژسل » . اصولاً این محدودیت ها از دید بین المللی داراي اعتبار نمی باشد

طرفداران مکتب یگانکی حقوقی با برتري حقوق بین المللی است، معتقد به این نوع

قراردادها می باشد.

2. نظریه بی اعتباري مطلق: طبق این نظریه معاهده که بطور ناقص یا بی قاعده تصویب

معتقد است که بنا به اقتضاي اولیه تکنیک « شارل روسو » . شده باشد کاملاً بی اعتبار است

حقوقی، عملی می تواند داراي آثار حقوقی باشد که انجام دهنده آن صلاحیت داشته

باشد.

3. نظریه بی اعتباري مشروط: طبق این نظریه معاهده که به طور ناقص تصویب شده باشد

از اعتبار حقوقی کامل برخوردار است مگر اینکه نقض آشکار قانون اساسی باشد که در

این صورت معاهده فاقد آثار حقوقی است.

« آنزیلوتی » 4. نظریه اعتبار با الهام از مسئولیت بین المللی: طرفداران این نظریه از جمله

معتقد است کشوري که قانون اساسی خود را نادیده گرفته و مرتکب خطا شده است

کاملاً مسئول وضعیت ایجاد شده است که خود علت آن بوده است. آن کشور حق

ندارد که براي فرار از تعهد به خطاي خود متوسل شود. زیرا در غیر این صورت سایر

متعاهدین مجبور می شون که پیامدهاي خطایی که خود مرتکب نشده اند تحمل کنند.

اعلام رضایت به التزام در قبال یک معاهده از طریق مبادلۀ اسناد

تعریف مبادله: تهیه و ارسال سند تصویب براي طرف هاي معاهده توسط هریک از

طرف هاي معاهده. رضایت کشورها به التزام در قبال معاهده اي که به وسیلۀ مبادله ي

اسناد به وجود می آید از طریق همان مبادله به این صورت اعلام می گردد که اسناد

معاهده مقرر کرده باشد که مبادله ي آنها چنین اثري خواهد داشت؛ یا به نحو دیگر ثابت

شود که آن کشورها در آن خصوص که مبادله ي اسناد معاهده می بایست چنین اثري

داشته باشد، توافق کرده باشند.

82

ماهیت حقوقی مبادله یا تودیع: تبادل یا تودیع اسناد ضمن آنکه یکی از مراحل انعقاد

معاهدات چندجانبه می باشد یکی از اشکال رضایت کشورهایا سازمان هاي بین المللی به

التزام در قبال معاهده نیز است. مبادله یا تودیع اسناد داراي ماهیت بین المللی بوده و زمینه

ورود یک معاهده را به نظام بین المللی فراهم می سازد.

رضایت به التزام در قبال یک معاهده از طریق تنفیذ، قبولی یا تصویب

-1 رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده از طریق تنفیذ، به صورت زیر اعلام

می گردد:

معاهده اعلام چنین رضایتی را از طریق تنفیذ پیش بینی نموده باشد؛ 

به نحو دیگري ثابت شود که کشورهاي مذاکره کننده در خصوص لزوم تنفیذ توافق 

کرده اند؛

نمایندة کشور مربوطه معاهده را بشرط تنفیذ امضاء کرده باشد؛ 

قصد کشور مربوطه دایر بر امضاي معاهده به شرط تنفیذ از اختیارات تام نمایندة آن 

کشور معلوم شود یا در حین مذاکره بیان شده باشد؛

-2 اعلام رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده از طریق قبولی یا تصویب

تحت همان شرایط ناظر بر مورد تنفیذ، صورت می گیرد.

رضایت به التزام در قبال یک معاهده از طریق الحاق

تعریف الحاق: عملی است حقوقی که به موجب آن کشوري که در مراحل مذاکره و

امضاء و...مربوط به معاهده قبلاً شرکت نداشته می تواند به عنوان متعاهد همان معاهده در

آید. رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده از طریق الحاق به صورت زیر

اعلام می گردد:

معاهده اعلام رضایت آن کشور به وسیله الحاق به معاهده را پیش بینی نموده باشد؛ 

به نحو دیگري ثابت شود که کشورهاي مذاکره کننده در خصوص اعلام رضایت آن 

کشور از طریق الحاق به معاهده توافق کرده اند؛

83

همۀ طرف هاي معاهده بعداً توافق کرده باشند که رضایت آن کشور ممکن است با 

الحاق به معاهده اعلام گردد.

تودیع اسناد تصویب

تودیع می گردد. امین معاهده « امین » اسناد تصویب معاهدات چندجانبه نزد مقامی بنام

پس از وصول اسناد تصویب، نخست آن را جهت اطلاع سایر طرف هایی که حق

عضویت در آن معاهده را دارند به آنها ابلاغ می کند. امین معاهده می تواند یک کشور،

سازمان بین المللی و یا عالی ترین مقام اداري آن سازمان باشد. براي مثال امروزه امین

معاهداتی که تحت نظر سازمان ملل متحد تهیه و تدوین می گردد دبیر کل سازمان ملل

متحد است. امین معاهده متعهد است که وظایفش را با بی طرفی انجام دهد. این وظایف

را می توان به سه دسته تقسیم نمود.

وظایف امین معاهدات

-1 وظیفه حفظ اسناد و مدارك مربوط به معاهده؛

-2 وظیفه اطلاع رسانی در مورد معاهده؛

-3 وظیفه درخواست ثبت معاهده در دبیرخانه سازمان ملل متحد؛ بجز در مواردي که

معاهده روش دیگري را مقرر کرده باشد، اسناد تنفیذ، قبولی، تصویب یا الحاق در

صورتی به منزلۀ اعلام رضایت کشور به التزام در قبال یک معاهده محسوب می شود که:

الف: اسناد میان کشورهاي متعاهد مبادله شود؛ ب: اسناد نزد امین تودیع گردد؛ ج: در

صورتی که در این موارد توافق شده باشد اسناد به کشورهاي متعاهد یا امین ابلاغ گردد.

نکته: عدم ثبت معاهدات در دبیرخانه ي سازمان ملل، عدم امکان استناد به آن در ارکان

سازمان ملل است.

84

رضایت به التزام در قبال قسمتی از معاهده یا انتخاب مقررات مختلف آن

رضایت یک کشور به التزام در قبال قسمتی از یک معاهده فقط در صورتی مؤثر است

که معاهده چنین اجازه اي را بدهد، یا سایر کشورهاي متعاهد در این مورد موافقت

نمایند. بنابراین رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده اي که حقّ انتخاب بین

مقررات مختلف آن را مجاز می داند فقط در صورتی مؤثر است که تصریح شود

رضایت مزبور در خصوص کدام یک از مقررات معاهده ابراز شده است.

الزام به خودداري از لطمه زدن به هدف و منظور یک معاهده قبل از لازم الاجرا

شدن آن

یک کشور ملزم است از اقداماتی که به هدف و منظور یک معاهده لطمه وارد می کند

خودداري ورزد هرگاه معاهده را به شرط تنفیذ، قبولی، یا تصویب امضاء نموده و یا

اسناد تشکیل دهندة معاهده را مبادله کرده باشد؛ تا زمانی که قصدش را دایر بر عدم

الحاق به معاهده تصریح نماید؛ یا رضایت خود را به التزام در قبال معاهده را صراحتاً

موکول به لازم الاجرا شدن معاهده کرده باشد، مشروط بر اینکه لازم الاجرا شدن آن به

طور نامعقول به تأخیر نیفتد.

حق شرط

عبارت است از بیانیۀ یک جانبه اي که یک کشور تحت هر نام یا به :« حق شرط » تعریف

هر عبارت در موقع امضا، تنفیذ، قبول، تصویب یا الحاق به یک معاهده صادر می کند و

به وسیلۀ آن قصد خود را دایر بر عدم شمول یا تعدیل آثار حقوقی بعضی از مقررات

یک کشور هنگام امضاء، تنفیذ، قبولی، تصویب یا .« معاهدات نسبت به خود بیان می دارد

الحاق به یک معاهده می تواند تعهد خود نسبت به آن معاهده را مشروط کند مگر در

صورتی که:

الف: معاهده حق شرط را ممنوع کرده باشد؛ ب: معاهده مقرر کرده باشد که حق شرط

فقط در موارد خاص که شامل تعهد مورد بحث نیست،مجاز است؛ ج: وقتی که حق شرط

85

با هدف و منظور معاهده مغایرت داشته باشد.

قبول یا مخالفت با تحدید تعهد

-1 حق شرط که صریحاً در یک معاهده مجاز شمرده شده باشد، موافقت بعدي سایر

کشورهاي متعاهد را لازم ندارد مگر آنکه لزوم آن در معاهده قید شده باشد.

-2 در موردي که از تعداد محدود کشورهاي مذاکره کننده و نیز از هدف و منظور

معاهده معلوم شود که جاري بودن معاهده در کلیت آن نسبت به تمام کشورهاي طرف

معاهده شرط ضروري رضایت هریک از آنها به التزام در قبال معاهده است، حق شرط

باید مورد قبول همۀ طرف هاي معاهده قرار گیرد.

-3 در موردي که معاهدة سند تأسیس یک سازمان بین المللی باشد، حق شرط منوط به

قبول ارگان ذي صلاح آن سازمان است، مگر اینکه معاهده ترتیب دیگري را مقرر کرده

باشد.

-4 در مواردي که مشمول بندهاي مذکور در فوق نبوده و در معاهده به نحو دیگري

مقرر نشده باشد: الف: قبول حق شرط یک کشور به وسیله یک کشور دیگر متعاهد

موجب می گردد آن دو کشور در صورت یا از زمان لازم الاجرا شدن معاهده نسبت به

آنها، در مقابل یکدیگر طرف معاهده محسوب شوند؛ ب: مخالفت یک کشور متعاهد

با حق شرط یک کشور مانع از لازم الاجرا شدن معاهده بین کشور مخالفت کننده و

کشوري که حق شرط ارائه نموده است، نمی شود مگر آنکه کشور مخالفت کننده قطعاً

منظور مخالف آن را ابراز نموده باشد؛ ج: اقدامی که رضایت یک دولت را دایر بر التزام

در قبال یک معاهده منعکس نموده و مضافاً متضمن حق شرط باشد، به محض آنکه

حداقل یک کشور دیگر متعاهد حق شرط را بپذیرد اثر قانونی خواهد داشت. 5-به

منظور اجراي بندهاي 2 و 4 چنانچه معاهده به نحو دیگري مقرر نکرده باشد، حق شرط

یک کشور وقتی از جانب کشور دیگر قبول شده تلقی می شود که کشور اخیر تا پایان

دورة دوازده ماه پس از تاریخ آگاهی از ارائه حق شرط یا تا زمان اعلام رضایت خود به

86

التزام در قبال معاهده، هرکدام که مؤخر باشد، مخالفتی نسبت به حق شرط ابراز نکرده

باشد.

آثار حقوقی حق شرط و مخالفت با آن

-1 حق شرطی که نسبت به طرف دیگر معاهده صورت گرفته باشد:

براي کشوري که به حق شرط اقدام نموده آن قسمت و به همان میزان از مقرّرات 

معاهده را که موضوع حق شرط قرار گرفته است در رابطۀ وي با طرف دیگر، تعدیل

می نماید.

براي طرف دیگر معاهده، همان قسمت از مقرّرات معاهده را تا همان میزان در قبال 

کشوري که از حق شرط استفاده می کند، تعدیل می نماید.

-2 حق شرط به خودي خود مقرّرات معاهده را براي سایر طرف هاي معاهده تعدیل

می نماید.

-3 اگر کشوري که با حق شرط مخالفت کرده، با لازم الاجرا شدن معاهده بین خود و

کشوري که به حق شرط اقدام نموده مخالفت نکند آن قسمت و به همان میزان از

مقرّرات معاهده که موضوع حق شرط واقع شده است بین آنها اعمال نخواهد شد.

انصراف از حق شرط و مخالفت با آن

-1 بجز در مواردي که معاهده نحوه دیگري را مقرّر نماید حق شرط را می توان در هر

زمان مسترد داشت و رضایت کشوري که حق شرط را پذیرفته است براي آن انصراف

ضرورت ندارد.

-2 بجز در مواردي که معاهده نحوة دیگري را مقرّر نماید و یا روي نحوة دیگري توافق

شده باشد. انصراف از حق شرط تنها وقتی در مورد کشور دیگر متعاهد واجد اثر حقوقی

است که این امر به آن کشور دیگر ابلاغ شده باشد.

87

روش اعمال حق شرط 1

حق شرط، پذیرش صریح و یا مخالفت نسبت به آن باید کتباً تنظیم شود و به کشورهاي

متعاهد و سایر کشورهائی که حق پیوستن به آن معاهده را دارند ابلاغ گردد. در صورتی

که حق شرط در هنگام امضاي مشروط به تنفیذ یا قبول یا تصویب صورت گرفته باشد،

لازم است کشوري که به ارائه حق شرط اقدام می کند هنگام اعلام رضایت به التزام در

قبال معاهده، اقدام خود را رسماً تأیید نماید. در چنین موردي، تاریخ ارائه حق شرط

همان تاریخ تأیید در نظر گرفته خواهد شد. اگر قبولی تصریح یا مخالفت با حق شرط

قبل از تأیید حق شرط بعمل آمده باشد، احتیاجی به تأیید مجدد آن قبولی یا مخالفت

نیست. انصراف از حق شرط یا مخالفت با آن باید کتباً تنظیم شود.

چگونگی لازم الاجرا شدن معاهدات

یک معاهده به صورت و تاریخی که در معاهده مقرّر شده است و یا به طریقی که

کشورهاي مذاکره کننده توافق کرده باشند، لازم الاجرا می گردد. در صورتی که معاهده

این امر را مقرّر نکرده یا توافقی در این مورد نشده باشد، معاهده به محض آنکه تمام

کشورهاي مذاکره کننده رضایت خود به التزام در قبال آن را اعلام کنند، لازم الاجرا

می گردد. در صورتی که اعلام رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده در

تاریخی بعد از تاریخ لازم الاجرا شدن معاهده صورت گیرد، معاهده براي آن کشور از

زمان تاریخ مؤخر لازم الاجرا خواهد بود مگر در مواردي که معاهده نحوة دیگري را

مقرّر کرده باشد. مقرّرات معاهده ناظر بر تأیید اعتبار متن آن، ثبوت رضایت کشورها به

التزام نسبت به معاهده، نحوه و تاریخ لازم الاجرا شدن، تحدید تعهد، وظایف امین و

سایر موضوعاتی که لزوماً قبل از لازم الاجرا شدن معاهده مطرح می شود، از زمان

پذیرفتن متن معاهده لازم الرّعایه خواهند بود.

-1 ضابطه شکلی حق شرط عبارتند از: 1- مکتوب باشد 2- به کلیه طرف ها ابلاغ شود 3- مخالفت و اعتراض

به حق شرط نیز باید کتبی باشد.

88

چگونگی اجراي موقّت معاهده

یک معاهده یا قسمتی از آن در صورتی قبل از لازم الاجرا شدن آن موقتاً اجرا خواهد

شد که معاهده خود چنین امري را مقرّر نماید یا کشورهاي مذاکره کننده به طریق

دیگري در این مورد توافق کرده باشند. بجز در مواردي که معاهده نحوة دیگري را

مقرّر نماید و یا کشورهاي مذاکره کننده به نحو دیگري توافق کرده باشند، در صورتی

که کشوري به کشورهاي دیگري که ما بین آنها معاهده موقتاً اجرا می شود اطّلاع بدهد

که قصد پیوستن به معاهده را ندارد، اجراي موقّت معاهده یا قسمتی از آن در ارتباط با

کشور مذکور متوقّف خواهد شد.

نکته: هر معاهدة لازم الاجرائی براي طرف هاي آن تعهدآور است و باید توسط آنها با

حسن نیت اجرا گردد.

نکته: یک طرف معاهده نمی تواند به حقوق داخلی خود به عنوان توجیهی براي قصور

خود در اجراي معاهده استناد نماید.

عطف یا ماسبق نشدن معاهدات

به استثناي مواردي که از معاهده یا از طرق دیگر قصد دیگري استنباط شود، مقرّرات

یک معاهده براي یک طرف در ارتباط با عمل حقوقی یا واقعه اي که قبل از تاریخ

لازم الاجرا شدن معاهده صورت گرفته یا وضعیتی که قبل از لازم الاجرا شدن معاهده

خاتمه یافته باشد، تعهدآور نیست.

تفسیر معاهدات

انجام یک فعالیت ذهنی حقوقی است که جهت روشن ساختن ابهامات » : تعریف تفسیر

موجود در یک معاهده و یا شفافیت بخشیدن به مفاهیم و نکات به ظاهر متناقص بکار

.« گرفته می شود

قاعدة کلی تفسیر: یک معاهده به حسن نیت و منطبق با معناي معمولی آن که باید به

اصطلاحات آن در سیاق عبارت و در پرتو موضوع و هدف معاهده داده شود، تفسیر

89

خواهد شد. به منظور تفسیر یک معاهده، سیاق عبارت، علاوه بر متن که شامل مقدمه و

ضمائم نیز می شود، مشتمل است بر: الف: هرگونه توافق مربوط به معاهده که بین کلیۀ

طرف هاي معاهده در ارتباط با انعقاد آن حاصل شده است؛ ب: هر نوع سندي که توسط

یک یا چند طرف در ارتباط با انعقاد معاهده تنظیم شده و توسط طرف هاي دیگر به

عنوان سندي مربوط به معاهده پذیرفته شده است.

همراه با سیاق عبارت، به موارد زیر نیز توجه خواهد شد: الف: هرگونه توافق آتی بین

طرف هاي معاهده در خصوص تفسیر معاهده یا اجراي مقرّرات آن؛ ب: هر نوع رویۀ

بعدي در اجراي معاهده که مؤید توافق طرف هاي معاهده در خصوص تفسیر آن باشد؛

ج: هر قاعدة مرتبط حقوق بین الملل که در روابط بین طرف هاي معاهده قابل اجرا باشد.

در صورتی که ثابت شود قصد طرف هاي معاهده معناي خاصی از یک اصطلاح بوده

است، همان معنی به اصطلاح مزبور داده خواهد شد.

نکته: در تفسیر معاهده، انتخاب زبان نقش اساسی دارد.

انواع تفسیر

تفسیر قانونی یا رسمی: یعنی صلاحیت تفسیر قاعده حقوقی توسط مرجعی که آن 

قاعده را وضع کرده است.

تفسیر اثباتی: به تفسیر قاعده حقوقی توسط ثالث (قاضی-داور) تفسیر اثباتی گویند. 

تفسیر علمی: به تفسیر قاعده حقوقی توسط حقوقدانان برجسته گفته می شود. این نوع 

تفسیر هر چند فاقد ارزش حقوقی است اما در سطح بین الملل داراي اهمیت زیادي است.

صلاحیت تفسیر

تفسیر یک جانبه 

تفسیر جمعی 

تفسیر توسط سازمان هاي بین المللی 

90

اصول تفسیر

اصل حسن نیت 1 

اصل آثار مفید 2 

آنچه نیاز به تفسیر ندارد نباید تفسیر شود 3 

تفسیر باید طبق مفاهیم عادي و متداول باشد 

تفسیر معاهده باید در چارچوب هدف و موضوع آنها باشد 

توجه به سیاق و عبارات معاهده 

روش هاي تفسیر

روش ذهنی: به این معناست که از آنجا که معاهده ناشی از توافق صریح دو یا چند 

اراده است به همین جهت در تفسیر آن باید به قصد و نیت طرفین پی برد.

روش عینی: درست است که معاهده ناشی از توافق صریح طرف هاي معاهده است اما 

چنین قاعده اي نمی تواند جدا از اوضاع و احوال مرتبط به ایجادش باشد. این اوضاع و

احوال عناصر عینی هستند که مستقل از اراده طرفین می باشند.

وسائل تکمیلی تفسیر

از وسائل تکمیلی تفسیر، از جمله کارهاي مقدماتی و اوضاع و احوال ناظر بر انعقاد

معاهده می توان به منظور تأیید معناي متّخذ از اجراي ماده 31 و یا تعیین معناي معاهده

در صورتی که تفسیر آن طبق ماده 31 عهدنامه 1969 استفاده نمود: الف: معانی مبهم یا

بی مفهوم القا کند؛ ب: منجر به نتیجه اي شود که آشکارا بی مفهوم یا نامعقول باشد.

-1 قاعده اساسی تفسیر حسن نیت است.

-2 در تفسیر عبارات و کلمات یک معاهده آن دسته از معانی را باید پذیرفت که اثر مفید و مطلوبی بر آنها

مترتب باشد و از تفسیرهایی که به نتایجی آشکارا بی معنا و نامعقول منجر می شوند باید جداً پرهیز نمود.

-3 عبارات روشن نیاز به تفسیر ندارد.

91

تفسیر معاهداتی که به دو یا چند زبان اعتبار دارند

وقتی که اعتبار معاهده اي به دو یا چند زبان تصدیق شده باشد، متن آن در هر یک از

زبان ها به نحو یکسان معتبر خواهد بود مگر آنکه معاهده مقرّر نماید، یا طرف هاي

معاهده توافق کنند که در صورت اختلاف، متن معینی ملاك خواهد بود. متن معاهده به

زبانی غیر از زبان هایی که اعتبار معاهده به آنها تصدیق شده است تنها در صورتی معتبر

محسوب خواهد شد که معاهده آن را پیش بینی کرده باشد، یا طرف هاي متعاهد آن گونه

که توافق کرده باشند. اصل بر این است که اصطلاحات یک معاهده در تمامی

بخش هاي آن، داراي معناي واحدي هستند. بجز مواردي که متن خاصی به موجب بند 1

ملاك قرار می گیرد، چنانچه مقایسۀ متون معتبر معاهده اختلافی را در معنی نشان دهد

که از طریق اعمال مواد 31 و 32 قابل رفع نباشد معنایی برگزیده خواهد شد که نظر به

موضوع و هدف معاهده، بهترین تلفیق را بین متون مزبور بر قرار می سازد.

قاعدة کلی معاهده در ارتباط با کشورهاي ثالث

عبارت است از کشوري که طرف معاهده نباشد. « کشور ثالث »

معاهداتی که براي ثالث ایجاد تعهد نمی کنند 

یک معاهده براي کشور ثالث بدون رضایت وي تعهدات یا حقوقی ایجاد نمی کند.

مقرّرات یک معاهده در صورتی براي یک کشور ثالث ایجاد تعهد می نماید که قصد

طرف هاي معاهده ایجاد تعهد براي آن کشور از طریق مقرّرات مزبور باشد و کشور

ثالث کتباً و بطور صریح آن را بپذیرد.

معاهداتی که براي کشورهاي ثالث آثار حقوقی ایجاد می نمایند 

مقررات یک معاهده در صورتی براي یک کشور ثالث ایجاد حقّ می نماید که قصد

طرف هاي معاهده از مقرّرات مزبور اعطاي آن حق به کشور ثالث، یا به گروهی از

کشورها که کشور ثالث بدان تعلق دارد، یا به همۀ کشورها باشد و خود کشور ثالث نیز

92

با آن موافقت نماید. تا زمانی که خلاف آن احراز نشود، اصل، رضایت کشور ثالث

است مگر آنکه معاهده ترتیب دیگري مقرر نماید. کشوري که در اجراي مواردیاد شده

حقی را اعمال می کند باید در خصوص شرایط پیش بینی شده در معاهده یا شرایطی را

که در انطباق با معاهده ثابت است، رعایت کند.

رجوع یا جرح و تعدیل تعهدات یا حقوق کشورهاي ثالث

در بعضی موارد تعهدي براي کشور ثالث قابل رجوع یا جرح و تعدیل خواهد بود مگر

آنکه ثابت شود آنها در خصوص ترتیب دیگري توافق کرده اند. در موردي که حقی

براي یک کشور ثالث ایجاد شده باشد، چنانچه ثابت شود که مقصود این بوده است که

از آن حق رجوع نشود و یا بدون رضایت کشور ثالث جرح یا تعدیل نشود، طرف هاي

معاهده نمی توانند از آن حق رجوع و یا در آن جرح و تعدیل نمایند. 1

اصلاح 2 معاهدات

یک معاهده با موافقت طرف هاي معاهده قابل اصلاح می باشد. جز در مواردي که

معاهده ترتیب دیگري را معین کرده باشد. اصلاح معاهدات چند جانبه تابع مقررات زیر

است. هر نوع پیشنهاد اصلاح معاهده چند جانبه بین تمامی طرف هاي معاهده باید به همه

کشورهاي متعاهد ابلاغ شود و هر کدام از آنها حق خواهد داشت در امور زیر شرکت

کند:

اتخاذ تصمیم در خصوص اقدامی که می باید در ارتباط با پیشنهاد صورت گیرد؛ 

مذاکره و انعقاد هر نوع موافقت نامه هایی براي اصلاح معاهده 

-1 ماده 35 و 36 عهدنامه 1969 وین.

-2 اصلاح یعنی تغییر مفاد معاهده نسبت به کلیه طرف هاي معاهده.

93

هر کشوري که حق الحاق به معاهده اي را داشته باشد، حق الحاق به معاهده اصلاح شده

را نیز خواهد داشت. موافقت نامه اصلاح شده، کشوري را که قبلاً طرف معاهده بوده

ماده 30 در « ب» ولی به موافقت نامه اصلاح شده ملحق نمی شود، اجبار نمی کند. بند 4

مورد این چنین کشوري مجري خواهد بود. هر کشوري که پس از لازم الاجرا شدن

موافقت نامه اصلاحی، به معاهده ملحق شود، در صورتی که خلاف آن را اظهار نکند:

طرف معاهده اصلاح شده محسوب خواهد شد؛ 

در قبال هر طرف معاهده اي که تعهدي در قبال موافقت نامه اصلاحی ندارد، طرف 

معاهده اصلاح نشده محسوب خواهد شد.

جرح و تعدیل معاهدات

دو یا چند طرف 1 یک معاهده چند جانبه فقط در صورتی می توانند موافقت نامه هایی

براي جرح و تعدیل معاهده بین خود منعقد کنند که:

الف: امکان چنین جرح و تعدیلی توسط معاهده پیش بینی شده باشد؛

ب: معاهده، جرح و تعدیل مزبور را ممنوع ننموده باشد مشروط بر اینکه: 1- جرح و

تعدیل تأثیري در استفاده از حقوق سایر طرف هاي معاهده، طبق معاهده، و یا در انجام

تعهدات آنان نداشته باشد؛ 2- جرح و تعدیل مزبور به ترتیباتی از معاهده مربوط نشود که

تخلف از آنها با اجراي مؤثر موضوع و هدف معاهده در کلیت آن، مباینت داشته باشد.

شرایط اعتبار معاهده

اهلیت طرف هاي معاهده 

رضایت طرف هاي معاهده 

مشروعیت موضوع و هدف معاهده 

-1 جرح و تعدیل در معاهدات چند جانبه فقط بین بعضی از طرف هاي معاهده اجرا می گردد.

94

بطلان معاهدات

بطلان مطلق: موجباتی است که تحقق آنها منجر به بطلان خود به خود معاهدات 

می گردد. بطلان نسبی به واسطه عیوب رضا فراهم می شود. منظور از عیوب رضا عواملی

است که رضایت کشورهاي متعاهد را آسیب زده و بی اعتباري آنها را به همراه می آورد.

عیوب رضا عبارتند از: نقض حقوق داخلی، تجاوز نماینده کشور از حدود اختیارات

خویش، اشتباه، تقلب، تطمیع نماینده کشور، اجبار به وسیله اعمال فشار بر کشور یا

نماینده کشور. از آنجا که موارد مذکور با منافع جامعه بین المللی در تعارض نیست لذا

فقط جزء اسباب بطلان نسبی معاهده به شمار می آیند. به عبارت دیگر در اثر بطلان نسبی

کشور متعاهد که متضرر شده است می تواند مدعی بطلان معاهده شود و در صورت

انصراف، از طریق اعلام رضایت بعدي خود که به صورت صریح یا ضمنی انجام

می شود، بطلان را بی اثر سازد. طبق ماده ( 45 ) کنوانسیون 1969 وین بدین ترتیب

معاهدات فی ذاته باطل نمی شود بلکه قابل ابطال است.

بطلان نسبی: موجباتی است که نسبت به طرف زیاندیده و مدعی بطلان قابلیت اجرا 

دارد. بطلان قطعی معاهده در اثر عواملی به وجود می آید که بنیان حقوقی معاهدات را

متزلزل می سازد و یا با رضایت طرفین معاهده نیز قابل تصحیح و تنفیذ نیست. در واقع این

عوامل به نقض قواعد بنیادین حقوق بین الملل مربوط می شود. عواملی که باعث بطلان

قطعی معاهدات می شوند عبارتند از: عدم رعایت قواعد آمره، نابرابري معاهدات، اجبار

به وسیله تهدید یا اعمال زور.

موجبات بطلان معاهده

نقض مقررات داخلی 

تجاوز نماینده از حدود اختیارات 

اشتباه 

تقلب یا تدلیس 

95

تطمیع نماینده 

اجبار نماینده یا کشور یا سازمان بین المللی 

عدم رعایت قواعد آمره بین المللی 

نابرابري در معاهدات 

نمایندگی غیر مجاز 

علل اختتام؛ فسخ یا کناره گیري از معاهدات

انقضاي مدت معاهده 

شرط فاسخ معاهده 

شرط فسخ یا کناره گیري از معاهده 

اختتام معاهده بر اثر اجراي آن 

تفاسخ 

اختتام معاهده براثر انعقاد معاهده مؤخر 

نقض ماهوي معاهده 

قوه قاهره یا فورس ماژور 

تغییر بنیادین اوضاع و احوال 

قطع روابط دیپلماتیک یا کنسولی 

پیدایش قاعده آمره جدید 

مخاصمات مسلحانه بین المللی 

تأثیر جانشینی کشورها بر معاهدات 

اعتبار یک معاهده یا رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده تنها از طریق

اعمال همان عهدنامه قابل اعتراض می باشد. فسخ یا رد یک معاهده، یا خروج یک طرف

از آن تنها بر اساس اعمال مقرّرات همان معاهده یا عهدنامه حاضر صورت می گیرد.

همین قاعده در مورد تعلیق اجراي یک معاهده مجري است. بی اعتباري، فسخ، یا رد

96

یک معاهده و نیز خروج یکی از طرف هاي معاهده یا تعلیق اجراي آن که ناشی از اعمال

عهدنامۀ 1969 یا مقرّرات خود معاهده باشد، به هیچ وجه تأثیري، در وظیفۀ یک کشور

در انجام تعهدات مندرج در معاهده که طبق حقوق بین الملل مستقل از معاهدة مزبور

ملزم به رعایت آنها است، نخواهد داشت. هر طرف می تواند حق خود را دایر و رد، یا

خروج از یک معاهده، یا تعلیق اجراي آن که ناشی از مقررات معاهده یا ماده 56

عهدنامۀ 1969 باشد، تنها در خصوص تمامی معاهده اعمال کند مگر آنکه معاهدة مزبور

ترتیب دیگري را مقرر نماید یا طرف هاي معاهده به نحو دیگري توافق کنند. استناد به

مبناي بی اعتباري، فسخ، یا خروج از یک معاهده و یا تعلیق اجراي آن که طبق عهدنامۀ

حاضر پذیرفته شده باشد، جز در شرایط پیش بینی شده در بندهاي ذیل یا ماده 60 ، فقط

می تواند نسبت به تمامی معاهده انجام گیرد. اگر مبناي مورد بحث فقط به مواد مشخصی

مرتبط باشد، تنها در خصوص همان مواد می توان به آن استناد کرد منوط به اینکه:

مواد مزبور از حیث اجرا از بقیۀ معاهده قابل تفکیک باشند؛ 

از معاهده بتوان استنباط کرد یا به نحو دیگري ثابت شود که پذیرش مواد مورد بحث 

مبناي اساسی رضایت طرف یا طرف هاي دیگر به التزام نسبت به کلّ معاهده نبوده است؛

ادامۀ اجراي بقیۀ ترتیبات معاهده غیر عادلانه نباشد. در مواردي که کشوري که حق 

استناد به تقلب یا ارتشاء را دارد می تواند حق مزبور را چه نسبت به تمامی معاهده و چه با

در نظر گرفتن تنها بعضی از مواد مشخص اعمال کند.

مقرّرات حقوق داخلی در خصوص صلاحیت انعقاد معاهدات

یک کشور نمی تواند با تکیه بر این واقعیت که اعلام رضایت وي به التزام در قبال یک

معاهده تجاوزي نسبت به مقررات حقوق داخلی وي در خصوص صلاحیت انعقاد

معاهدات بوده است، به بی اعتباري رضایت خود استناد نماید مگر آنکه تجاوز مزبور بارز

بوده و به قاعده اي از حقوق داخلی مربوط شود که داراي اهمیت اساسی است. تجاوز

وقتی بارز است که بر کشوري که بر طبق رویۀ معمول و حسن نیت در این مورد عمل

97

کرده است بطور عینی روشن باشد. اگر اختیار یک نماینده براي اعلام رضایت یک

کشور به التزام در قبال معاهده اي معین موضوع محدودیت خاص واقع شود، عدم

رعایت این محدودیت توسط نمایندة مزبور نمی تواند به عنوان بی اعتباري رضایت ابراز

شده مورد استناد واقع شود مگر آنکه پیش از اعلام رضایت، این محدودیت به آگاهی

دیگر دولت هاي طرف مذاکره رسیده باشد.

چگونگی استناد به اشتباه، تقلب، ارتشا و اجبار در معاهده

در صورتی که اشتباه به واقعیت یا وضعیتی مربوط باشد که در زمان انعقاد معاهده

موجود بوده است و این امر مبناي اساسی رضایت وي به التزام نسبت به معاهده را

تشکیل داده باشد، آن کشور می تواند به عنوان بی اعتبار بودن رضایت خود به التزام

نسبت به معاهده، به اشتباه استناد کند چنانچه کشور مزبور با رفتار خود به بروز اشتباه

کمک کرده باشد یا اوضاع و احوال به گونه اي باشد که وي می باید از امکان اشتباه آگاه

می بود موارد مذکور ناظر بر موضوع نخواهد بود. اشتباهی که منحصراً مربوط به عبارت

متن معاهده می شود، تأثیري در اعتبار آن ندارد و در آن صورت مفاد ماده 79 عهدنامه

1969 حاکم خواهد بود. هرگاه کشوري بر اثر رفتار متقلبانۀ کشور دیگر طرف مذاکره

معاهده اي منعقد سازد، می تواند به عنوان بی اعتبار بودن رضایت خود به التزام در قبال

معاهده به تقلب استناد نماید. هرگاه اعلام رضایت کشوري به التزام در قبال یک معاهده

از طریق رشوه به نمایندة وي، خواه بطور مستقیم یا بطور غیرمستقیم و توسط کشور

دیگر طرف مذاکره، تحصیل شده باشد کشور مزبور می تواند به عنوان بی اعتبار بودن

رضایت خود در التزام در قبال معاهده، به تقلب استناد نماید. اگر اعلام رضایت یک

کشور به التزام در قبال یک معاهده بر اثر اجبار نمایندة آن کشور از طریق اقدامات یا

تهدیدات علیه او تحصیل شده باشد داراي هیچ گونه اثر حقوقی نیست. معاهده اي که

انعقاد آن به وسیلۀ تهدید یا اعمال زور بر خلاف اصول حقوق بین الملل مندرج در منشور

ملل متّحد تحصیل شده باشد، باطل خواهد بود.

98

معاهدات متعارض با یک قاعدة آمرة حقوق بین الملل عام

معاهده اي که در زمان انعقاد با یک قاعدة آمره حقوق بین الملل عام در تعارض باشد،

باطل است. منظور از قاعدة آمره حقوق بین الملل عام قاعده اي است که به وسیلۀ اجماع

جامعۀ بین المللی کشورها به عنوان قاعدة تخلف ناپذیر که تنها توسط یک قاعدة بعدي

حقوق بین الملل عام با همان ویژگی قابل تعدیل می باشد، پذیرفته و به رسمیت شناخته

شده است.

نکته: اگر یک قاعدة آمرة جدید حقوق بین الملل عام تأسیس گردد، هر معاهدة موجودي

که در تعارض با قاعدة مزبور باشد باطل و منفسخ می گردد.

چگونگی فسخ یک معاهده یا خروج از آن

فسخ معاهده یا خروج یک طرف از آن به طرق ذیل ممکن خواهد بود:

الف: به موجب مقرّرات معاهده؛ ب: در هر زمان، با رضایت کلیۀ طرف ها پس از

مشاوره با دیگر کشورهاي متعاهد.

چگونگی رد یا خروج از معاهده اي که حاوي مقرّراتی در خصوص فسخ، رد یا

خروج از آن نیست

معاهده اي که در آن مقرّرات مربوط به فسخ وجود ندارد و رد یا خروج از آن پیش بینی

نشده است، قابل رد نیست و نمی توان از آن خارج شد مگر آنکه مسلّم شود که

طرف هاي معاهده قصد داشته اند امکان رد یا خروج از آن را نپذیرند؛ یا ماهیت معاهده

به گونه اي باشد که بتوان حقّ رد یا خروج از آن را استنباط کرد. قصد رد معاهده یا

. خروج باید پیش از رد یا خروج ابلاغ شود 1

-1 قصد رد معاهده یا خروج از آن طبق معاهده 1969 وین باید لااقلّ دوازده ماه پیش از رد یا خروج اعلام

گردد.

99

تعلیق اجراي یک معاهده

تعلیق در لغت به معنی بلاتکلیف نهادن یک کار است بطوریکه نفیاً و اثباتاً راجع به آن

تصمیمی نگرفته باشد. به این دلیل امري را معلق می گویند که نه معدوم کامل است نه

موجود کامل بلکه وجودي است ناقص مانند کارمند معلق از خدمت که عنوان کارمند

را دارد ولی یک کارمند کامل هم نیست. در حقوق بین الملل و حقوق معاهدات اجراي

یک معاهده را در قبال همۀ طرف هاي معاهده یا یک طرف خاص معاهده می توان در

موارد ذیل معلّق کرد:

الف: طبق مقرّرات خود معاهده؛ ب: در هر زمان، با رضایت کلّیۀ طرف هاي معاهده پس

از مشاوره با دیگر کشورهاي متعاهد.

تعلیق یک معاهدة چندجانبه به موجب توافق فقط بعضی از طرف هاي معاهده بدین

معناست که دو یا چند طرف یک معاهدة چند جانبه می توانند موافقت نامه اي منعقد

ساخته و اجراي مقرّرات عهدنامه را موقّتاً و تنها بین خود به حال تعلیق درآورند اگر

امکان چنین تعلیقی در خود معاهده پیش بینی شده باشد؛ یا تعلیق مورد بحث به موجب

معاهده ممنوع نگردیده باشد، مشروط براینکه تعلیق اجراي معاهده به استفادة حقوق

دیگر طرف هاي معاهده، طبق معاهده، آسیب نرسانده و مانع از انجام تعهدات آنان

نگردد؛ و با موضوع و هدف معاهده مباینت نداشته باشد. با توجه به موارد مذکور چنانچه

معاهده ترتیب دیگري معین نکرده باشد، طرف هاي مورد بحث باید دیگر طرف هاي

معاهده را از قصد خود مبنی بر انعقاد موافقت نامه و از آن دسته از مقررات معاهده که

قصد تعلیق اجراي آنها را دارند مطّلع نمایند.

فسخ یا تعلیق تلویحی اجراي یک معاهده به سبب انعقاد معاهده مؤخر

وقتی که کلیۀ طرف هاي یک معاهده به انعقاد معاهده مؤخري در خصوص موضوع

واحد مبادرت می ورزند، معاهده مقدم فسخ شده محسوب خواهد شد اگر از معاهده

مؤخر استنباط شود یا به نحوه دیگري مسلم شود که قصد طرف ها این بوده است که

100

موضوع تابع مقررات معاهده مؤخر باشد؛ یا مقررات معاهده مؤخر به گونه اي با مقررات

معاهده مقدم غیرقابل انطباق باشد که اجراي هم زمان هر دو معاهده غیرممکن باشد. اگر

از مفّاد معاهده مؤخر استنباط شود، یا به نحوه دیگري ثابت شود که قصد دول متعاهد

تنها تعلیق معاهده مقدم بوده است، فقط اجراي معاهده مزبور معلق تلّقی خواهد گردید.

چگونگی فسخ یک معاهده یا تعلیق اجراي آن در نتیجۀ نقض

نقض اساسی یک معاهده دو جانبه از سوي یکی از طرفین، طرف دیگر معاهده را مجاز

می دارد تا به نقض مزبور به عنوان مبناي فسخ، یا تعلیق کامل یا بخشی از آن استناد نماید.

اما نقض اساسی یک معاهده چند جانبه توسط یکی از طرف هاي معاهده به دیگر

طرف هاي معاهده حق می دهد تا با موافقت جمعی به تعلیق اجراي تمام یا بخشی از

معاهده اقدام کننده، و یا نسبت به فسخ آن خواه در روابط بین خود از سوئی و کشور

متخلف از سوي دیگر؛ و یا در روابط بین تمامی کشورهاي امضاء کننده مبادرت نمایند؛

به طرفی که به ویژه از نقض معاهده زیان دیده است حق می دهد تا با استناد به آن، تمام

یا بخشی از اجراي معاهده را در روابط بین خود و کشور متخلف به حال تعلیق در آورد؛

به هر یک از طرف هاي معاهده به استثناي کشور متخلف حق می دهد تا با استناد به آن،

اجراي تمام یا بخشی از معاهده را در ارتباط با خود معلق نماید، به شرط آنکه ماهیت

معاهده به گونه اي باشد که نقض اساسی مقررات آن توسط یک طرف، وضعیت هر

کدام از طرف هاي دیگر را در اجراي بعدي تعهدات وي که از معاهده ناشی می شوند،

از پایه دگرگون سازد.

شرایطی که اجراي معاهده را غیرممکن می سازند

اگر عدم امکان اجراي معاهده ناشی از اختتامه معاهده و یا خروج دائمی از موضوعی

باشد که براي اجراي معاهده اجتناب ناپذیر باشد، هر طرف معاهده می تواند به عدم

امکان اجراي معاهده به عنوان مبناي فسخ معاهده یا خروج از آن استناد نماید. چنانچه

101

عدم امکان اجرا موقت باشد، تنها می توان براي تعلیق اجراي معاهده به آن استناد کرد.

عدم امکان اجراي معاهده نمی تواند به عنوان مبناي فسخ یا خروج از یک معاهده و یا

تعلیق اجراي آن مورد استناد یا طرف قرار گیرد هرگاه عدم امکان، خود ناشی از نقض

تعهدات معاهده یا نقض هر تعهد دیگر بین المللی در قبال طرف هاي دیگر معاهده، از

سوي طرف متخلف باشد.

تغییر اساسی اوضاع و احوال زمان انعقاد معاهده

تغییر اساسی در اوضاع و احوال موجود در زمان انعقاد معاهده که حدوث آن توسط

طرف هاي معاهده پیش بینی نشده باشد، نمی تواند به عنوان مبناي فسخ یا خروج از

معاهده مورد استناد قرار گیرد مگر آنکه: وجود اوضاع و احوال مزبور مبناي اساسی

رضایت طرف هاي معاهده به التزام نسبت به معاهده باشد؛ و اثر این تغییر، دگرگونی

اساسی در ابعاد تعهداتی باشد که به موجب معاهده هنوز می بایست اجرا شوند. در موارد

ذیل، تغییر اساسی اوضاع و احوال نمی تواند به عنوان مبناي فسخ یا خروج از معاهده

مورد استناد واقع شود:

اگر معاهده اي باشد که مرز را تعیین می نماید (معاهدات مرزي). 

اگر تغییر اساسی ناشی از نقض تعهدات معاهده، یا نقض هر تعهد دیگر بین المللی در 

قبال طرف هاي دیگر معاهده، از سوي طرفی باشد که به آن تغییر استناد می کند.

اگر به موجب یکی از بندهاي اخیرالذکر، یکی از طرف هاي معاهده حق داشته باشد 

که به تغییر اساسی اوضاع و احوال به عنوان مبناي فسخ یا خروج از معاهده استناد نماید،

مضافاً حق خواهد داشت تا به آن تغییر به عنوان مبناي تعلیق اجراي معاهده نیز استناد کند.

تأثیر قطع رابطۀ دیپلماتیک یا کنسولی بر معاهده

جز در مواردي که وجود روابط دیپلماتیک یا کنسولی براي اجراي معاهده

اجتناب ناپذیر باشد، قطع رابطۀ دیپلماتیک یا کنسولی بین طرف هاي معاهده تأثیري در

102

روابط حقوقی آنها که به موجب معاهده برقرار شده است، نمی گذارد.

روشی که باید در موارد بی اعتباري، فسخ، یا خروج از یک معاهده و یا تعلیق آن

تبعیت گردد

طرفی که بر اساس مقررات عهدنامه به عیبی در اعلام قصد خود دایر بر التزام نسبت به

یک معاهده یا به مبناي دیگري براي نفی اعتبار معاهده استناد کند تا آن را فسخ نماید، یا

خروج خود از آن را اعلام داشته و یا اجرایش را معلق نماید، باید دیگر طرف هاي

معاهده را از ادعایش آگاه کند. در این اخطار، اقداماتی که به پیشنهاد وي می باید انجام

گیرد و دلایل آنها، باید مشخص گردند. اگر پس از انقضاي مهلتی که به استثناي موارد

فوري خاص، کمتر از سه ماه از زمان دریافت اخطار مزبور نخواهد بود، هیچ یک از

طرف هاي معاهده اعتراضی نکند، طرفی که اقدام به اخطار کرده است می تواند به نحوي

در مورد عمل به پیشنهاداتش اقدام نماید. اگر از جانب دیگر هر یک از طرف هاي

معاهده اعتراضی مطرح سازد، طرف هاي معاهده باید با توسل به طرق مذکور در ماده

33 منشور ملل متحد، راه حلی را جستجو نمایند. هیچ یک از موارد مذکور در حقوق یا

تعهدات طرف هاي معاهده که ناشی از مقررات لازم الاجرائی باشد که آنها در خصوص

حل و فصل اختلافاتشان متعهد می کند، تأثیري نخواهد داشت.

روش هاي حلّ و فصل قضائی، داوري و سازش

اگر پس از دوازده ماه از اعلام تاریخ اعلام اعتراض هیچ راه حلی یافت نشده باشد،

بدین گونه عمل خواهد شد که هر طرف اختلاف در رابطه با اجرا یا تفسیر مواد می تواند

به موجب یک دادخواست کتبی، دعوي را به منظور اتخاذ تصمیم در دیوان بین المللی

دادگستري مطرح نماید مگر آنکه طرف هاي اختلاف با رضایت مشترك توافق نمایند

که آن را به داوري ارجاع کنند. هر طرف اختلاف در رابطه با اجرا یا تفسیر یکی دیگر

از مواد می تواند با تسلیم تقاضائی در این خصوص به دبیر کل سازمان ملل متحد، روشی

را که در ضمیمۀ عهدنامۀ 1969 پیش بینی شده است، تعقیب کند.

103

اسناد اعلام بی اعتباري، یا خروج از یک معاهده یا تعلیق اجراي آن

هرگونه اخطار باید کتبی باشد 1. همچنین هر اقدامی جهت اعلام بی اعتباري، فسخ، یا

خرج از یک معاهده، یا تعلیق اجراي آن طبق مقررات آن معاهده باید از طریق سندي

صورت گیرد که به دیگر طرف ها منعکس شده باشد. اگر سند مزبور به وسیله رئیس

کشور، رئیس دولت، یا وزیر امور خارجه امضاء نشده باشد، ممکن است از نمایندة

کشور ارسال کنندة سند دعوت شود تا سند تام الاختیار بودن خود را ارائه نماید.

نکته: اخطار در هر زمان پیش از تاریخ نفوذ آن قابل استرداد می باشد.

آثار بی اعتباري یک معاهده

معاهده اي که عدم اعتبار آن به موجب عهدنامه محقّق شده است، باطل می باشد.

مقررات یک معاهده باطل اثر حقوقی ندارد. مع هذا در صورتی که با تکیه بر چنان

معاهده اي، اَعمالی صورت گرفته باشد هر طرف می تواند از طرف دیگر معاهده بخواهد

تا آنجا که ممکن است در روابط متقابل خود وضع را به گونه اي که در غیاب اعمال

مزبور وجود می داشت، اعاده نماید و اعمالی که بر اساس حسن نیت و قبل از آنکه

بی اعتباري معاهده مورد استناد واقع شود انجام گرفته است، به صرف بی اعتباري معاهده

مشروعیت خود را از دست نمی دهد. ٢ و در صورت بی اعتباري رضایت یک کشور

مشخص به التزام نسبت به یک معاهده چند جانبه، مقررات اخیرالذّکر در روابط فیمابین

آن کشور با دیگر طرف هاي معاهده مجري خواهد بود.

آثار پایان یافتن یک معاهده

جز در مواردي که معاهده ترتیب دیگري را مقرر نماید، یا طرف هاي معاهده به نحو

-1 طبق بند 1 ماده 65 عهدنامه 1969 وین.

-2 بجز اعمال تقلب، ارتشاء یا اجبار نسبت به طرفی که آن عمل قابل انتساب به وي می باشد.

104

دیگري توافق کنند، فسخ یک معاهده به موجب مقررات آن، طرف هاي معاهده را از

تعهد ادامه اجراي آن معاف می نماید؛ اثري برحقوق، تکالیف، یا وضغیت حقوقی

طرف هاي معاهده که به دلیل اجراي معاهده و قبل از فسخ آن ایجاد شده باشد، نخواهد

داشت. وقتی که کشوري معاهده چند جانبه اي را رد می کند یا خروج خود را از آن

اعلام می دارد، موارد فوق در روابط بین آن کشور و هر یک از طرف هاي دیگر معاهده،

از تاریخ نفوذ آن رد یا خروج، مجري خواهد بود.

آثار تعلیق اجراي یک معاهده

جز در مواردي که معاهده ترتیب دیگري مقرر نماید یا طرف هاي معاهده به نحوه

دیگري توافق کنند، تعلیق اجراي معاهده بر اساس مقررات آن یا به موجب عهدنامه آن

دسته از طرف هاي معاهده را که بین آنها اجراي معاهده معلق شده است، در دوره تعلیق

از تعهد اجراي معاهده در روابط متقابل معاف می نماید؛ اضافه بر آن، تأثیري در روابط

حقوقی موجود بین طرف هاي معاهده که به موجب معاهده بین آنها ایجاد شده است،

نخواهد داشت. در دوره تعلیق، طرف هاي معاهده باید از انجام اقداماتی که مانع از

سرگیري اجراي معاهده می شود، استنکاف ورزند.

ثبت و انتشار معاهدات

معاهدات پس از لازم الاجرا شدن 1 به دبیرخانه سازمان ملل متحد ارسال می گردند تا

حسب مورد، ثبت دبیرخانه، بایگانی، با ثبت در سوابق شده و منتشر گردند.

-1 عهدنامه حقوق معاهدات 1969 وین در سی امین روز پس از سپردن سی و پنجمین سند تنفیذ یا الحاق،

لازم الاجرا خواهد شد و براي هر کدام از کشورهایی که آن را پس از سپردن سی و پنجمین سند تنفیذ یا

الحاق، تنفیذ کنند یا به آن ملحق شوند، در سی امین روز پس از سپردن سند تنفیذ یا الحاق، لازم الاجرا خواهد

شد.

جزوه حقوق بین المللعمومی1


بخش دوم: مبانی و محتواي حقوق بین الملل

مبناي التزام در حقوق بین الملل

مبانی حقوق بین الملل

به اذعان همه، حقوق داخلی بر اساس قوانین داخلی توسط قوه قانونگذاري شکل گرفته و

داراي ضمانت اجراست. حال حقوق بین الملل که داراي قوه قانونگذاري نیست چگونه

شکل می گیرند و ضمانت اجراي آن چیست؟ به عبارت دیگر مبناي التزام در حقوق

بین الملل چیست؟

یکی از ویژگی هاي قاعده حقوقی، چه داخلی چه بین المللی، الزامی بودن آن است.

سؤالی که مطرح است این است که مبانی این الزام چیست؟ در این خصوص

دیدگاه هاي مختلفی 1 ابراز گردید که در ذیل بطور اجمال بیان می گردد.

-1 نظریه حقوق طبیعی

هرچند پس از ظهور مسیحیت از قرن چهارم. م. این مکتب آغاز شد اما در قرن بیستم. م.

با تشکیل نهادهاي بین المللی و ابراز علاقه به عدالت بین المللی، نظریه حقوق طبیعی

جدید ایجاد گردید. طرفداران دیدگاه حقوق فطري (طبیعی) معتقدند که رعایت موازین

حقوق بین الملل در واقع انطباق حقوق فطري است. در روابط بین کشورها؛ بشر در وضع

حقوق بین الملل دخالتی نداشته و احکام آن، هم در حقوق داخلی و هم در حقوق بین الملل

از روي فطرت است. براساس اعتقاد طرفداران این مکتب، یک کشور قدرتمند نمی تواند

-1 برخی قائل به دو نظریه هستند: 1- مکتب اصالت اراده یا اراده گرایی 2- مکتب اصالت اعیان یا عینی گرایی و

بعضی هم معتقدند در سه دیدگاه (نظریه) مطرح شده است: 1- دیدگاه طرفداران حقوق طبیعی 2- طرفداران حقوق

موضوعه 3- طرفداران جامعه شناختی. علت این اختلاف نظر این است که از نظر تاریخی، حقوق طبیعی را مقدم بر

مکتب اراده گرایی و عینی گرایی و مستقل از مکاتب مؤخر می دانند.

40

حقوق کشور ضعیف را نادیده بگیرد؛ بنابراین طرفداران مکتب حقوق طبیعی عقیده

اصل وفاي به عهد، اصل منع تجاوز، » : دارند که یک سلسله اصولی وجود دارد مانند

اصل دفاع مشروع، اصل آزادي و استقلال، اصل حق حیات، اصل حسن نیت مبتنی بر

که این اصول، ثابت و تغییرناپذیر بوده، داراي جنبه عام و جهانی است « عقل و فطرت

بطوریکه کشورها مکلف به رعایت آنها هستند.

-2 مکتب اراده گرایی 1

طرفداران حقوق موضوعه معتقدند که دولت - کشورها آزادي اراده دارند و خودشان

اراده کرده اند و خواسته اند موازین حقوق بین الملل را به وجود آورند پس باید به آن

تمکین کنند، در عرف رضایت داده اند و در قرارداد زیر آن را امضا کرده اند. بنا بر

عقیده طرفداران این نظریه، مبناي التزام، تراضی و توافق میان کشورها و عامل موجد

حقوق بین الملل اراده مشترك دولت هاست. به عبارت دیگر حقوق ساخته ي اراده بشري

است و حقوق بین الملل جدا و مستقل از حقوق طبیعی است. اولین حقوقدان بین المللی

است. در مکتب اصالت اراده یا اراده گرایی « بینکر شوك هلندي » طرفدار این مکتب

چهار نظریه مطرح است:

-1 نظریه اثبات گرایی حقوقی: طرفداران این نظریه معتقدند که نیروي الزام آور بودن

حقوق بین الملل ناشی از اراده کشورهاي حاکم است.

-2 نظریه خود محدودسازي ارادي: طرفداران این نظریه عقیده دارند که مبناي حقوق

بین الملل محدود کردن حاکمیت در قلمرو داخلی و بین المللی است

-3 نظریه اراده گرایی مشترك: طرفداران این نظریه معتقدند که حقوق مبتنی بر اراده

مشترك دولت هاست. این اراده یا بطور صریح است یا بطور ضمنی؛ اگر بطور صریح

باشد معاهدات نامیده می شود و اگر بطور ضمنی باشد به آن عرف گفته می شود.

-1 که گاهی نظریه حقوق موضوعه یا نظریه آزادي اراده نیز می گویند.

41

-4 نظریه حقوق وضعی جدید: این گروه عقیده دارند که حقوق را یک کشور ایجاد

نکرد بلکه حقوق ناشی از زندگی اجتماعی است. در نتیجه هر کشوري نمی تواند به

دلخواه خود قواعد حقوقی ایجاد نماید.

نتیجه: مکتب اراده گرایی، چه در حقوق داخلی چه در حقوق بین الملل، مردود شناخته

شده است.

-3 مکتب عینی گرایی

طرفداران این مکتب معتقدند که مبناي قواعد حقوقی، خارج از اراده بشري و مستقل از

اراده خاص کشورهاست. چون ما عضو (جامعه بین الملل) هستیم، حق عضویت داریم.

پس در قبال این حق، تکلیف هم داریم و باید به موازین حقوق بین الملل تمکین کنیم. به

عبارت دیگر اینان معتقدند که صرف تراضی، شرط لازم الاجرا بودن قواعد بین المللی

نیست بلکه هر کشوري باید قواعد و مقررات بین المللی را رعایت کند.

دو نظریه در این مکتب مطرح شده است. 1- نظریه محض حقوقی؛ 2- نظریه جامعه شناسی

حقوقی.

نظریه محض حقوقی یا مکتب وین: 

هانس کلسن 1 معتقد است مبناي الزام قواعد حقوقی، فقط قاعده بنیادین فرضی است

که پایه و اساس ساختمان حقوقی است. اصول و قواعد مبتنی بر سلسله مراتب که کلسن

نامیده در حقوق داخلی، حقوق اساسی و در حقوق بین الملل، « قانون قاعده مند » آن را

اصل وفاي به عهد است.

نتیجه: مبانی نظري کلسن مردود است. زیرا برخلاف نظر کلسن، در قلمرو حقوق، قاعده

فرضی و تصنعی وجود ندارد. آنچه را که کلسن اصل وفاي به عهد می داند، دخالت

دادن اراده کشورها در ساخت مفهوم وفاي به عهد است و این خود با مفهوم عرفی بودن

اصل وفاي به عهد در تعارض است.

-1 حقوقدان اتریشی و بنیانگذار مکتب وین، نظریه محض حقوقی را بنیان نهاد.

42

نظریه جامعه شناختی حقوق 

طرفداران این مکتب معتقدند که براي شناخت حقوق بین الملل و تبیین قواعد آن باید به

تحلیل هاي جامعه شناسی روي آورد و به یاري مشاهده وقایع و استفاده از تحقیقات

تاریخی و آماري و شرایط زندگی اجتماعی، رابطه علیت بین حوادث را احراز کرد و

قواعد حاکم بر این امور را بدست آورد. دو نظریه در مکتب جامعه شناسی حقوق به

وجود آمد: 1- نظریه همبستگی اجتماعی؛ 2- نظریه زیست شناختی حقوق.

نظریه همبستگی اجتماعی 

نظریه پرداز اصلی نظریه همبستگی اجتماعی، لئون دوگی 1 است. دوگی، حقوق را

محصول اراده یک کشور یا کشورها نمی داند بلکه آن را مجموعه قواعدي می داند که

بر ضرورت هاي زیست اجتماعی، تعاون و همبستگی اجتماعی افراد یا کشورها استوار

است. وي ضمن رد مفاهیم حاکمیت و شخصیت حقوقی کشورها معتقد است که

کشورها را نمی توان ایجادکننده حقوق قلمداد کرد بلکه آنها ابراز کننده حقوق اند؛

حقوق محصول جریان هاي همبستگی اجتماعی و کشورها تائید کننده آن هستند؛ هدف

حقوق، افراد حقیقی است.

نتیجه: دوگی با نادیده انگاشتن نقش کشورها در نظم بین المللی، نقش افراطی و

انحصاري براي افراد حقیقی قائل است.

نظریه زیست شناختی حقوق 

ژرژسل، حقوقدان فرانسوي، این نظریه را مطرح کرد. وي معتقد است قواعد حقوقی

ناشی از وجود گروه هاي بشري و ارتباط آنها با یکدیگر بوده، نظام حقوقی، نتیجه اتحاد

اخلاق و قدرت است و جامعه بین المللی، اجتماعی است که از نفوذ متقابل ملت ها در

یکدیگر پدید می آید. این گروه ها را دو اصل به هم ارتباط می دهد:

-1 اصل تشابه 2- اصل تقسیم کار.

(1858- -1 جامعه شناس فرانسوي ( 1917

43

اصل تشابه عبارت است از خصوصیات مشترك ظاهري میان گروه هاي بشري. مانند

دین واحد، زبان مشترك، نژاد مشابه، رنگ پوست یکسان.

اصل تقسیم کار یعنی اختلاف میان گروه هاي بشري از حیث خصوصیات ملی و نژادي و

نیاز متقابل آن گروه ها به یکدیگر.

نظریه وحدت و ثنویت حقوقی

هر چند امروزه حقوق بین الملل و حقوق داخلی دو نظام حقوقی مستقل و جداگانه

محسوب می شوند، اما این بدان معنا نیست که هیچ ارتباطی با هم ندارند، بلکه برعکس

تأثیر متقابل حقوق بین الملل و حقوق داخلی غیرقابل انکار است. لازمه تشخیص احراز

وضعیت حقوقی کشور در جامعه بین المللی، شناخت حقوق داخلی آن کشور است. به

عنوان مثال شرایط اکتساب تابعیت ابتدا در حقوق داخلی یک کشور تعیین و سپس در

حقوق بین الملل زمینه طرح آن پیدا می شود. بر این اساس دو نظریه در این زمینه مطرح

گردید: 1- نظریه دوگانگی یا ثنویت حقوقی 2- نظریه یگانگی یا وحدت حقوقی.

نظریه دوگانگی 1 یا ثنویت حقوقی

اصل آزادي اراده » و « اصل حاکمیت ملی » طرفداران مکتب اصالت اراده با توجه به

براي ایجاد قواعد حقوق بین الملل، حقوق بین الملل و حقوق داخلی را دو « کشورها

نظام یا دو سیستم حقوقی مجزا و مستقل می دانند که هر یک داراي ماهیت و قلمرو

خاصی هستند .طبق این نظریه، حقوق بین الملل و حقوق داخلی دو نظام حقوق برابر،

مستقل و مجزا از یکدیگرند، به نحوي که هر یک جداگانه داراي اعتبار و خصوصیت

الزام آور بوده و هرگز نمی توان آن دو را با یکدیگر در هم آمیخت .بنابراین طبق نظر

دوآلیستها نباید بین حقوق ملی و حقوق بین الملل اختلاط کرد زیرا حقوق بین الملل وحقوق داخلی دو سیستم و نظام حقوقی متفاوت هستند.

دوآلیستها معتقدند، براي اینکه یک قاعدة حقوق بین الملل در حقوق داخلی یک

کشور پذیرفته شود، باید طبق قواعد حقوق داخلی داراي ارزش و آثار گردد؛ یعنی

طبق قواعد نظام داخلی، مخصوصاً قانون اساسی تصویب و منتشر شود. یعنی براي

اینکه قاعده بین المللی در نظم حقوق داخلی الزامی شود باید به صورت یک قاعده

حقوقی داخلی درآید. دوآلیستها چون اکثراً طرفدار مکتب اصالت اراده هستند به

اراده دولت ها در به وجود آمدن قواعد حقوق بین الملل عمومی اهمیت زیادي قائلند .

نام برد. « آنزیلوتی ایتالیایی، اپن هایم و تري پل آلمانی » از جمله این افراد می توان از

نظریه دوگانگی حقوقی نتیجه منطقی تفاوت هاي بنیادینی است که میان حقوق بین الملل

و حقوق داخلی دیده شده است .تفاوت هاي اساسی حقوق بین الملل و حقوق داخلی

از نظر دوآلیسم ها عبارتند از:

از حیث مبانی 

مبانی حقوق داخلی ارادة یک جانبه یک کشور است در حالیکه مبناي حقوق بین الملل

در ارادة مشترك چند کشور است.

از حیث منابع 

منابع اصلی حقوق داخلی، قوانین مدون و عرف و عادات مسلم میان مردم است در

حالی که منابع اصلی حقوق بین الملل، معاهدات بین المللی و عرف هاي پذیرفته شده از

سوي کشورهاي ذي نفع است.

از نظر موضوعات یا تابعان 

موضوع حقوق داخلی افراد بوده در حالی که موضوع یا تابعان حقوق بین الملل،

کشورها و سازمان هاي بین المللی هستند. حقوق داخلی حاکم بر روابط افراد با

یکدیگر و یا افراد با کشور متبوعه آنهاست، ولی موضوع حقوق بین الملل، کشورها

هستند و حقوق بین الملل، حاکم بر روابط آنها با هم و با سازمان هاي بین المللی و

سازمان هاي بین المللی با یکدیگر است.

45

از نظر خصوصیت و ساختار حقوقی 

حقوق داخلی به تدریج ایجاد شده و داراي ساختار حقوقی کامل، منسجم، دائمی و

همیشگی است در حالی که حقوق بین الملل، یک نظام حقوقی ابتدایی، تکامل نیافته و

بدون قوه قانونگداري مستقل و مؤثر است. هرگاه اختلاف بین کشورها بروز کند،

قاضی بین الملل در صورتی حق مداخله دارد که طرفین دعوي به این امر رضایت

دهند. روي همین اصل، حقوق بین الملل داراي تکنیک خاص اجرایی به معناي واقعی

کلمه نبوده و صرفاً ناشی از همکاري میان تابعان حقوق بین المللی است .فقدان قواي

سه گانه (مقننه، قضاییه، مجریه) در جامعه بین المللی، این جامعه را کاملاً از جامعه

داخلی متمایز می سازد.

از نظر مغایرت 

حقوق بین الملل و حقوق داخلی از حیث اعتبار و صحت قواعد نیز با هم تفاوت دارند.

قواعد داخلی، در صورت مغایرت با حقوق بین الملل نیز داراي اعتبار و ارزش است.

بدین ترتیب، ممکن است اعمال غیر مشروع و غیرقانونی یک کشور از نقطه نظر

بین المللی به اعتبار حقوق داخلی لطمه نزند. مثلاً ممکن است قانونی با تعهدات بین المللی

یک کشور مغایر باشد، اما اتباع آن کشور ملزم به رعایت آن قانون باشند. به این

ترتیب، با قوانینی مواجه می شویم که در حقوق بین الملل داراي هیچ گونه ارزشی

نیستند، اما در حقوق داخلی معتبر می باشند .البته وجود یک قانون و یا قاعده مغایر با

حقوق بین الملل ممکن است باعث مسئولیت بین المللی کشور شود. 1

از نظر پذیرش 

براي اینکه یک قاعده بین الملل در نظم حقوق داخلی الزامی گردد باید به صورت

یک قاعده حقوقی داخلی درآید. براي اینکه یک قاعده بین المللی در حقوق داخلی،

ارزش و آثاري داشته باشد، باید بر طبق قواعد نظام داخلی – مخصوصاً قانون اساسی

46

- تصویب و منتشر شود. این تشریفات که مبناي ارزش و اعتبار قاعده را تغییر

می دهد، چنین است که بعد از پذیرش، قاعده بین المللی به شکل قاعده داخلی که

براي افراد الزام آور است در می آید .ضرورت این پذیرش، هنگامی به خوبی ظاهر

می شود که بدانیم قوانین اساسی کشورهاي مختلف، مقرراتی در خصوص کیفیت

اجراي قراردادها در نظام داخلی پیش بینی کرده اند.

نظریه یگانگی یا وحدت حقوقی 1

در مقابل طرفداران مکتب اصالت اراده یا دوآلیسم ها، طرفداران مکتب اصالت اعیان،

حقوق بین الملل و حقوق داخلی را غیرقابل تفکیک دانسته و معتقد به اصل وحدت

نظام حقوقی هستند. آنان می گویند حقوق داخلی و حقوق بین الملل هر دو اجزاي

یک سیستم حقوقی هستند. زیرا، مفهوم واقعی حقوق از تجمع اصولی ناشی می شود

که حاکم بر مجموع فعالیت هاي اجتماعی است .نقطه آغازین نظریۀ یگانگی حقوقی،

وحدت مجموعۀ هنجارهاي حقوقی است. این نظام حقوقی بر اصل تبعیت بنا شده است.

« سلسله مراتب » اصلی که به موجب آن، کلیه هنجارهاي حقوقی در نظام دقیقاً مبتنی بر

از یکدیگر تبعیت می کنند. لذا این مکتب یا نظریه قائل به وجود سلسله مراتب میان

هنجارهاي حقوقی است و براي اراده دولت ها در به وجود آمدن قواعد حقوقی

اولین کسی است که به نظریه یگانگی حقوقی « کلسن » . اهمیت کمتري قائل است

نمادي علمی بخشید .در فرانسه نیز ژرژرسل، این نظریه را به حقوق بین الملل تسري

داده وحدت نظام حقوقی را ناشی از وحدت اجتماعی گروه هایی دانسته که با

یکدیگر رابطه دارند (یگانگی جامعه شناختی) .از دیگر طرفداران مکتب مونیسم یا

کلسن، مرکل، لوفرر، دوگی، پولی تیس و لاتر » نظریه یگانگی حقوقی می توان از

نام برد. « پاخت

47

طرفداران مکتب مونوئیسم (یگانگی حقوقی) به دو گروه تقسیم می شوند.

-1 گروهی معتقدند که حقوق بین الملل بر حقوق داخلی برتري دارد.

-2 گروهی نیز معتقدند که حقوق داخلی بر حقوق بین الملل برتري دارد.

-1 نظریه یگانگی حقوقی با برتري حقوق داخلی

در آلمان 1 و فرانسه 2 با الهام از نظریات پیروان مکتب علماي حقوق « مکتب بن » پیروان

بین الملل شوروي، حقوق بین الملل را مشتق و منبعث از حقوق داخلی می دانند و به

یک نظریه وحدت حقوقی با برتري حقوق ملی کشوري قائلند. طبق این نظریه، حقوق

بین الملل بر پایه صلاحیت هاي متخذه از حقوق داخلی قرار دارد که بر اساس

معاهدات بین المللی معلوم می گردند .با این فرض، حقوق بین الملل، یک حقوق

عمومی خارجی است و در آخرین مرحله، به قواعد حقوق داخلی بستگی پیدا

می کند .مهم ترین طرفداران این نظریه، صرف نظر از اشخاص یاد شده در پاورقی

هستند. « ایهرینگ » و « یلی نک »

بررسی برتري حقوق داخلی نسبت به حقوق بین الملل

برتري حقوق داخلی نسبت به حقوق بین الملل را می توان از چند جهت مورد بررسی

قرار داد:

از حیث تاریخی 

از حیث تاریخی، حقوق داخلی بر حقوق بین الملل برتري دارد، زیرا ابتدا کشورها به

وجود آمدند و بعداً قواعدي مقرر شد. تردیدي نیست که روابط حقوقی اولیه، حداقل

بین کشورهاي همسایه، بعد از تشکیل کشورها برقرار گردید .بنابراین، از نظر تاریخی

حقوق داخلی دوران شکوفایی و تکامل خود را گذرانده است در صورتی که حقوق

-1 زورن، اریش کافمن، ماکس و نزل

-2 دوسان سیر فراندیر

48

بین الملل در مراحل اولیه شکل گیري است.

از حیث خصوصیت و ساختار حقوقی 

از این حیث نیز، حقوق داخلی نسبت به حقوق بین الملل مقدم و ارجح است، چرا که

امروزه با فقدان یک اقتدار و رکن فرا کشوري در جامعه بین المللی، هر کشوري در

قبول تعهدات بین المللی خود آزاد بوده از اختیار کامل برخوردار است در چنین

وضعیتی، کشورها تنها قاضی اعمال خود در رابطه با اجراي آن تعهدات می باشند .به

عبارت روشن تر، آنها می توانند تعهدات بین المللی را که خود پذیرفته اند اجرا ننمایند و

در برابر هیچ مرجع بین المللی نیز پاسخگو نباشند .این آزادي عمل تامه را حقوق

داخلی به هر کشور اعطا کرده است .بنابراین حقوق ملی بر حقوق بین الملل رجحان

داشته و در ارتباط با آن تصمیم گیرنده می باشد.

از نظر منطقی 

از نظر منطقی، باید قبل از ایجاد روابط حقوقی و توسعه آن میان کشورها، وجود

کشورها را بپذیریم.

از حیث برتري قانون اساسی بر تعهدات بین المللی 

این قانون اساسی، و دیگر قوانین مربوط هر کشور است که مقامات صلاحیت دار را

جهت انعقاد معاهدات بین المللی معین می کند و نتیجتاً آن کشور را در صحنه

بین المللی متعهد می سازد .عدم رعایت مقررات یاد شده، موجب عدم اعتبار معاهدات

بین المللی است. 1

انتقادات

به نظریه یگانگی حقوقی با برتري حقوق داخلی بر حقوق بین الملل، انتقاداتی وارد

شده است که عبارتند از:

برتري تاریخی به هیچ وجه موجبی براي برتري حقوق داخلی بر حقوق بین الملل 

نیست، چرا که تقدم و تأخر زمانی وضع قواعد حقوقی، دلیل اولویت و رجحان یکی

-1 تصویب ناقص یا بی قاعده. براي اطلاعات بیشتر به مبحث معاهدات مراجعه شود.

49

بر دیگري نمی شود.

فقدان اقتدار فرا کشوري در حقوق بین الملل، شرط ماهوي نیست تا موجبی براي 

برتري حقوق داخلی بر حقوق بین الملل باشد.

برتري منطقی نیز در واقع فاقد هرگونه منطقی است، زیرا تقدم تشکیل و تأسیس 

کشورها نسبت به زمان وضع و ایجاد قواعد حقوق بین الملل، باعث هیچ گونه مزیت و

برتري منطقی نمی شود به ویژه اینکه طبق مقررات حقوق بین الملل است که هر

کشوري موجودیت یافته به عنوان عضوي از اعضاي جامعه بین المللی به رسمیت

شناخته می شود.

دلیل برتري قانون اساسی بر تعهدات بین المللی، فرضاً اگر هم صحیح باشد فقط در 

خصوص آن بخش از تعهدات بین المللی است که ناشی از معاهدات است .در نتیجه،

قابل تسري به سایر مقررات حقوق بین الملل، از جمله عرف بین المللی و اصول کلی

حقوقی نیست.

اگر موجودیت حقوق بین الملل را تابع قواعد حقوق داخلی، حتی قانون اساسی 

بدانیم، از واقعیت هاي موجود در حقوق بین الملل موضوعه دور افتاده ایم زیرا با هر

تغییر و تحولی که در حقوق داخلی کشورها پیش آید مثل وضع قانون اساسی جدید،

تجدیدنظر در قانون اساسی، انقلاب ها یا اصلاحات دیگر، تعهدات بین المللی اعتبار

خود را از دست می دهند. در حالی که در عمل به این صورت نیست و هرگونه تغییر

و تحول در داخل کشورها، از جمله حقوق داخلی به تعهدات بین المللی پذیرفته در

حقوق بین الملل، خود مؤید مطلب مذکور است.

-2 نظریه یگانگی حقوقی با برتري حقوق بین الملل

برخلاف آنچه طرفداران نظریه یگانگی حقوقی با برتري حقوق داخلی می گویند و

حقوق بین الملل ر ا مشتق و تابع حقوق داخلی می دانند طرفداران نظریه یگانگی حقوقی

با برتري حقوق بین الملل معتقدند که حقوق بین الملل در نظام حقوقی مبتنی بر سلسله

مراتب، مقامی فراتر از حقوق داخلی دارد. در این نظریه، حقوق داخلی ناشی و مشتق

50

یا « اشتقاق » از « کلسن » از حقوق بین الملل و در نتیجه تابع آن است. از این روست که

سخن گفته است. این نظریه توسط طرفداران « نیابت حقوق داخلی از حقوق بین الملل »

توسعه یافته « فردروس » و « کلسن » ،« کونز » مکتب هنجارگرایی حقوقی اتریشی از قبیل

،« سل » ،« دوگی » در حقوق فرانسه یا کشورهاي فرانسوي زبان و اشخاصی مانند

وارد شده است. « بورکن » و « پلی تیس » ،« رگلاد »

برتري حقوق بین الملل بر حقوق داخلی

برتري حقوق بین الملل به حقوق داخلی را می توان با این دلایل مورد بررسی قرار داد: 

این حقوق بین الملل است که کشورها را حائز عنوان کشور می نماید. 

این حقوق بین الملل است که با تحدید حاکمیت کشورها، حدود صلاحیت آنها را 

مشخص می کند، از جمله تعیین مرزهاي سیاسی کشورها.

مقررات حقوق داخلی توسط حقوق بین الملل ارزیابی می شوند و نظریه مسئولیت 

بین المللی کشورها کاملاً بر این مفهوم تکیه دارد.

قاضی بین المللی نمی پذیرد، کشوري که عامل یک عمل غیرمشروع خسارت بار 

است، براي فرار از مسئولیت، در لواي قانون عادي داخلی یا قانون اساسی خود پناه

گیرد .از این روست که قاضی بین المللی برتري حقوق بین الملل را بر قوانین داخلی

تأئید می کند. در صورت وجود رقابت میان مراجع قضایی بین المللی و داخلی،

دادگاه هاي داخلی مکلف به اجراي آراي بین المللی هستند، در حالی که دادگاه هاي

بین المللی می توانند نسبت به آراي داخلی معترض باشند.

هدف اساسی قواعد حقوق داخلی و حقوق بین الملل یکی است و آن تأمین 

سعادت ابناي بشر است .بدیهی است که سعادت کل بشریت بر سعادت افراد یک

جامعه اولی و مرجح است.

قواعد حقوق داخلی و حقوق بین الملل هر دو جنبه دستوري دارند و بر اساس نیازها 

و مقتضیات اجتماعی وضع شده اند، اما مسلماً نیازها و متقضیات جامعه بین المللی بر

51

جامعه داخلی برتري و تقدم دارد.

این حقوق بین الملل است که در رابطه با ایجاد یا انحلال کشورها قواعدي دارد و 

بدین وسیله حیات کشورها را به هنگام بحران هاي داخلی که نظام اساسی کشورها را

در هم می ریزد، تضمین می کند.

هر چند حقوق بین الملل فاقد دستگاه اجرایی مؤثر است اما این خود کشورها هستند 

که باید به قواعد بین المللی ارزش و اعتبار و اثر اجرایی بخشند.

در مجموع اگر قواعد حقوق بین الملل بر حقوق داخلی برتري نداشته باشد مسلماً 

حقوق بین الملل محکوم به فنا خواهد بود.

انتقادات

نظریه یگانگی حقوقی با برتري حقوق بین الملل نیز از انتقاد دور نمانده است . 

مخالفان و منتقدان این نظریه به دلایل زیر استدلال می کنند:

اگر حقوق بین الملل کاملاً و به طور اساسی در زیست کشورها وارد شود مسلماً 

حاکمیت و استقلال آنها را در معرض نابودي قرار خواهد داد و این به معنی

اضمحلال خود حقوق بین الملل است .امکان تحدید صلاحیت یک کشور از طریق

معاهده بین المللی وجود دارد اما ادعاي الغاي حاکمیت کلیه کشورها از طریق حقوق

بین الملل قابل تصور نیست.

حقوق بین الملل خود در متون و اسناد گوناگون بین الملل، قلمرو صلاحیت ملی یا 

. انحصاري کشورها را به دور از هرگونه مداخله حقوق بین الملل معین کرده است 1

قلمرو انحصاري فقط اموري نیستند که در زمان حال توسط حقوق بین الملل به 

قاعده در نیامده اند، بلکه اموري هستند که حقوق بین الملل اساساً نمی تواند آنها را

قاعده مند سازد.

-1 از جمله بند 7 ماده 2 منشور ملل متحد

52

الغاي قاعده داخلی مغایر حقوق بین الملل که از سوي ژرژ سل به عنوان نتیجه این 

برتري توصیه شده مورد تأئید حقوق بین الملل موضوعه قرار نگرفته است.

رویه محاکم بین المللی در برتري حقوق بین الملل بر حقوق داخلی

با مطالعه قضایاي بین المللی می توان نتیجه گرفت که رویه قضایی بین المللی، قائل به

برتري حقوق بین الملل است. دلیل عمده اي که در رویه قضائی براي اثبات این ادعا

مطرح می شود الزامیست که اگر کشوري مقررات داخلی خود را به نحوي وضع

نماید که ناقض قواعد بین المللی باشد در این صورت مسئولیت بین المللی آن کشور

مطرح می شود این دلیل کافی است که حقوق بین الملل را بر حقوق داخلی برتر بدانیم.

در اینجا مقصود از رویه قضایی بین المللی، آراي دادگاه هاي بین المللی است .از جمله

آراي قضایی بین المللی که رجحان حقوق بین الملل بر حقوق داخلی را مورد تأکید

قرارداده اند نظریه مشورتی دیوان دایمی دادگستري در قضیه مبادله اتباع یونانی و ترك

مورخ 21 فوریه 1925 است. به موجب این نظریه از اینکه طرفین متعاهدین ملزم و

متعهد شده اند که قوانین داخلی خود را با معاهده لوزان مورخ 30 ژانویه 1923

هماهنگ سازند به هیچ وجه این نتیجه به دست نمی آید که معاهده مزبور به قوانین

داخلی در آن حدودي که مغایرتی با عهدنامه ندارد احاله داده شده باشد. همین

مضمون در رأي مشورتی دیوان مذکور در رأي مورخ 31 ژوئیه 1930 در قضیه

جامعه یونانی – بلغاري نیز ملاحظه می شود .دیوان دایمی دادگستري بین المللی نیز در

رأي مورخ 7 سپتامبر 1927 در قضیۀ لوتوس، موضوع تقدم حقوق بین الملل بر حقوق

این ضروري نیست که هر کشوري در توجیه » : داخلی را بدین گونه بیان می دارد

اعمال خود در صحنه بین المللی به یکی از قواعد حقوق بین الملل استناد کند بلکه

«. همان قدر که آن اعمال مخالف مقررات حقوق بین الملل نباشد کافی است

53

رویه دولت ها در برتري حقوق بین الملل یا حقوق داخلی

رویه دولت ها در خصوص برتري حقوق بین الملل یا حقوق داخلی متفاوت است. زیرا

این امر بر اساس قانون اساسی کشورها تعیین می شود. قوانین بسیاري از کشورها به

صراحت اصل تبعیت حقوق داخلی از حقوق بین الملل را مورد تأئید قرارداده اند. در

کشورهایی مثل آمریکا، فرانسه، آلمان، سوئیس، اسپانیا و ایتالیا حقوق بین الملل بر

حقوق داخلی برتري دارد. در کشور نیکاراگوئه حقوق داخلی بر حقوق بین الملل

برتري دارد و در انگلستان نیز ضمن شناسایی برتري حقوق بین الملل قراردادي بر

حقوق داخلی، حقوق داخلی را در صورت تعارض بر حقوق بین الملل مقدم می داند.

در کشورهایی مثل آرژانتین و ایران نیز تساوي حقوق داخلی و حقوق بین الملل مطرح

است.

پیشرفت تدریجی و مترقیانه نظام هاي حقوقی کشورها بیشتر به سمت پذیرش نظریه

یگانگی حقوقی با تقدم حقوق بین الملل است.

جایگاه حقوق بین الملل در نظام حقوقی ایران

قانون اساسی جمهوري اسلامی ایران و حتی قانون اساسی مشروطیت، سخنی از

جایگاه حقوق بین الملل در نظام حقوقی ایران به میان نیاورده است. در نتیجه، مسأله

برتري یکی بر دیگري مسکوت مانده است. اما با توجه به اصول هفتاد و هفتم و

یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی به خصوص ماده 9 قانون مدنی که مقرر می دارد:

مقررات عهودي که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده »

لذا معاهده بین المللی در حکم قانون عادي است و قدرتی « باشد در حکم قانون است

برابر با قانون عادي را دارد .از سوي دیگر، تشریفات مربوط به انعقاد یک معاهده

بین المللی، همچون تشریفات مربوط به وضع یک قانون عادي است 1. بنابراین، چنین به

-1 تصویب مجلس و امضاي رئیس جمهور

54

نظر می رسد که آن دو قاعده از حیث اعتبار حقوقی در یک سطح هستند و در

صورت تعارض، قاعده مؤخر، قاعده مقدم را نسخ می کند .البته بعید است دولت ایران

پس از تصویب معاهده اي، قانونی معارض با آن وضع نماید و عملاً آن معاهده را

بدون اثر سازد؛ زیرا این امر صرف نظر از ایجاد مشکلات عدیده در روابط میان ایران

و سایر کشورهاي متعاهد، موجبات تحقق مسئولیت بین المللی ایران را نیز فراهم

می سازد. در سال هاي اخیر، رویه اي در نظام قانونگذاري ایران معمول شده که کاملاً

حاکی از پذیرش نظریه یگانگی حقوقی با برتري حقوق داخلی است از جمله قانون

الحاق ایران به کنوانسیون ملل متحد براي مبارزه با قاچاق مواد مخدر و داروهاي

1370 مفاد کنوانسیون در مجلس /9/ روان گردان مورخ 20 دسامبر 1988 که در تاریخ 3

مفاد کنوانسیون در مواردي که با » شوراي اسلامی به تصویب رسید. به این شرط که

قوانین داخلی و موازین اسلام معارض گردد از طرف جمهوري اسلامی ایران لازم

.« الرعایه نباشد

نکته: مسأله تساوي اعتبار حقوق داخلی و حقوق بین الملل در نظام حقوقی ایران،

محدود به حقوق بین الملل معاهده اي است نه سایر مقررات حقوق بین الملل.

تدوین و توسعه حقوق بین الملل

امروزه حقوق بین الملل توسعه بسیاري پیدا کرده است به چند دلیل:

-1 در این چند قرن اخیر، قواعدي به عنوان حقوق بین الملل توسط دول اروپایی از

طریق توافق یا روش هاي عملی قوام یافت و به سراسر جهان تسري پیدا کرد.

-2 اعتراض کشورهاي تازه استقلال یافته به اصول اساسی حقوق بین الملل، به خاطر

عدم دخالت آنها در روند شکل گیري حقوق بین الملل، این ضرورت را که اصول و

قواعد بین المللی نیاز مبرم به تغییر، تکمیل و تدوین دارند تقویت کرد.

-3 تکیه بر عرف بین المللی گر چه محاسن بسیاري از قبیل انعطاف پذیري و قدرت

انطباق بر واقعیات اجتماعی زمان داشتن را داراست مع ذلک عیوبی از قبیل غیرمشخص

55

بودن و عدم اشتهار کافی، کندي ایفاي نقش و غیره... را نیز در برداشته است.

-4 تدوین حقوق بین الملل، یک اقدام سیاسی بوده است و همواره تابع منافع و مصالح

اعضاي جامعه بین المللی است بنابراین هر اقدام تدوینی، در تمام مراحل، به رضایت

کامل دولت ها بستگی دارد.

مفهوم تدوین و توسعه

فصل چهارم منشور از ماده 9 تا 22 به بیان ترکیب، وظایف و اختیارات، رأي و آیین کار

مجمع عمومی می پردازد. 1 یکی از وظایف مجمع عمومی، مساله توسعه و تدوین حقوق

مجمع عمومی نسبت به امور » : بین الملل است که ماده 13 به آن پرداخته است. ماده 13

«.... زیر موجبات انجام مطالعات و صدور توصیه هایی را فراهم می کند

ترویج همکاري بین المللی در » : ماده 13 منشور سازمان ملل که مقرر می دارد a طبق بند

حقوقدانان، دو واژه .« امور سیاسی و تشویق توسعه تدریجی حقوق بین الملل و تدوین آن

توسعه تدریجی حقوق بین الملل و تدوین را در متون حقوقی در کنار هم بکار برده اند

درحالی که این دو اصطلاح از لحاظ مفهوم و منطوق 2 متفاوت هستند.

تدوین: عبارت است از تبدیل و برگرداندن علمی قواعد عرفی به مجموعه اي از قواعد

نوشته که به صورت منظم دسته بندي شده اند.

توسعه: عملی است که قواعد جدید را بر مبناي حقوق موجود تائید می کند یا تخصیص

می دهد.

-1 ماده 10 تا 17 وظایف و اختیارات مجمع عمومی را بیان می کند.

-2 منطوق: عبارت است از معنایی که مستقیماً از کلام فهمیده می شود و موضوع آن در جمله ذکر شده است.

مفهوم: مفهوم گاهی به معناي عرفی و روزمره است، یعنی مدلول، که مورد بحث ما نیست؛ آنچه که مورد بحث

است، عبارت است از معنایی که در کلام بیان نشده، ولی با توجه به ساختمان ترکیبی آن فهمیده می شود و موضوع با توجه به تعریفی که از توسعه تدریجی و تدوین شده هدف تدوین و توسعه حقوق

بین الملل را نیز می توان این گونه بیان نمود: پایان بخشیدن به ابهام قواعد حقوقی و ایجاد

قواعد حقوقی جدید.

تدوین عامل بازدارنده » : نکته: از مخالفان تدوین حقوقی، ساوینی است. وي معتقد است که

«. تحرك حقوق به شمار می رود

امتیازات تدوین حقوقی

از دیدگاه طرفداران تدوین حقوقی، تدوین داراي این امتیازات است:

تدوین عامل توسعه حقوق بین الملل است. 

تدوین عامل رفع ابهام از حقوق بین الملل است. 

تدوین عامل انتشار و اشاعه حقوق بین الملل در افکار عمومی است. 

تدوین عامل تشویق و برانگیختن فعالیت علمی است. 

اقدامات حقوقدانان و نهادهاي حقوقی بین المللی در توسعه و تحول حقوق بین الملل

گروسیوس، زوخ، واتل، » هر چند در قرن 17 و 18 دانشمندان حقوق بین الملل مانند

در تدوین حقوق بین الملل کوشیدند اما « بینکرشوك، وولف، جرمی بنتام و مارتنس

موضوع تدوین و توسعه حقوق بین الملل بیشتر، حاصل تلاش نهادهاي حقوقی بین المللی

است. اهم این نهادها عبارتند از:

موسسه حقوق بین الملل 1873 

انجمن حقوق بین الملل 1873 

موسسه تحقیقات حقوق بین الملل هاروارد 1927 

کنوانسیون تدوین حقوق بین الملل لاهه 1930 

کمیسیون حقوق بین الملل 

57

تدوین بین المللی معمولاً یک عمل معاهده اي است و اساساً ناشی از توافق صریح

کشورهاست. بنابراین با انعقاد معاهدات عام بین المللی در واقع عمل تدوین بین المللی

صورت می گیرد و به تدریج که این اقدام انجام شود کلیه قواعد حقوقی بین المللی به

شکل مدون و نوشته در خواهند آمد و در نتیجه، قدرت و نیروي اجرایی بیشتري خواهند

یافت.

نقش کمیسیون حقوق بین الملل در تدوین حقوق بین الملل

در اجراي ماده 13 منشور، مجمع عمومی در ( 21 ) نوامبر ( 1947 ) قطعنامه تشکیل کمیسیون

دائم حقوقدانان را به نام کمیسیون حقوق بین الملل صادر کرد.

تعداد اعضاي کمیسیون ( 34 ) حقوقدان بین المللی است که براي مدت ( 5) سال انتخاب

می شوند و انتخاب دوباره آنان بلامانع است.

اعضاي کمیسیون از میان شخصیت هاي صاحب نظر در حقوق بین الملل از میان نظام هاي

حقوقی مناطق عمده جغرافیایی جهان انتخاب می شوند. اعضاي کمسیون هر چند از

سوي کشورهاي متبوع خود معرفی می شوند اما در صورت انتخاب، به هیچ وجه نماینده

آنها محسوب نمی شوند.

کمیسیون، موضوعات مختلفی را براي تدوین و توسعه تدریجی حقوق بین الملل مطالعه

کرده، نتیجه را طی گزارشی به مجمع عمومی توصیه می نماید.

مجمع عمومی در صورتی که طرح هاي پیشنهادي کمیسیون را قابل تصویب بداند از

کشورهاي مختلف دعوت می کند تا در کنفرانسی که به این منظور تشکیل می شود

شرکت نماید و تصمیم نهایی را اتخاذ کند. نمونه این مطالعات، کنفرانس وین 1969 در

زمینه حقوق معاهدات می باشد.

جزوه حقوق بین الملل عموم1


حقوق

بین المللی

عمومی

مؤلف: علی امیرپور

فهرست

فصل اول

مفاهیم کلی حقوق بین الملل

بخش اول: مفهوم و تاریخ حقوق بین الملل

سؤالات مفهوم و تاریخ حقوق بین الملل

بخش دوم : مبانی و محتواي حقوق بین الملل

سؤالات مبانی و محتواي حقوق بین الملل

فصل دوم

منابع حقوق بین الملل

گفتار اول: منابع اصلی حقوق بین الملل

بخش اول: معاهدات بین المللی

بخش دوم: عرف بین المللی

بخش سوم: اصول کلی حقوق بین الملل

گفتار دوم: منابع فرعی حقوق بین الملل

سؤالات منابع حقوق بین الملل

فصل سوم

اعضاي جامعه بین المللی

« تابعان حقوق بین الملل »

بخش اول: کشورها

مبحث اول : عناصر تشکیل دهنده دولت

مبحث دوم: مساله شناسایی کشورها

مبحث سوم: جانشینی کشورها

بخش دوم: سازمان هاي بین المللی

بخش سوم : سایر تابعان حقوق

بین الملل(اشخاص خصوصی حقوق

بین الملل،نهضت هاي آزادي بخش و واتیکان)

مقدمه

هرچند جنگ و صلح، وجود سازمان هاي بین المللی، تبدیل روابط دوستانه به خصمانه، بحث

مسئولیت بین المللی، روش هاي حل و فصل اختلافات سیاسی و حقوقی و رجوع به دیوان و

داوري در سطح بین الملل از اهمیت به سزایی برخوردار هستند اما دست یابی به مقررات این

موضوعات کار آسانی نبود زیرا به مرور عبور از عصر کلاسیک و رسیدن به عصر مدرن تا

شکل گیري سازمان ملل متحد ضرورت نیاز به قوانین و مقررات نوین، کشورها را بر آن

داشت تا در مباحث گوناگون حقوقی، قوانین و مقرراتی وضع نمایند که راه چاره ملل در

مشکلاتشان باشد. به این دلایل امروزه اهمیت و جایگاه حقوق بین الملل مشهودتر است.

قوانین بین المللی در وضع و شکل اجرا مانند قوانین داخلی کشورها نیست. مثلاً اگر کشوري

مرتکب عمل خلاف حقوق بین الملل گردد بر اساس مسئولیت بین المللی باید خسارت

وارده را جبران نماید زیرا مسئولیت بین المللی به مراتب بیشتر از جامعه داخلی است. جامعه

بین المللی محیطی است که کشورها بر اساس حاکمیت خود، آزادانه تصمیم می گیرند در

نتیجه زمانی که کشوري حقوق کشور یا کشورهاي دیگري را نقض نماید با آزادي دیگر

کشورها برخورد پیدا می کند لذا مسئولیت بین المللی، یک سازوکار قانونمند، اساسی و

ضروري در روابط بین المللی کشورها است. اما نباید فراموش کرد که از ویژگی هاي قاعده

حقوقی، چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین المللی، الزامی بودن آن است.

13

فصل اول

مفاهیم کلی

حقوق بین الملل

14

بخش اول: مفهوم و تاریخ حقوق بین الملل

تقسیم بندي حقوق

تفاوت حقوق بین الملل عمومی و خصوصی

حقوق بین الملل عمومی و خصوصی علاوه بر اختلاف در تعریف در موارد زیر نیز

اختلاف دارند.

-1 اختلاف در موضوع 2- اختلاف در مبانی 3- اختلاف در منابع 4- اختلاف در

مرجع رسیدگی 5- اختلاف در ضمانت اجرا

تاریخچه پیدایش و خاستگاه حقوق بین الملل

اینکه حقوق بین الملل از چه زمانی به وجود آمده بین دانشمندان اتفاق نظر وجود ندارد.

آغاز و به بابل – نینوا- تخت « اور » در سیر تاریخی تمدن ها به مراتبی قائلندکه از تمدن

جمشید- سارد- فینقیه- مصر- کرت- یونان و روم ختم می شود. و معتقدند که همه ي

این تمدن ها در روابط دوستانه یا خصمانه، مقررات عرفی بین ملل را رعایت می کردند.

اما جامعه بین المللی به شکل امروزي مرهون اندیشه دانشمندان سده هاي اخیر می باشد.

حقوق بین الملل که طی تاریخ تحول خود، نام هاي متعددي به خود گرفته ریشه ي لغوي

لاتین است که معناي آن حقوق ملل می باشد. «Jus Gentium» آن از کلمه ي

حقوق عمومی حقوق خصوصی

-1 حقوق داخلی (حقوق

اساسی، جزا، مباله و....)

-2 حقوق بین الملل

-1 حقوق داخلی (حقوق

مدنی، تجارت و....)

-2 حقوق بین الملل

15

رومیان دو نوع حقوق داشتند:

که مخصوص اتباع روم (رومیان اصیل) بود. Jus civil -1 حقوق مدنی

که همه رومیان حتی بیگانگان را هم شامل می شد. Jus gentium -2 حقوق ملل

هوگوگروسیوس حقوقدان مشهور هلندي که غربی ها او را پدر حقوق بین الملل می دانند

نامیده و کتابی به همین نام نیز نگاشته است 1. اما « حقوق جنگ و صلح » نام این علم را

براي اولین بار در سال 1780 جرمی بنتام، فیلسوف و حقوقدان انگلیسی، اصطلاح حقوق

بین الملل را در کتاب خود 2 براي این رشته برگزید و تاکنون نیز این نام باقی مانده است.

National یا unicipal Law او اصطلاح حقوق بین الملل را در مقابل حقوق ملی

بکار برد. Law

حقوق بین الدول، حقوق نوع بشر و حقوق سیاسی خارجی، از دیگر نام هاي این رشته

می باشد.

تاریخ تحول حقوق بین الملل

دوره هاي تاریخ حقوق بین الملل از لحاظ تاریخی به شش دوره تقسیم می شود که

عبارتند از:

1. دوره باستان

مشرق زمین 

یونان 

روم 

2. قرون وسطی

پیروزي مسیحیت 

1- Jus belli ac pacis

-2 مقدمه اي بر اصول اخلاق و قانونگذاري.

16

ظهور اسلام 

جنگ هاي صلیبی 

3. عصر جدید

رنسانس 

قیام مردم امریکاي شمالی 

انقلاب کبیر فرانسه 

4. از کنگره وین تا کنفرانس صلح لاهه

5. از کنفرانس صلح لاهه تا پایان جنگ جهانی دوم

6. از زمان تأسیس سازمان ملل متحد تاکنون

-1 دوره باستان: از زمان هاي قدیم تا سقوط امپراطوري روم غربی به سال 476 . م. ادامه

داشت. در دوره باستان سه تمدن شاخص (مشرق زمین، یونان و روم) مطرح است. 1

مشرق زمین: چهارصد سال پیش از میلاد مسیح، دورنمایی از تاریخ حقوق بین الملل در

این تمدن ها وجود داشت. سه هزار و صد سال پیش از میلاد مسیح در تمدن سومر، اولین

با موضوع عدم « اوما 2 » و نماینده مردم « لاگاش » معاهده بین المللی بین فرمانرواي شهر

صلح، » تجاوز مرزي منعقد شد. در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح، معاهداتی با موضوع

در بین هیتیت ها 3، بابلی ها و آشوري ها وجود داشت. « روابط طرفین و نقاط مرزي

را در مصر می توان دید. در هند باستان در زمان « استرداد مجرمان » بطوریکه اولین پدیده

جنگ، رسم بود که به کشتزارها، خانه ها و کشاورزان تجاوز نشود. در قرن پنجم پیش از

با قوانینی، اتحاد ایالات چین را تنظیم کرد که با طرح جامعه ملل و « کنفوسیوس » ، میلاد

قوانین نوین جامعه بین المللی قابل مقایسه است.

-1 در دوران باستان، میان ملت هاي گوناگون، مقررات مشترکی وجود نداشت و تساوي حقوق نژادهاي مختلف نیز

مورد پذیرش قرار نگرفت.

17

یونان: تمدن یونان در هزاره اول پیش از میلاد به صحنه تاریخ وارد شد. اهمیت یونان

و « آتن » باستان در تحول حقوق بین الملل از جهت توسعه روابط میان دولت شهرهاي

است. معاهداتی که میان دولت شهرهاي یونان وجود داشت تا امروز هم « اسپارت »

می توان آن قواعد را در مقررات حقوق بین الملل دید. قواعدي مانند: شناسایی حق

آزادي شخصی، تأسیس نهاد نمایندگی یا سرپرستی 1، داوري، تأسیس اتحادیه هاي

سیاسی، مصونیت سفراء، حرمت 2، تحکیم عهدنامه هاي صلح با اداي سوگند، احترام به

اجساد کشته شدگان در جنگ، شناسایی حق پناهندگان. یونانیان چون خود را برتر از

سایر ملل می پنداشتند در عرصه مسائل بین المللی پیشرفت چندانی نداشتند.

روم: رومی ها، حقوق بین الملل را با دیده مذهبی می نگریستند و سازمان روابط خارجی

ایجاد کردند. اعضاي این سازمان، روحانیون بودند. وظیفه اعضاي فسیال 3 « فسیال » به نام

این بود که مراسم و تشریفات مذهبی مربوط به معاهدات و سایر امور بین المللی از قبیل

یا « جنگ عادلانه » امور سفارت و استرداد مجرمین را انجام دهند. در این دوره نظریه

ابداع شد. « جنگ مشروع »

-2 قرون وسطی: به زمان بین سقوط امپراطوري روم غربی تا سقوط امپراطوري روم

476 ). در اواخر قرن چهارم. م. ( 395 ) امپراطوري روم در - شرقی 4 اطلاق می شود ( 1453

هم شکست و وحدت خود را از دست داد و به روم شرقی و غربی تقسیم شد. در سال

476 روم غربی در اثر تهاجم بربرها، متلاشی شد. در قرون وسطی، سه واقعه مهم

در تحول حقوق بین الملل « جنگ هاي صلیبی » و « ظهور اسلام » ،« پیروزي مسیحیت »

اثرگذار بوده اند.

-1 نهاد نمایندگی برابر همان کنسول امروز است.

بود. « احترام به بی طرفی بعضی از مکان ها » -2 حرمت به معناي

18

پیروزي مسیحیت: مسیحیت تنها عامل وحدت اروپاي آن زمان بود. در نتیجه کلسیا 

قدرت مطلقه یافت و پاپ ها علناً در کلیه امور امپراطوري ها مداخله می کردند و

امپراطوران نیز آگاهانه یا ناآگاهانه به اطاعت از دستورات آنان تن می دادند. جامعه

مسیحیت قرون وسطی، یک جامعه بین المللی متشکل از کشورهاي متمایز و مختلف با

افکار مشترك بود. (جامعه مشترك). مفسران قرون وسطی طبق آیه ( 38 ) انجیل لوتا

را مطرح کردند و از آیه ( 38 ) انجیل لوتا 1 دو نوع تفسیر ارائه دادند: « دوشمشیر » نظریه

یکی قدرت سیاسی (یا مادي) دیگري قدرت مذهبی (یا معنوي) و معتقد بودند مظهر

قدرت سیاسی امپراطور و مظهر قدرت مذهبی پاپ می باشد که هریک در قلمرو خود

مفهوم جدیدي یافت و « دو شمشیر » داراي حاکمیت است. در سال ( 800 ) میلادي نظریه

را چنین تفسیر « دو شمشیر » به تدریج پاپ ها خود را برتر از امپراطوران دانستند و نظریه

که خداوند هر دو شمشیر یا قدرت را به پاپ اعطاء کرده و پاپ، خود، قدرت » : کردند

سیاسی را به امپراطور بخشیده است.

ظهور اسلام: در اواخر قرن ششم میلادي، در شبه جزیره عربستان دین اسلام ظهور 

کرد. ظهور دین مبین اسلام از دو حیث در تحول حقوق بین الملل مؤثر بوده است: 1- از

نظر مقررات بین المللی که در شریعت اسلام وجود داشت. 2- از حیث زمان و تاریخ

پیدایش اسلام که به زمان وحدت جامعه اروپایی از طریق دین مسیح و به دنبال آن بروز

جنگ هاي صلیبی مصادف بود. جامعیت حقوق اسلام، به گونه اي است که هم در زمینه

داخلی و هم از نظر بین المللی داراي قواعد حقوقی بسیار کامل و متحولی است:

-1 کاربرد زور و اجبار مربوط به تبلیغ دینی ممنوع و دلیل و برهان را راه تبلیغ و دعوت

به حق قرار داده است. 2- دین اسلام، هم به قواعد زمان صلح، هم به قواعد زمان جنگ

توجه ویژه دارد. 3- در دین اسلام، معاهدات به پیمان هاي الهی اطلاق می شود که به نام

خداوند و بر اساس آیین الهی منعقد می گردند.

19

جنگ هاي صلیبی: نفوذ کلیسا در اروپاي آن زمان، روز به روز بیشتر می شد و حس 

جاه طلبی روحانیون مسیحی به جایی رسیده بود که می خواستند تمام دنیا را تابع مذهب

خود سازند. در مقابل، قواي اسلام به سرعت تا قلب اروپا 1 ي آن زمان پیشروي نموده

بود و ملل غربی از سه طرف 2 خود را در معرض حمله مسلمانان می دیدند. روحانیون

مسیحی از این موقعیت استفاده کردند و جنگ هاي خونینی را به راه انداختند. جنگ هاي

صلیبی را فئودال هاي اروپایی به رهبري کلیساي مسیحی و به منظور استرداد بیت المقدس

( از مسلمانان آغاز کردند. جنگ هاي صلیبی در هشت مرحله از قرن ( 11 ) تا قرن ( 13

یعنی از سال ( 1095 ) تا سال ( 1270 ). م. روي داد. اصول حقوق بین الملل در قرون

وسطی عبارت بود از:

-1 تابعان حقوق بین الملل، تنها کشورهاي حاکم اروپاي غربی مسیحی و کلیسا بودند.

-2 رکن قانونگذاري مرکزي وجود نداشت.

-3 منابع حقوق عبارتند از: عرف و معاهدات که این منابع ریشه در اصول حقوقی عام،

دکترین مسیحیت و مقام عالی روحانیت روم داشت.

-4 قضاوت اجباري وجود نداشت و اختلافات میان کشورها با توافق، حل و فصل

می شد.

-3 عصر جدید: به سال هاي میان تاریخ کشف قاره امریکا (از سال 1492 ) تا آغاز قرن

نوزدهم اطلاق می شود. در عصر جدید، با پیدایش عصر رنسانس و قیام مردم امریکاي

شمالی و انقلاب کبیر فرانسه، حقوق بین الملل دست خوش تحول گردید.

رنسانس: از پایان قرن پانزدهم شروع و تا نیمه اول قرن شانزدهم ادامه داشت. وحدت 

مذهبی در برخورد با اصلاح مذهبی (یا رفرم) دچار شکست گردید. قدرت معنوي پاپ

و امپراطوري ساقط گردید و کشورهایی با حاکمیت کاملاً مستقل در عرصه جهانی به

-1 قلب اروپا: اسپانیا

20

وجود آمدند. اصل موازنه سیاسی در اروپا پدید آمد. بر اساس این اصل؛ هیچ کشوري

اجازه نداشت درصدد تحمیل اراده خود به دیگران باشد. این عقیده، جانشین عقیده

قرون وسطایی جامعه مشترك گردید. در اواخر قرن 18 . م. دو واقعه مهم در جهان روي

داد که در سیر تحول و تکامل حقوق بین الملل تأثیرگذار بود:

-1 قیام مردم امریکاي شمالی: مردم امریکاي شمالی پس از هفت سال مبارزه در 

چهارم ( 4) ژوئیه 1776 . م. استقلال خود را اعلام کردند.

-2 انقلاب کبیر فرانسه: در قرن هیجدهم به دلیل بیدادگري هاي پادشاهان فرانسه، ملت 

در چهاردهم « باستیل » فرانسه، زنجیرهاي کهنه استبداد را درهم شکست و با فتح زندان

14 ) ژوئیه 1789 . م. انقلاب کبیر فرانسه را بنیان نهادند. انقلاب فرانسه، علاوه بر )

اعلامیه » امتیازات ملی، آزادي هاي فردي و اعلام حقوق سیاسی براي فرانسویان، با صدور

در اوت 1789 در تاریخ حقوق بین الملل نقش ارزنده اي ایفا نمود. « حقوق بشر

اصول اساسی حقوق بین الملل در عصر جدید: 

-1 کشورها، تجمعات حاکمی هستند که هریک، قدرت انحصاري را در قلمرو خود

اعمال می کنند.

-2 کشورها نسبت به یکدیگر مستقل و از نظر حقوقی مساوي هستند.

-3 جامعه مشترك کشورها سازمان نیافته و هیچ قدرت مرکزي در این جامعه وجود

ندارد و داوري بطورکامل از بین رفته است.

-4 کشورها قواعد حقوق ملل را به رسمیت می شناسند لکن خود را در تفسیر و اجراي

آنها آزاد می دانند.

-5 کشورها حق توسل به جنگ را دارا هستند.

-6 هر کشوري که منافعش ایجاب کند؛ حق اعلان جنگ دارد.

-7 کشورهاي ثالث در صورت وقوع جنگ می توانند بی طرف بمانند یا در آن شرکت کنند.

21

-4 از کنگره وین تا کنفرانس صلح لاهه

کشورهاي اروپایی، پس از شکست ناپلئون و پیروزي نهایی و انعقاد صلح براي بررسی

( نتایج سرنوشت اروپا، کنگره اي در وین تشکیل دادند که جلسات آن از هیجدهم ( 18

نوامبر 1814 تا نهم ( 9) ژوئن 1815 طول کشید و منجر به انعقاد عهدنامه هاي وین

در جهت « انگلستان، روسیه، اتریش و پروس » گردید. امضاکنندگان عهدنامه هاي وین

منعقد کردند. « اتحاد مقدس » اجراي تصمیمات متخذه در 26 سپتامبر 1815 پیمانی به نام

متعاهدین این معاهده تعهد کردند که جنبش هاي انقلابی را که خواستار آزادي و حقوق

مردم باشند با توسل به زور سرکوب کنند. انعقاد تحمیلی عهدنامه ترکمانچاي به سال

1828 . م. معلول حمایت اتحاد مقدس از روسیه بود؛ و عهدنامه گلستان نتیجه حمله

روسیه به گرجستان 1، از نتایج اتحاد مقدس بود.

-5 از کنفرانس صلح لاهه تا پایان جنگ جهانی دوم: کنفرانس صلح لاهه در دو مرحله

انجام شد. اولین کنفرانس صلح لاهه در 18 مه 1899 به پیشنهاد نیکلاي دوم، امپراطور

روسیه در لاهه هلند تشکیل شد. در این کنفرانس ( 26 ) کشور شرکت نمودند و روي

سه مساله توافق نمودند: 1- تأسیس دیوان دائمی داوري؛ 2- تهیه و تنظیم قوانین عرف-

هاي جنگ زمینی؛ 3- شمول عهدنامه 1864 ژنو به جنگ دریایی. دومین کنفرانس لاهه

بنا به دعوت امپراطور روسیه از پانزدهم ژوئن 1907 در شهر لاهه با شرکت چهل و چهار

کشور تشکیل شد و تا ( 18 ) اکتبر 1907 ادامه داشت.

جنگ جهانی اول و تأسیس جامعه ملل: جنگ جهانی اول به بهانه قتل ولی عهد 

اتریش توسط یکی از اتباع صربستان به وسیله آلمان در ژوئیه ( 1914 ) آغاز شد.

(عثمانی، اتریش، بلغارستان و مجارستان) از متحدین آلمان بودند. جنگ جهانی اول با

شکست آلمان و متحدانش در 1918 پایان یافت.

22

عهدنامه هاي صلح: پس از خاتمه جنگ، کنفرانس هاي صلح، در ژانویه 1919 با 

شرکت فاتحان در پاریس تشکیل شد که به عهدنامه هاي صلح معروف است که شامل

پنج عهدنامه می باشد.

-1 عهدنامه ورساي با آلمان 28 ژوئیه 1919

-2 عهدنامه سن ژرمن با اتریش 10 سپتامبر 1919

-3 عهدنامه نویی با بلغارستان 27 نوامبر 1919

-4 عهدنامه تریانون با مجارستان 4 ژوئن 1919

-5 عهدنامه سور با عثمانی 10 اوت 1919

اعلامیه ویلسون: در 18 ژانویه 1918 ویلسون، پیشنهاد صلح خویش را در مورد 

استقرار صلح در جهان در چهارده ماده اعلام نمود که به اصول چهارده گانه ویلسون

معروف است. اما مهم ترین اثر مثبت عهدنامه هاي صلح پاریس، تأسیس جامعه ملل بود

به عنوان مقر جامعه ملل پذیرفته « ژنو » که ویلسون، ایجاد چنین سازمانی را پیشنهاد نمود و

شد. در فاصله دو جنگ جهانی، دو معاهده به انعقاد رسید که داراي اهمیت بود.

-1 معاهده لوکارنو 2- معاهده بریان - کلوك

معاهدات لوکارنو 

معاهده لوکارنو مشتمل بر دو سند بود: یکی معاهده چند جانبه منعقده میان آلمان،

بلژیک، انگلستان، فرانسه و ایتالیا؛ دیگري معاهدات دو جانبه میان آلمان از یک طرف و

کشورهاي بلژیک، فرانسه، لهستان و چکسلواکی از طرف دیگر بود. طبق این معاهده

طرفین متعهد شدند که سیاست متقابل عدم تجاوز را در پیش بگیرند.

انعقاد میثاق بریان 1-1 وزیر امور خارجه فرانسه-2 وزیر امور خارجه امریکا



این میثاق در ( 27 ) اوت 1928 . م. به کوشش بریان –کلوك میان کشورهاي آلمان،

امریکا، بلژیک، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، ژاپن، لهستان و چکسلواکی منعقد شد. طبق این

میثاق، طرفین ضمن تحریم جنگ متعهد شدند که اختلافات خود را تنها با وسایل

مسلمت آمیز حل و فصل نمایند.

جنگ جهانی دوم: با اشغال لهستان توسط آلمان در سال 1935 آغاز شد. 

-6 از تأسیس سازمان ملل متحد تاکنون

به تصویب « اساسنامه سازمان ملل متحد » تأسیس سازمان ملل متحد: در 26 ژوئن 1945 

رسید.

تحولات حقوق بین الملل از سال 1949 تاکنون:

پیدایش دو بلوك شرق و غرب به سرکردگی شوروي و ایالات متحده آمریکا؛ 

بیداري حس استقلال طلبی و رهایی از استعمار در آسیا و آفریقا و در نتیجه تأسیس 

کشورهاي متعدد در این دو قاره؛

کشف اتم، ساخت بمب هاي اتمی، آزمایش هاي هسته اي و مسأله تحدید یا خلع 

سلاح هسته اي؛

اعلام موجودیت جمهوري خلق چین، اعطاي نمایندگی چین در سازمان ملل به 

جاي چین ملی (تایوان)؛

مسأله فلسطین و تأسیس کشور اسرائیل؛ 

تنش زدایی و اصل همزیستی مسالمت آمیز میان شرق و غرب؛ 

مسأله عدم تعهد و تشکیل گروه کشورهاي غیر متعهد؛ 

امنیت اروپا (مذاکرات هلسینکی)؛ 

؛« اتحادیه اوپایی » تأسیس جوامع اروپائی 

پان اسلامیسم (تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی، رشد نهضت هاي اسلامی)؛ 

اکتشاف هاي فضایی؛ 

افزایش سازمان هاي بین المللی؛ 24

اضمحلال نظام هاي سوسیالیستی مارکسیستی در شوروي و کشورهاي اروپاي شرقی؛ 

وحدت گرایی کشورها (مثل وحدت ویتنام، وحدت آلمان، وحدت یمن)؛ 

تجزیه گرایی کشورها (فروپاشی شوروي و تشکیل چهارده جمهوري مستقل)؛ 

جدایی طلبی سرزمین ها (جدایی بحرین از ایران، جدایی بنگلادش از پاکستان، 

جدایی اریتره از اتیوپ)؛

لغو آپارتاید (لغو تبعیض نژادي در آفریقاي جنوبی)؛ 

بحران گروگان گیري دیپلمات هاي آمریکایی در تهران؛ 

بحران هاي بین المللی: از جمله بحران اشغال چکسلواکی و افغانستان توسط نیروهاي 

شوروي (سابق)، بحران داخلی افغانستان، جنگ هاي داخلی میان جمهوري هاي مستقل

شوروي (سابق)، بحران سومالی، بوسنی هرزگوین، جنوب لبنان، کوزوو، بحران فلسطین،

بحران 11 سپتامبر 2001 و حمله به افغانستان.

جنگ هاي ناحیه اي و منطقه اي در هند و چین، کره، ویتنام، ایران، خلیج فارس، عراق، 

کویت، سوریه، یمن و...

قلمرو حقوق بین الملل 1

قلمرو حقوق بین الملل، دامنه و حدود اجراي قواعد و مقررات حقوق بین الملل را در

جامعه ي بین المللی مشخص می کند. حقوق بین الملل از لحاظ قلمرو به 2 دسته تقسیم

می شود: 1- حقوق بین الملل خاص 2- حقوق بین الملل عام.

حقوق بین الملل خاص 2

تعریف حقوق بین الملل خاص

به قواعد و مقرراتی اطلاق می شود که رعایت آن فقط براي دو یا چند کشور معدود 

-1 قلمرو اجراي حقوق بین الملل محدود است و تعداد فراوانی از قواعد آن بر تعداد معینی از تابعان این حقوق

قابلیت اجرا دارد.5

الزامی است. به عبارت دیگر، موضوع معاهده در مورد خاصی است و تنها براي

کشورهاي متعاهد(حداقل دو کشور) الزام آور است. مانند معاهدات دو جانبه و معاهدات

مرزي منعقده بین دو یا چند کشور همسایه. مانند (معاهدات سال هاي 1921 و 1940

منعقده بین ایران و شوروي سابق در خصوص رژیم حقوقی دریاي خزر.) یا (رسم

گرفتن عشریه از ماهیگیران خارجی در خلیج فارس.) یا (موافقت نامه هاي همکاري هاي

اقتصادي، بازرگانی، علمی و فرهنگی دو یا چند جانبه).

حقوق بین الملل عام 1

تعریف حقوق بین الملل عام

به قواعد و مقرراتی اطلاق می شود که براي کلیه (بیشتر) کشورها لازم الاجراست. به 

عبارت دیگر رعایت آن براي بسیاري از کشورها از جمله کشورهاي بزرگ الزامی است.

حقوق بین الملل وقتی عام است که اکثریت تام کشورها از جمله کشورهاي بزرگ

جهان آن را قبول نموده باشند. مانند قواعد مندرج در کنوانسیون 1982 حقوق دریا و

عهدنامه ي منع آزمایش هاي هسته اي مورخ 1963 . در این صورت حقوق بین الملل عام

حتی براي کشورهایی که رسماً آن را نپذیرفتند نیز تعهدآور است. مانند عهدنامه هاي

1949 ژنو در زمینه حقوق بشردوستانه.

طبقه بندي حقوق بین الملل

برخی از حقوقدانان در آثار و اندیشه هاي خود قائل به طبقه بندي حقوق بین الملل به

صورت زیر هستند: 1- حقوق بین الملل خاص؛ 2- حقوق بین الملل عام؛ 3- حقوق

بین الملل جهانی. حقوق بین الملل خاص و عام در سطور بالا بیان شد. در ذیل به حقوق

بین الملل جهانی اشاره می شود:

26

حقوق بین الملل جهانی: حقوق بین الملل جهانی به قواعد و مقرراتی اطلاق می شود که

رعایت آن براي کلیه کشورها، بدون استثنا واجب است. مانند، قواعد مربوط به

مراعات حدود و ثغور کشورها، قواعد مربوط به منع بردگی و حمل و نقل برده،

قواعد منع کشتار دسته جمعی (ژنوساید) 1. کنوانسیون 1969 وین مربوط به حقوق

قراردادهاي بین المللی نیز در این گروه قرار دارد.

قاعده کلی: کلیه اصول و قواعد حقوق بین الملل، در زمره حقوق بین الملل جهانی

محسوب می شوند.

به تاسی از سیستم ملی، در سطح بین الملل نیز قواعد حقوق بین الملل از لحاظ تقدم و

تأخر داراي سلسله مراتبی هستند که در ذیل بطور اختصار به آن اشاره می شود:

1 . اصول منشور سازمان ملل متحد؛

2 . اصل مربوط به اجباري بودن مراعات قراردادها؛

3 . احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها؛

4 . منع استفاده از جنگ در روابط بین الملل؛

5 . راه حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی؛

6 . اصل عدم مداخله در امور کشورها؛

7 . اصول تساوي دولت ها؛

8. اصل حق تعیین سرنوشت دولت ها؛

9 . اصول مربوط به رعایت حقوق بشر و ...

که از میان این اصول پنج اصل به عنوان اصول پنجگانه یا اصول همزیستی مسالمت آمیز

مشهورند:

-1 اصل احترام به تمامیت ارضی و اصل حاکمیت

-2 اصل برابري و تساوي حقوق27

-3 اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها

-4 اصل عدم تجاوز (عدم توسل به زور)

-5 اصل حق تعیین سرنوشت دولت ها.

هدف حقوق بین الملل

حقوق بین الملل با اینکه قرن هاست در میان ملل، بدان عمل می شود اما هنوز در مراحل

اولیه سیر تکاملی خود بسر می برد. شرط نیل به هدف هاي حقوق بین الملل، تکامل

حقوق است. هدف جهانی شدن حقوق بین الملل، مسلماً غایی و نهایی ترین هدف آن

محسوب می شود و معناي آن، محو حاکمیت دولت ها و ایجاد یک جامعه جهانی واحد

است.

گستره حقوق بین الملل عمومی

گستره حقوق بین الملل عمومی، سراسر جهان است. در دوران اولیه پیدایش تمدن ها،

حقوق بین الملل محدود به مناطق خاصی از جهان بود. تا اوایل قرن بیستم حقوق

بین الملل شامل محدوده جامعه ي ملل مسیحی بود که به حقوق بین الملل اروپا مشهورند.

آمریکایی ها به علت مسیحی بودن مشمول حقوق بین الملل اروپا شدند. در کشورهاي

آسیایی و آسیاي جنوب شرقی بر اساس مقتضیات زمان و نیاز به برقراري روابط با از

دست دادن هویت خود به اروپا پیوستند. خاور دور هم در زمینه حقوق بین الملل به

اروپا پیوست. بعد از اینکه حقوق بین الملل از محدوده اروپا خارج شد بطرف جهانی

شدن گرایید.

موضوع حقوق بین الملل

مباحث مورد بحث در حقوق بین الملل عبارتند از: کلیات، تعریف، مفهوم، هدف،

ماهیت، مبانی و منابع حقوق بین الملل، تاریخ تحول حقوق بین الملل، اعضاي جامعه

بین المللی، حقوق دریاها و آبراه هاي بین المللی، حقوق بین الملل هوایی و فضایی، حقوق

28

دیپلماتیک و کنسولی، مسئولیت بین المللی، روش هاي حل و فصل اختلافات بین المللی،

مخاصمات مسلحانه.

تعریف حقوق بین الملل

حقوقدانان تعاریف متعدد و متفاوتی از حقوق بین الملل ارائه نمودند.

گروه اول ( 1) معتقدند که حقوق بین الملل تنها حاکم بر روابط بین دولت هاست. از

طرفداران این گروه تري پل، آنزیلوتی اوپنهام، برایرلی است.

گروه دوم ( 2) از طرفداران این گروه لئون دوگی و ژرژ سل، از بانیان مکتب

جامعه شناسی حقوقی، هستند اینان تنها افراد را تابعان حقوق بین الملل دانسته و براي

آنها شخصیت حقوقی قایلند و معتقدند که قواعد حقوق بین الملل باید با تکیه بر نیازها

و ضروریات اجتماعی افرا د در جامعه بین المللی تنظیم و تدوین شود.

گروه سوم ( 3) معتقدند که تابعان اصلی حقوق بین الملل دولت ها هستند اما در کنار

آنها دیگر موجودیت هایی نیز وجود دارند که می توانند در زمره تابعین حقوق بین الملل

از « فیور، کلسن، کاواره، شارل روسو » . به شمار آیند مانند سازمان هاي بین المللی و افراد

طرفداران این نظریه هستند.

از میان این تعاریف، تعریف ارائه شده گروه سوم جامع تر و منطبق با رویه دولت ها و

نیز رویه قضائی بین المللی است.

تعریف حقوق بین الملل: مجموعه قواعد و مقرراتی است که تنظیم کننده روابط میان

دولت ها با یکدیگر و با سازمان هاي بین المللی و سازمان ها با یکدیگر و با دولت ها و در

بعضی موارد با افراد و اشخاص بین المللی است.

نکته: امروزه به دلیل اختلاف دیدگاه ها وابهامات موجود در تعریف حقوق بین الملل،

اعضاي » حقوقدانان ترجیح می دهند به جاي اصطلاح تابعان حقوق بین الملل، اصطلاح

بکار برده شود. « جامعه بین المللی یا اشخاص حقوقی بین المللی

29

ماهیت حقوق بین الملل

آیا حقوق بین الملل اساساً یک حقوق واقعی است یا اینکه یک سلسله دستورات ساده

اخلاقی فاقد قدرت اجرایی است؟

در پاسخ به این سؤال دو دیدگاه مطرح شد:

-1 مخالفان حقوق بین الملل: کسانی که حقوق بین الملل را نفی می کنند.

-2 طرفداران حقوق بین الملل: کسانی که حقوق بین الملل را تائید می کنند.

ابراز دیدگاه موافقان و مخالفان حقوق بین الملل، در واقع بیان اختلافات موجود در

حقوق داخلی و بین المللی است بنابراین قبل از اینکه دیدگاه مخالفان و موافقان بیان

گردد ابتدا لازم است بطور اجمال خصوصیات حقوق داخلی و بین المللی را بدانیم.

برخی از خصوصیت هاي حقوق داخلی و بین المللی عبارتند از:

خصوصیات حقوق بین الملل

-1 قواعد و مقررات حقوق بین الملل توسط قانونگذار بین المللی تنظیم نمی شود، بلکه

خود کشورها خالق و مجري آنها می باشند.

-2 قواعد و مقررات حقوق بین الملل ضمانت اجراي مادي چندان مؤثري ندارد.

-3 دخالت قاضی در حل و فصل و دعاوي بین المللی، منوط به توافق و رضایت

اصحاب دعواست.

-4 حقوق بین الملل، حقوق جامعۀ بین المللی است، یعنی مجموعه قواعد و مقرراتی

است که بر جامعه بین المللی حاکم و قابل اجراست.

-5 در حقوق بین الملل علاوه بر دولت ها، سازمان هاي بین المللی و افراد و اشخاص هم

می توانند منشاء حق و تکلیف قرار گیرند.

-6 تابعان حقوق بین الملل کشورها و سازمان هاي بین المللی و اشخاص بین المللی هستند.

-7 هدف حقوق بین الملل، کشورها و سایر تابعان حقوق بین الملل است.

-8 قلمرو اجراي حقوق بین الملل، گستره جهان است.

30

خصوصیات حقوق داخلی

-1 قواعد و مقررات حقوق داخلی به وسیله قوة مقننه در داخل یک کشور وضع

می گردد.

-2 حقوق داخلی داراي ضمانت اجراي مادي اثرگذار در سیستم ملی است.

-3 دخالت قاضی در حل و فصل و دعاوي داخلی، منوط به توافق طرفین دعوا نیست.

-4 حقوق داخلی، صرفاً داخلی بوده در داخل مرزهاي هر کشور مجراست.

-5 در حقوق داخلی، منشاء حق و تکلیف صرفاً داخلی است.

-6 تابعان حقوق داخلی صرفاً افراد و اشخاص داخلی هستند.

-7 هدف حقوق داخلی، صرفاً افراد داخلی هستند.

-8 قلمرو اجراي حقوق داخلی، محدوده داخل مرزهاي سیاسی هر کشور است.

دیدگاه مخالفان حقوق بین الملل (محورهاي استدلال نفی کنندگان حقوق بین الملل)

-1 مقایسه حقوق بین الملل با حقوق داخلی؛

-2 فقدان سازمان اقتدارات عالی فرا کشوري در حقوق بین الملل؛

-3 منافع کشورها موجب بی ثباتی یا نقض حقوق بین الملل؛

-4 فقدان ضمانت اجراي واقعی و مؤثر در حقوق بین الملل.

استدلال نفی کنندگان (مخالفان) حقوق بین الملل

حقوق در معناي واقعی کلمه به قواعدي اطلاق می شود که ناشی از اراده ي یک مقام

مافوق سیاسی باشد؛ در حالیکه در صحنه ي بین المللی حاکمیت کشورها با یکدیگر برابر

است و هیچ مقام مافوق و برتري از حاکمیت کشورها وجود ندارد. کوچک ترین و

بزرگ ترین کشورها از لحاظ حاکمیت، با یکدیگر برابرند و هر یک مستقل و منفک از

دیگري است. لذا به عقیده ي اینان، چون سه قوه ي مقننه، به عنوان واضع قانون، قضائیه،

به عنوان صادر کننده ي حکم و مجریه، به عنوان ضامن اجراي احکام، در صحنه ي

31

بین المللی وجود ندارد، لذا به هیچ عنوان نمی توان گفت که حقوق بین الملل، حقوق به

معناي واقعی کلمه باشد. لذا حقوق بین الملل فاقد جنبه ي حقوقی است و صرفاً قواعدي

اخلاقی و عقاید و احساسات رایج بین دولت هاست. اینان معتقدند که کشورها تا

آنجایی قواعد حقوق بین الملل را رعایت می کنند که منافع شان اقتضا کند و هرگاه

منافع شان به خطر بیفتد، نقض قاعده نموده و قواعد حقوق بین الملل را زیر پا می گذارند.

بخاطر همین است که حقوق بین الملل در سیاست بین الملل حل می شود و خود از

عرصه ي بین الملل رخت بر می بندد.

مخالفان حقوق بین الملل: هابس، اسپینوزا، پوفندرف، جان آستین، هگل، کانت،

سایدل، ژوفمن، واتل، ریمون آرون فرانسوي، هانس مورگنتاي امریکایی

دیدگاه طرفداران حقوق بین الملل محورهاي استدلال طرفداران حقوق بین الملل

عبارتند از:

-1 حقوق بین الملل از حقوق داخلی جدا نیست.

-2 قواعد حقوق بین الملل ناشی از رویه بین المللی است.

-3 منافع کشورها موجب بی ثباتی یا نقض حقوق بین الملل نمی شود.

-4 حقوق بین الملل داراي ضمانت اجراي واقعی و مؤثر می باشد.

استدلال طرفداران حقوق بین الملل

طرفداران حقوق بین الملل معتقدند که منابع حقوقی در کشورها به دو دسته تقسیم

می شوند. دسته ي اول منابعی هستند که ناشی از اراده ي قانونگذار هستند که اصطلاحاً به

آنها منابع نوشته می گویند. در کنار این منابع، ما با یک سلسله قواعدي مواجه هستیم که

ناشی از اراده ي یک مقام مافوق سیاسی مثل پارلمان یا مجلس نیست، بلکه ناشی از

رویه اي است که افراد یک جامعه در موضوعات مشابه آن را تکرار می کنند و تکرار

یک عمل در موارد مشابه، تبدیل به قاعده اي عرفی می شود که تخطی از آن غیرممکن و

رعایت آن الزامی می گردد. به این دسته از قواعد، قواعد عرفی یا حقوق نانوشته اطلاق

32

می شود. در اغلب قوانین اساسی کشورها احترام و تعهد به قوانین بین المللی دیده

می شود. در مورد بحث ما نیز، درست است که مقام مافوق سیاسی وجود ندارد که وضع

قاعده کند، ولی باید دانست که قسمت اعظم قواعد این رشته ي حقوقی، ناشی از رویه ي

عمومی است که بین کشورهاي جهان وجود دارد، به گونه اي که می توانیم بگوییم تا

قبل از قرن بیستم تقریباً کلیه ي قواعد حقوق بین الملل، قواعد عرفی بوده اند. اینان

معتقدند که قواعد حقوق بین الملل وجود دارد، لکن ممکن است کشور یا کشورهایی

در پاره اي موارد به منظور نیل به منافع خود، آن قاعده یا قواعد را نقض نمایند. اما باید

به خاطر داشته باشیم که نقض قاعده، دلیل عدم وجود قاعده نمی باشد. همانطور که در

حقوق داخلی ما با اعمال زیادي همچون سرقت، کلاهبرداري، قتل و... مواجه هستیم

که قانون آنها را منع کرده است و ارتکاب آنها را جرم تلقی کرده است، با این حال

اگر کسی مرتکب آنها شود، نمی گویند که حقوق داخلی فاقد قاعده در خصوص این

جرایم می باشد، بلکه می گویند فلان شخص ، قواعد مربوط به سرقت، کلاهبرداري،

قتل و... را نقض کرده است. بنابراین می توانیم بگوییم که حقوق بین الملل هم داراي

ضمانت اجرا می باشد. هر چند در پاره اي از موارد ضمانت اجراي آن از استحکام ضمانت

اجراهاي حقوق داخلی برخوردار نیست. ولی بعضاً نیز مشاهده شده است که ضمانت

اجرایی به مراتب قوي تر و محکم تر از حقوق داخلی دارد. ضمانت اجراي حقوق

بین الملل، بسته به عکس العمل جمعی دولت هاست که گاهی شدت می گیرد و گاهی

با ضعف همراه است .مهم ترین ضمانت اجراهایی که در حقوق بین الملل می توان

برشمرد عبارتند از: رفتار متقابل، قطع روابط دیپلماتیک، تهدید به اخراج از یک

سازمان منطقه اي یا بین المللی، تحریم هاي سیاسی و اقتصادي گوناگون، عدم پذیرش

در یک سازمان بین المللی مثل سازمان جهانی تجارت، ترس از افکار عمومی و...

دولت ها کوشش دارند که سیاست شان برخلاف حقوق بین الملل نباشد و قواعد حقوق

بین الملل را منکر نمی شوند؛ بلکه سعی در توجیه رفتار خود با استناد به برخی قواعد

می باشند. « کلسن » و « سل » ،« ولف » دیگر حقوق بین الملل دارند. از طرفداران چنین بینشی

33

نتیجه: هر چند یک دولت جهانی وجود ندارد که کار قوه ي مقننه را انجام دهد، اما

زمانی که دولت ها به وجود قواعدي رضایت بدهند، حقوق بین الملل تقنین می شود.

. رضایت به تقنین حقوق بین الملل به دو صورت است :رضایت عام 1 و رضایت خاص 2

ضمانت اجراي حقوق بین الملل

چنانچه بپذیریم که حقوق داخلی، حقوقی است الزامی که ارگان هاي اجرایی و

قضائی، اجراي این حقوق را ضمانت می کنند و قلمرو اجراي حقوق داخلی بسیار

وسیع است و با این خصیصه داراي خصوصیت بسیار کلی است باید بپذیریم که

حقوق بین الملل که مراحل اولیه تکامل خود را می گذراند حقوقی ناظر بر روابط و

همکاري و فاقد ضمانت اجراي مؤثر در سطح بین الملل در مقایسه با حقوق داخلی بوده

با حقوق داخلی از لحاظ ضمانت اجرا قابل مقایسه نیست.

اما چرا کشورها بطور فزاینده خود را مکلف به اجراي مقررات بین المللی می دانند و

در واقع ضمانت اجراي این مقررات چیست؟ در پاسخ باید گفت که عواملی وجود

دارند که اجراي حقوق بین الملل را تا حدود زیادي تضمین می کنند. برخی از این عوامل

عبارتند:

-1 عامل شناسایی حقوق بین الملل توسط کشورها؛

در شناسایی حقوق بین الملل توسط کشورها چندین عامل می تواند اثرگذار باشد که

مؤثر در اجراي حقوق بین الملل هستند از جمله:

الف- شناسایی در قانون اساسی کشورها و برتري بر قانون داخلی برخی کشورها

ب- اجراي مستقیم حقوق بین الملل توسط مراجع قضایی و اجرایی کشورها

-1 رضایت عام مثل: معاهدات چند جانبه، قطع نامه هاي مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تصمیمات دیوان بین المللی

دادگستري و دیوان دایمی دادگستري بین المللی، دستاوردهاي کنفرانس هاي بین المللی و رفتار و رویه ي دولتها در

داد و ستدها با یکدیگر.

-2 رضیت خاص مثل: معاهدات دو جانبه ي بین ملتها، (یعنی معاهداتی که فقط دو کشور عضو آن می باشد)

34

ج- شناسایی توسط کشورها در مذاکرات سیاسی، کنفرانس ها، سازمان هاي بین المللی،

سازمان ملل متحد و سازمان هاي وابسته به آن.

-2 ضمانت اجراهاي حقوقی در حقوق بین الملل: یعنی ضمانت اجراهایی که ماهیت

حقوقی دارند.

عوامل اثرگذار ضمانت هاي حقوقی در اجراي حقوق بین الملل عبارتند از:

الف- ضمانت اجراي کیفري: اقدامات ترهیبی یا ترذیلی؛

ب- ضمانت اجراي مدنی: اقدامات ترمیمی؛

ج- ضمانت اجراي اقتصادي: محاصره یا تحریم اقتصادي کشور متخلف حقوق بین الملل؛

د- ضمانت اجراي دیپلماتیک و کنسولی؛

ه- اقدامات متقابل.

چند نکته راجع به ضمانت اجراهاي حقوقی

نکته 1: در حقوق بین الملل، ضمانت اجراي کیفري در مقابل نقض قواعد خاص که

عنوان جرم بین المللی مشخص دارند تعیین می گردد. مراجع تعیین ضمانت اجراي کیفري،

در مواردي کشورها در مواردي دیگر دادگاه هاي کیفري بین المللی موقتی هستند.

نکته 2: در مقابل نقصان ضمانت اجراي کیفري در حقوق بین الملل، ضمانت اجراي

مدنی از درجه تکامل نسبتاً بالایی برخورداراست، زیرا امروزه در حقوق بین الملل،

اصل، ضمانت اجراي مدنی است، نه کیفري.

نکته 3: محاصره یا تحریم اقتصادي کشور متخلف حقوق بین الملل، حقی است که

براي کلیه کشورها شناخته شده است، مشروط به اینکه در اعمال آنها، موازین حقوق

بین الملل رعایت گردد.

نکته 4: حقوق بین الملل براي کلیه کشورها، اعم از قربانیان نقض حقوق بین الملل یا

غیره، این حق را شناخته تا در مقابل کشور ناقض حقوق بین الملل، روابط دیپلماتیک

و یا کنسولی خود را با آن کشور قطع کنند یا کاهش دهند، مأموران دیپلماتیک و یا

35

کنسولی خود را از کشور متخلف احضار کنند و یا اینکه روانامه رئیس پست کنسولی

کشور فرستنده متخلف را لغو نمایند.

نکته 5 : یکی از مهم ترین عوامل زمینه ساز اجراي حقوق بین الملل، اقدامات متقابل

کشورها در قبال کشور متخلف از حقوق بین الملل است .مهم ترین این اقدامات عبارتند

از: 1- دفاع مشروع 2- اقدامات مقابله به مثل یا تلافی جویانه 3- معامله متقابل.

-3 ضمانت اجراهاي غیرحقوقی در حقوق بین الملل: یعنی ضمانت اجراهایی که ماهیت

حقوقی ندارند اما در حقوق بین الملل به رسمیت شناخته شده اند. از جمله ضمانت

اجراهاي غیرحقوقی عبارتند از:

الف- ضمانت اجراي اخلاقی

ب- ضمانت اجراي سیاسی

ج- افکار عمومی

د- منافع مشترك و متقابل

ه- پرهیز از تنش مانند تیرگی روابط، جنگ سرد، جنگ گرم.

چند نکته راجع به ضمانت اجراهاي غیرحقوقی

نکته 1: ضمانت اجراهاي اخلاقی همان ارضاي خاطر کشور قربانی نقض حقوق

بین الملل، از سوي کشور مختلف، از طریق اخلاقی است .از جمله اظهار تأسف یا

معذرت خواهی کشور متخلف در قبال کشور قربانی نقض حقوق بین الملل.

نکته 2: ضمانت اجراي سیاسی می تواند شامل منتشر نمودن اسناد و مدارك حاکی از

نقض حقوق بین الملل، به ویژه از سوي کشور قربانی نقض و نیز اعتراض رسمی

کشورها در مورد تخلف از مقررات حقوق بین الملل باشد.

نکته 3: جلب توجه افکار عمومی جهانی در برابر نقض قوانین و مقررات حقوق

بین الملل و تأثیر آن در عملکرد کشورها، یکی از عواملی است که می تواند به عنوان

ضمانت اجراي حقوق بین الملل به شمار آید.

36

نکته 4: منافع کشورها در اجراي حقوق بین الملل است، نه عدم اجراي آن.

-4 ضمانت اجرا در نظام ملل متحد: این نوع ضمانت اجرا به اشکال مختلفی پیش بینی

شده است از جمله:

الف- تدابیر انضباطی شامل:

-1 محرومیت موقتی از حقوق و مزایاي عضویت

-2 اخراج از سازمان

-3 تعلیق حق رأي.

ب- تدابیر توصیه اي: تصمیمات سازمان ملل متحد که متضمن الزام واقعی نیستند.

مصوبات مجمع عمومی عمدتاً داراي چنین جنبه اي هستند.

ج- تدابیر تقبیحی: شوراي امنیت یا در مواردي مجمع عمومی، با به کارگیري عباراتی

در قطعنامه هاي گوناگون، « تأسف می خورد » یا « تقبیح یا محکوم می کند » اخلاقی چون

ضمانت اجراي خاصی را اعمال نموده که میشل ویرالی، استاد برجسته حقوق

بین الملل آن را قضاوت سیاسی نامیده است این تدابیر، از آنجا که عموماً محکومیتی

نامیده می شوند « تدابیر تقبیحی » عاري از نتایج ملموس و فاقد محتواي کیفري هستند

د- تدابیر الزام آور: کلیه تصمیمات شوراي امنیت که بر اساس فصل هفتم منشور ملل

متحد و مجمع عمومی که استثنائاً طبق قطعنامه اتحاد براي صلح اتخاذ می شوند، واجد

خصیصه الزام آور هستند.

هدف ضمانت اجرا در نظام ملل متحد، تنبیه متخلف نیست، بلکه قطع اخلال در نظمی

است که ادامه یک وضعیت ایجاد می کند.

حقوق بین الملل عمومی

سرفصل‌ها حقوق بین الملل عمومی(1)

فصل اول: کلیات و مفاهیم حقوق بین ‌الملل

آشنایی با حقوق بین الملل

آیا حقوق بین‌ الملل، حقوق است؟

شاخه ‌های حقوق بین ‌الملل در جهان امروز

آیا حقوق بین الملل ضمانت اجرا دارد؟

ویژگی‌ های خاص حقوق بین‌ الملل

عوامل تاثیرگذار بر توسعه و تحول حقوق بین‌ الملل

فصل دوم: سیر تاریخی تحولات حقوق بین ‌الملل

دوران باستان

قرون وسطی

عصر جدید

عصر کنگره ‌ها

عصر کنفرانس‌ ها

تحولات صد سال اخیر

فصل سوم: مبانی و مکاتب حقوق بین ‌الملل

مکاتب حقوق وضعی یا ارادی

محدودسازی ارادی

مکتب اراده ‌گرایی (پوزیتویسم)

مکاتب حقوق موضوعی

حقوق طبیعی

جامعه شناسی حقوقی

مکاتب انتقادی

نگاه مارکسیستی

نگاه فمینیستی

فصل چهارم: رابطه حقوق بین‌ الملل و حقوق داخلی

نظریات ارتباط حقوق بین‌ الملل و حقوق داخلی

نظریه مونیسم (یگانه گرایی)

نظریه دوآلیسم (دوگانه گرایی)

فصل پنجم: منابع حقوق بین ‌الملل

نگاهی به ماده ۳۸ اساس نامه دیوان بین ‌المللی دادگستری

معاهدات بین ‌المللی

عرف بین‌ المللی

اصول کلی حقوق بین ‌الملل

رویه قضایی بین‌ المللی

دکترین (Doctrine)

آشنایی با منابع جدید حقوق بین ‌الملل

اعمال یک جانبه دولت‌ ها

تصمیمات سازمان های بین ‌المللی

حقوق نرم

فصل ششم : اعضای جامعه بین المللی

دولت‌ ها

سازمان های بین ‌المللی دولتی و غیر دولتی

نهضت ‌های آزادی ‌بخش

دیگرموجودیت ‌های با ماهیت ویژه

خیر مقدم به دانشجویان عزیز

دانشجویان عزیز سلام عرض می کنم محضر یکایک شما عزیزان امیداست در این ترم با مشارکت و مساعی متقابل بتوانیم از زمان حداکثر بهره را ببریم .بااحترام.امیرپور. مدرس دانشگاه

تبریک و خیرمقدم به دانشجویان

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشجویان عزیر پیشاپیش آغاز بهار دانش و مهر دانش اندوزی را به شما تبریک عرض می کنم . مهرتان با مهر قرین باد.

امیرپور.مدرس دانشگاه -مهر 1401

ایکائو

ایکائو

چکیده : هدف این مقاله ، شناسایی زمینه هایی بروز اختلاف و بحران در سازمان هواپیمایی بین المللی کشوری (ایکائو )است . شورای ایکائو به حل و فصل اختلاف مربوط به امور هوانوردی ، فی مابین اعضای سازمان میپردازد و تاکنون تعداد قابل توجهی از دعاوی هواپیمایی به آن شورا ارجاع شده است ، بررسی زمینه های بروز اختلاف در روابط هواپیمایی شناخت نقش و توان سیستم حل و فصل اختلاف در ایکائو را آسانتر می نماید در این نوشته ضمن اشاره به زمینه های امنیتی ، تجاری و از جمله به مسأله حاکمیت دولتها بر فضای هوایی ماورای قلمرو سرزمینیشان و نیز مسأله ایجاد مناطق ممنوعه یا تفصیل بیشتری پرداخته شده است .
مقدمه :
با پیدایش صنعت انقلابی و پیشرئی هواپیمایی در اوایل قرن بیستم و شکل گیری سازمان هواپیمایی بین المللی کشوری پس از کنفرانس شیکاگو ۱۹۴۴ چشم انداز صلح جهانی و توسعه روابط بین ملتها در نزد اندیشمندان و سیاستمداران وقت ، روشن و امیدوار کننده جلوه نمود . چنانکه « وینسون چرچیل » هوانوردی بین المللی کشوری را به عنوان بزرگترین ابزار برای رسیدن به اتحاد بین المللی معرفی میکند .و « اف .دی.روزولت » در کنفرانس یاد شده اعلام میدارد که از این پس هوا میتواند توسط بشر برای خدمت به بشریت مورد استفاده گیرد .
با وجود این خوشبینیها ، دولتمردان و حقوقدانان از اجتنابپذیری اختلاف در روابط هوانوردی غافل نبوده و مواره آن را گوشزد نمودهاند . چنانکه نماینده ایالات متحده آمریکا در کنفرانس شیکاگو اظهار میدارد « استفاده از مسیر هوایی ممکن ات از جهاتی شبیه به استفاده از مسیر دریایی باشد ، اما از این نظر که قلمرو هوایی ، یکی از موضوعات حساس حاکمیت دولتها میباشد و هواپیما از آنجا عبور میکند با مسیر دریای متفاوت است .»
بنابراین با توجه به وضعیت هواپیما و میزان بالای سرعت آن بروز اختلاف بین دولتها قابل پیش بینی بوده و کنوانسیون شیکاگو نیز با آگاهی از این امر شورای ایکائو را به عنوان مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر و اجرای مقررات کنوانسیون فی مابین اعضای متعاهد معرفی مینماید . روشن است که منظور از اختلاف در این نوشته ، اختلافات بین المللی میباشد . اختلاف بین المللی از یک نظر به حقوقی و غیر حقوقی تقسیم میشود . بر همین اساس راههای حقوقی و سیاسی حل و فصل اختلاف نیز در حقوق بینالملل عمومی پیش بینی شده است . اما اینکه اختلاف در ماهیت ، متفاوت و قابل تقسیم به حقوقی و سیاسی باشد یا نه ، بین حقوقدانان اجماع نظر وجود ندارد . در منشور ملل متحد که بر توسل به شیوههای مسالمت آمیز حل اختلاف تأکید شده به تفاوت ماهوی اختلاف اشارهای نشده است . به هر حال در نظریه برخی علمای حقوق بینالملل و نیز در رویه قضایی بین المللی به اصل تفکیک بین اختلافات و ضرورت آن تأکید شده است .
اختلاف مربوط به امور هواپیمایی بین المللی کشوری نیز مشمول شرایط پیش گفته میشود . به علاوه قوانین و مقررات مربوط به سیستم حمل و نقل هوایی بین المللی تلفیقی از قواعد حقوق عمومی و حقوق خصوصی است و در عمل هم امور مربوط به هوانوردی آمیزهای از نقش دولتها ، شرکتها و یا اشخاص خصوصی است که تعریف و تفکیک این اختلافات ضرورت بیشتری پیدا میکند . در این زمینه علاوه بر لزوم تمایز بین اختلافات از نظر داخلی بین المللی و سیاسی – حقوقی ، بحث حقوق بینالملل خصوصی نیز مطرح میشود .
«Dimitri Manitis» در مقالهای تحت عنوان «Confltct in the skies» در مورد طبقه بندی اختلافات هواپیمایی بین المللی بحث کرده و معتقد است که عنصر اساسی یک اختلاف بین المللی یا بین دولتی ، عدم توافق بر سر موضوعات مشترک مربوطه میباشد . در صورتی اختلاف بین المللی خواهد بود که عنصر دولت در هر دو طرف اختلاف وجود داشته باشد و با توجه به حضور یا عدم حضور این عنصر اختلافات هواپیمایی بین المللی قابل طبقهبندی میباشد .از نظر وی اختلافات مربوط به هوانوردی کشوری بین المللی به سه دسته مجزا تقسیم میشود .
۱٫ اختلافات بین اشخاص خصوصی خارجی
۲٫ اختلافات بین المللی مختلط
۳٫ اختلافات بین المللی محض
اختلافات خصوصی بین اشخاص خارجی که حداقل در زمان بروز اختلاف ، از عنصر دولت عاری خواهد بود و اختلافات مختلط نیز ممکن است از حیث ماهیت تفاوتی با اختلافات خصوصی نداشته باشد اما از نظر طرفین دعواست کهیک طرف آن دولت و طرف دیگر آن اشخاص خصوصی هستند در هر حال این دو دسته از اختلافات مشمول حقوق بینالملل خصوصی خواهند بود . تنها اختلافات بین المللی مشمول حقوق بین المللی عمومی میشود . علاوه بر این از سابقه کشورها چنین بر میآید که اختلافات بین المللی کشوری و طبق معاهدات تنظیم کننده روابط هوایی کشورها ، چنین بر میآید که اختلافات بین المللی محض نیز در حیطه هوانوردی قابل تقسیم و تجزیه به اختلافات با ماهیت تجاری و اختلافات با ماهیت غیر تجاری است .« منیاتی » در بحث یاد شده تصریح میکند که اختلافات هواپیمایی بین المللی کشوری منطقاً به دو گروه عمده قابل تقسیم است. یکی اختلافات ناشی از حمل و نقل هوایی تجاری که تعارض در آنها ناشی از اجرا و تفسیر قواعد مربوط به تعهدات پذیرفته شده در قرار دادهای دو جانبه است و دیگر اختلافات غیر تجاری هوانوردی که ضرورتاً ناشی از اجرا و تفسیر دولتها از مقررات کنوانسیون شیکاگو خواهد بود .
در نتیجه بحث طبقه بندی اختلافات در روابط هوانوردی بین المللی کشوری از چند بعد قابل پیگیری است ، که از جمله طبقه بندی آنها به خصوصی – بین المللی ، حقوقی – سیاسی و تجاری – غیر تجاری است . از آنجا که تأکید مقاله حاضر بر موضوع اختلافات با ماهیت غیر تجاری در روابط هواپیماییاست . از بررسی دیگر موارد خودداری میشود . پس از اشارهای کوتاه به ماهیت تجاری اختلافات هواپیمایی کشوری ، با استفاده از متن کنوانسیون شیکاگو (۱۹۴۴) زمینههایی پیدایش اختلافات غیر تجاری فیمابین اعضای متعاهد در ایکائو بررسی خواهد شد .
در اینجا یادآوری این نکته ضروری به نظر میرسد که با وجود تعاریف و تعابیر مختلف ، تفکیک و تمایز بین انواع اختلافات بین المللی و تشخیص آنها از یکدیگر به آسانی امکانپذیر نخواهد بود . مثلاً نمیتوان گفت اختلافی ، صرفاً سیاسی و یا حتی حقوقی محض است . در تقسیمبندی آنها به تجاری و غیر تجاری نیز ماهیت سیاسی و حقوقی لین دسته از اختلافات نادیده گرفته نمیشود و نامگذاری یک اختلاف به غیر تجاری به معنای انکار وجود خصیصه سیاسی یا حقوقی آن نخواهد بود . در هر صورت باید اذعان نمود که دولتها برای حل اختلافات خود ، همواره به روشهای سیاسی تمایل بیشتر نشان دادهاند . چون معتقدند از این طریق بهتر میتوانند منافع خود را حفظ نمایند . در روابط هوانوردی نیز دولتها در عمل نشان دادهاند که آمادگی قربانی کردن منافع اقتصادی و تجاری ناشی از حمل و نقل هواپیمایی را در قبال حفظ موقعیت سیاسی و حیث ملی خود دارند .
الف . ماهیت تجاری اختلافات
هرچند از ابتدا استفاده صلح آمیز از هواپیما در مسیراقتصادی و تجاری مورد استقبال ملتها و دولتهای جهان قرار گرفت ، اما در کنفرانس شیکاگو در سال ۱۹۴۴با وجود تلاشهای فراوان برای دستیابی به یک توافق چند جانبه در خصوص مقررات تجاری حمل و نقل هوایی ، موفقیت چندان حاصل نشد . به همین دلیل است که ایکائو آن چنان که در زمینههای فنی هواپیمایی کشوری ایفای نقش میکند در زمینههای اقتصادی و تجاری حضور چندانی ندارد . این عدم موفقیت باعث شد که اولاً کشورهای جهان برای تنظیم روابط تجاری هوانوردی خود به معاهدات دو جانبه روی آورند و از بدو تأسیس سازمان هواپیمایی بین المللی کشوری اقتضای چند جانبه گرایی آن به دو جانبه گرایی منحرف گردد و ثانیاً پس از این ناکامی کنفرانس شیکاگو ، شرکتهای حمل و نقل هوایی کشورهای مختلف اتحادیه حمل و نقل هوایی بین المللی (IATA) را تجدید سازمان کردند و مکانیسم تعیین تعرفههای مربوط به امور هوانوردی بین المللی را پدید آورند . طبق اساسنامه این اتحادیه سازوکارهای حل و فصل اختلافات تجاری فیمابین اعضاء نیز پیش بینی شدهاست .
در کنوانسیون شیکاگو مقرراتی که به لحاظ جهت گیری کلی روابط تجاری هوایی مهم است ، گنجانیده شدهاند . از جمله میتوان به مواد ۵تا۷ این کنوانسیون اشاره کرد که به ترتیب پرواز نا منظم ، پرواز منظم و کابوتاژ هوایی را مورد بحث قرار میدهند .
چنانکه گفته شد به دلیل اختلاف نظر بین کشورهای معظم صنعت هواپیمایی در نحوه استفاده از فضای ماورای سرزمین ملی و اجرای مقررات تجاری از طریق سیستم ایکائو توافق عمومی امکانپذیر نشد و کشورها در صد برآمدند تا از طریق توافق دو جانبه به سند بین المللی ، شکل استاندارد موافقت دو جانبه برای مسیرهای هوایی موقت را تدوین کرد که به موافقتنامه استاندارد معروف است . این سند در واقع نمونهای بری تدوین موافقتنامههای دو جانبه حمل و نقل هوایی به شمار میرود که اولین معاهده دو جانبه شکل گرفته بر اساس موافقتنامه استاندارد توافقی است که بین دو کشور ایالات متحده آمریکا و انگلستان در سال ۱۹۴۶ تحت عنون « برمودا» منعقد شد . از آنجا که دولتها در هنگام انعقاد قرارداد حمل و نقل هوایی ، با توافق و اراده خود مراجع حل اختلافات ناشی از این روابط را نیز مشخص میکنند و غالباً چنین اختلافاتی در خارج از چارچوب ایکائو حل و فصل میگردد ، از تفصیل بیشتر آن خودداری میکنیم یادآور میشویم که به دلیل عدم امکان رسیدگی به اختلافات مربوط به خدمات هوایی دو جانبه در سیستم حل اختلاف ایکائو ، پیشنهادهای جدیدی برای تشکیل یک دیوان بین المللی جهت رسیدگی به این دسته از اختلافات و به منظور ایجاد وحدت در زمینه تفسیر قراردادهای دو جانبه مطرح شده است . البته این پیشنهاد هنوز مورد تصویب قرار نگرفته است .
ب . ماهیت غیر تجاری اختلافات هواپیمایی بین المللی کشوری
چنانکه اشاره شد ، سیستم هواپیمایی کشوری بالقوه مستعد بروز تعارض و اختلاف بین دولتهاست که ناشی از طبیعت صنعت هواپیمایی است . کنوانسیون شیکاگو تلاش کرد برای پیشگیری از بروز اختلافات . مقرراتی را تدوین و به تصویب اعضا برساند . اگر چه این کنوانسیون به ابعاد مختلف روابط غیر تجاری و اختلافات احتمالی ناشی از آنها توجه نموده است ، ولی در عمل ، کشورهای عضو کنوانسیون ، به این نتیجه رسیدهاند که برای تکمیل مقررات و پیشگیری از جرایم و نیز مجازات مرتکبین جرم و جنایت علیه هواپیمایی کشوری ، قواعد جامعتری را به تصویب برسانند . شورای ایکائو ، به عنوان بازوی اجرایی سازمان که نقش و صلاحیت قضایی برای حل و فصل اختلافات اعضای متعاهد در تفسیر و اجرای مفاد کنوانسیون شیکاگو و ضمائم مربوط به آن را نیز به عهده دارد ، تا کنون در چند مرحله به توسعه مقررات امنیتی هواپیمایی اقدام کرده است .
امروزه کنوانسیونهای مربوطه ، جدای از کنواسیون شیکاگو ، روابط دولتها را در زمینه امنیت هوانوردی بین المللی وحل اختلافات مربوط به آن ، تنظیم مینماید .
با توجه به خارج شدن دو دسته از اختلافات (یعنی اختلافات مربوط به امور تجاری واختلافات ناشی از مسائل امنیتی هوانوردی )از دستگاه حل اختلاف ایکائو ، که بر اساس فصل هیجدهم کنوانسیون شیکاگو ، از وظایف شورای ایکائو میباشد ، فرضیه ضعف و ناتوانی ایکائو در حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات اعضای متعاهد تقویت میشود که البته از موضوع بحث حاضر خارج و بطور جداگانه قابل تحقیق و بررسی است . در ادامه به برخی قواعد و مقررات مندرج در کنوانسیون شیکاگو از جمله مسأله حاکمیت دولتها بر فضای هوایی خود و نیز مسأله ایجاد مناطق ممنوعه ، که استعداد بیشتری برای بروز اختلاف غیر تجاری بین دول عضو دارند ، مورد اشاره قرار میگیرد .
۱٫ حاکمیت دولتها بر فضای هوایی خود و قلمرو آن
اول . حاکمیت دولتها بر فضای هوایی
در کنار خوشحالی ناشی از دسترسی انسان به آرزوی دیرینه « پرواز » مهمترین چیزی که دولتها را نگران میساخت ، مسأله نقض حاکمیت آنها توسط این پرونده آهنین بود . سرعت بالای هواپیما اگر چه موجب صرفه اقتصادی و تجاری فراوان است اما مستلزم در نوردیدن مرزهای ملی نیز میباشد . این مشکل اولین نقطه مهم اختلاف بین قدرتهای صنعتی و هوانوردی زمان واقع شد که برخی کشورها مثل ایالات متحده آمریکا خواستار آزادی کامل هواپیماها در مسیر هوایی بودند و برخی دیگر مثل انگلستان خواستار حاکمیت مطلق و انحصاری دولتها بر فضای هوایی ماورای سرزمین ملی شدند . بالاخره کنوانسیون شیکاگو به این اختلاف نظر پایان داده و در ماده ۱ چنین آورده است :
« کشورهای عضو این پیمان ، حق حاکمیت تام و مطلق هر یک از کشورهای متعاهد نسبت به فضای هوایی آن کشور را به رسمیت میشناسند .»
شکی نیست که حاکمیت دولت بر فضای هوایی خود ، یکی از اساسیترین اصول حقوق بینالملل معاصر است . نقض حریم هوایی داخلی کشورها از سوی هواپیماهای خارجی نقض جدی حقوق بینالملل محسوب میشود و حوادث بین المللی قابل توجهی را نیز موجب گشته است . علی رغم تأکید ماده ۱ کنوانسیون مبنی بر حاکمیت مطلق و انحصاری بر فضای بالای قلمرو سرزمینی خود نحوه اعمال این حاکمیت در صورت تعرض و تجاوز غیر قانونی هوایی ، کاملاً روشن نیست . این امر علاوه بر بروز اختلاف در تفسیر و اجرای مفاد کنوانسیون بین کشورها ، موجب هلاکت تعداد زیادی از مسافران بیدفاع در آسمان نیز گشته است .
بدون تردید استفاده از سلاح نظامی علیه هواپیماهای نظامی خارجی که به حاکمیت دولتها تجاوز میکنند ، به موجب حقوق بینالملل و با استناد به حق دفاع مشروع قابل توجیه خواهد بود . لما در مورد اقدام نظامی علیه هواپیماهای غیر نظامی متجاوز ، ابهاماتی وجود دارد و این سؤال را پیش میآورد که آیا سرنگونی هواپیماهیای غیر نظامی متجاوز ، ابهاماتی وجود دارد و این سؤال را پیش میآورد که آیا سرنگونی هواپیماهای غیر نظامی با ادعای دفاع از حاکنمیت ملی مثلاً انهدام هواپیماهای مسافربری کره جنوبی توسط هواپیماهای نظامی شوروی سابق در سال ۱۹۸۳ و یا با ادعای حق دفاع مشروع مثلاً حمله ناو نظامی وینسنس ایالات متحده آمریکا به هواپیمای مسافربری ایرباس جمهوری اسلامی ایران با ۲۹۰ سرنین در (۱۹۸۸) طبق حقوق بین الملل میتواند عمل قانونی و مشروع تلقی شود ؟
حقوق بین الملل معاصر هنوز نتوانسته است پاسخ قاطعی به سؤال پیش گفته بدهد . در این باره دو مطلب مهم و متناقض وجود دارد ، یکی حساسیت دولتها نسبت به اصل حاکمیت ملی است که احترام به آن کماکان از اصول اساسی روابط بینالملل محسوب میشود و دیگری امکان سوء استفاده از هواپیماهای مسافربری و بکارگیری آن در امر جاسوسی و نقض امنیت و حاکمیت دیگر کشورها است که واکنش شدید دولتها را به دنبال خواهد داشت . با این حال و با توجه به وقایع متعدد در هواپیمایی کشوری که منجر به فاجعه انسانی گردیده و جان مسافران بیدفاع را مورد تهدید و تهاجم قرار داده است ، کشورهای عضو ایکائو بخصوص پس از حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری کره جنوبی در سال ۱۹۸۳ درصدد اصلاح کنوانسیون شیکاگو جهت حمایت هرچه بیشتر از هواپیمای مسافربری برآمدند . در پی این اصلاح که به افزون ماده ۳ مکرر به مجموعه مقررات کنوانسیون منجر شد توسل به زور علیه هواپیمای غیر نظامی ممنوع گردید این در حالی است که بند (د) ماده ۳ کنوانسیون ، کشورهای عضور را متعهد میکرد که موقع وضع مقررات برای هواپیماهای دولتی خود ، توجه لازم را نسبت به بیخطری و جلوگیری از مخاطرات هوایی هواپیمایی کشوری مبذول دارند . از آن جا که مقررات ماده ۳ نتوانست مانع حمله به هواپیماهای غیر نظامی گردد ، مجمع عمومی ایکائو در سال ۱۹۸۴ به اتفاق آراء تصمیم زیر را در قالب ماده ۳ مکرر اتخاذ کرد :
الف :دولتهای متعاهد این امر را به رسمیت میشناسند که هر کشوری باید از توسل به استفاده از اسلحه در مقابل هواپیمای کشوری در حال پرواز اجتناب نماید و در صورت رهگیری هواپیما جان کسانی که در هواپیما هستند نباید دچاره مخاطره گردد …
ب . دولتها متعاهد این امر را به رسمیت میشناسند که هر کشوری در اعمال حق حاکمیت خود در صورتی که یک هواپیمای کشوری در فضایی هوایی سرزمین او بدون مجوز مبادرت به پرواز نموده و یا اینکه بنا به دلایل قابل قبول حاکی از این که هواپیما برای منظوری مغایر با اهداف این کنوانسیون به کار گرفته شده است ، حق دارد بخواهد که هواپیما در یک فرودگاه تعیین شده فرود آید ..
اگر چه ماده ۳ مکرر صریحاً توسل به سلاح علیه هواپیمای مسافربری را منع کرده است ، اما مفاد بند (ب) این ماده و دیگر مقررات موجود در مجموعه حقوق بینالملل که مورد توجه ماده مذکور نیز قرار گرفته است تا حد زیادی دست دولتها را برای فرار از منظور اصلی آن ماده باز میگرداند .
از جمله این مقررات ماده ۴ کنوانسیون شیکاگو میباشد که چنین مقرر میدارد :
« هر یک از کشورهای عضو معاهده موافقت می نماید که هواپیمای کشوری را برای اهدافی که مغایر مقاصد کنوانسیون باشد به کار نبرد .»
استفاده آگاهانه از هواپیمای کشوری ثبت شده در آن کشور یا از هواپیمای کشوری مورد استفاده … درآن کشور برای هر منظوری که مغایر با اهداف این کنوانسیون باشد ،ممنوع گردد .»
از طرفی بر اساس منشور ملل متحد ، دولتها از حق دفاع مشروع برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و امنیت ملی خود برخوردار هستند . تأکید ماده ۳ مکرر بر امتناع دولتها از استفاده از اسلحه علیه هواپیمای کشوری ممکن است در تعارض با حقوق محفوظ برای دولتها در منشور تلقی شود و باعثاین امر گردد که دولتها نتوانند در دفاع از حاکمیت ملی خود از این حق مسلم استفاده نمایند . مجمع عمومی ایکائو در ذیل بند (الف) ماده ۳ مکرر به این مسأله نیز توجه نموده و مقرر داشته است .
این مفاد به هیچ وجه نباید موجب این تعبیر گردد که به نحوی حقوق و تعهدات کشورها مندرج در منشور ملل متحد بدین وسیله مورد اصلاح قرار گرفته است .
ملاحظه میشود که اگر بر حقوق دولتها در حفظ حاکمیت ملی خود تأکید شود ، ممکن است امنیت پرواز و جان مسافران با اقدامات دولتها و با ادعای نقض حاکمیت به خطر افتد و اگر منع مطلق هرگونه تعرض به هواپیمای مسافربری ، حتی س از تجاوز به حریم هوایی دیگر دولتها مورد تأکید قرار گیرد این آزادی و مصونیت هواپیماهای مسافربری میتواند محملی برای سوء استفاده از سیستم هوانوردی کشوری جهت به خطر انداختن امنیت ملی دیگر کشورها واقع شود . در هر صورت در این زمینه پاسخ قانعکنندهای در مجموعه مقررات بین المللی به چشم میخورد.
دوم . قلمرو حاکمیت دولتها بر فضای هوایی
یکی دیگر از مواردی که میتواند زمینه ساز اختلاف بین کشورهای عضو ایکائو باشد موضوع قلمرو حاکمیت هوایی دولتهاست . یعنی دولتها تا چه محدودهای از قلمرو هوایی ، حق اعمال حاکمیت انحصاری دارند ؟ ماده ۲ کنوانسیون شیکاگو به قلمرو سرزمینی و محدوده حاکمیت انحصاری دولتها اشاره دارد که بر اساس آن قلمرو هر کشوری عبارت خواهد بود از مناطق زمینی و آبهای ساحلی متصل به آن که تحت سلطه و اختیار و حمایت یا قیمومت آن کشور باشد .
بنابراین فضای هوایی یک کشور شامل هوای بالای آبهای ساحلی تحت حاکمیت آن کشور نیز میشود . از طرفی بر اساس حقوق بینالملل دریاها ، دولتها بر آبهای داخلی و آبها دریای سرزمینی خود حاکمیت مطلق اعمال کنند . در نتیجه فضای هوایی بالای آبهای داخلی و دیای سرزمینی نیز تحت حاکمیت مطلق و انحصاری کشور مربوط خواهد بود .
چنین مناطقی که در بعضی موارد تا ۳۰۰ مایل فراتر از دریای سرزمینی نیز گسترش مییابد و علی رغم مغایرت آن با حقوق بینالملل ،عملاً توسط تعدادی از کشورها مورد استفاده قرار گرفته است ، موجب بروز اختلاف نظر و تعارضاتی در روابط هوانوردی و بعضاً حوادث و فاجعههای هوایی نیز گشته است .
۲٫ ایجاد مناطق ممنوعه
بر اساس ماده ۹ کنوانسیون شیکاگو ، دولتهای عضو مجاز هستند در مواقع ضروری به ایجاد « مناطق ممنوعه » مبادرت نمایند . البته بین مناطق ممنوعه و مناطق شناسایی باید تفاوت قائل شوند . چون مناطق ممنوعه در داخل قلمرو سرزمینی و طبق قواعد و مقررات کنوانسیون شیکاگو ایجاد میشود ، در حالی که مناطق شناسایی دفاع هوایی (ADIZ) چنانکه پیشتر گفتیم ، مربوط به خارج از قلمرو سرزمینی میشود و ایجاد آن هیچگونه محوز و مبنای حقوقی ندارد با این وجود حق ایجاد مناطق ممنوعه در قلمرو سرزمین نیز یکی از موضوعات بغرض در روابط هوانوردی به شمار میرود و همواره موجب بروز اختلاف بین کشورهای متعاهد در سازمان هواپیمایی بین المللی مشوری بوده است و در برخی موارد عامل ایجاد اختلالاتی در امر حمل و نقل هوایی بین المللی نیز گشته است . به عنوان مثال میتوان از اختلاف بین دو کشور هند و پپاکستان در سال ۱۹۵۲ نام برد که نسبت به ایجاد منطقه ممنوعه و تفسیر متفاوت کنوانسیون شیکاگو در مورد این موضوع رخ داد.
مطابق ماده ۹ کنوانسیون شیکاگو هریک از کشورهای عضو میتوانند به جهت ضرورت امنیتی یا تأمین سلامت عمومی پرواز هواپیماهایسایر کشورها را در مناطق معینی از خاک کشور خود بطور متحدالشکل و بدون تبعیض محدود یا ممنوع نمایند . چنانکه در این ماده نیز تصریح شده است ، ایجاد مناطق ممنوعه ،فقط در داخل داخل کشور مربوطه امکان پذیر است . کشورها در خارج از قلمرو سرزمینی خود ، مجاز به ایجاد محدودیت یا ممنوعیت در مناطق هوایی نخواهند بود . اما در عمل این مقررات نادیده گرفته میشود و بعضی از کشورها به بهانه مسائل امنیتی و حفظ منافع حیاتی محدودیتهای هوایی در ورای قلمرو سرزمینی خود ایجاد میکنند . به عنوان مثال ، ایالات متحده آمریکا پس از حضور نظامی در آبهای خلیج فارس در دهه هشتاد در چند نوبت به ایجاد محدودیتهایی برای پرواز هواپیماهای مسافربری منطقه مبادرت ورزیده که بر اساس آن از هواپیماهای کشورهای خارجی خواسته شد که با فاصله معینی از نیروی دریایی امریکا مستقر در ( خلیج فارس ) حرکت کنند . هر چند این اقدام از طرف جمهوری اسلامی ایران مورد اعتراض قرار گرفته و عمل ایلات متحده امریکا به عنوان تخطی از اصول و مقررات مندرج در کنوانسیون شیکاگو و نقض آزادی پرواز در فراز آبهای بین المللی تلقی و به اطلاع ایکائو رسیده است ، اما قبل از سقوط هواپیماهای مسافربری ایرباس جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس اقدام ایلات متحده آمریکا در این زمینه از طرف ایکائو منع و یا محکوم نشد .
علاوه بر این ماده ۹ کنوانسیون شیکاگو به متحدالشکل بودن محدودیت یا ممنوعیت و عدم تبعیض دولتها در اعمال آن نیز اشاره دارد . به این معنی که اگر دولتی به ایجاد منطقه ممنوعه اقدام نماید ، نباید بین دولتها تبعیض قائل شود و این ممنوعیت بطور مساوی بین همة دولتها باید اعمال گردد . بنابراین ممکن است گاهی دولتها در اصل ایجاد منطقه ممنوعه ، اختلافی نداشته باشند ، اما نسبت به تبعیض آمیز بودن آن معترض شوند .
چنانکه « بن چنگ » معتقد است ، اختلاف بین هند و پاکستان (۱۹۵۲) بر سر اصل ایجاد منطقه ممنوعه نبوده است ، بلکه اعتراض هند به تبعیض آمیز بودن این عمل مربوط میشود چون هند ادعا میکرد در حالی پاکستان از پرواز هواپیماهای هندی جلوگیری میکند ، خطوط هوایی ایران در همان منطقه ممنوعه اعلام شده از سوی پاکستان (تهران – کابل ) در حال پرواز میباشد .
به هر حال مسأله حاکمیت و قلمرو آن و نیز آزادی دولتها در ایجاد منطقه ممنوعه بدون تبعیض ، از جمله مسائل حساس است که میتواند بحرانهایی را در روابط هوانوردی ایجاد کند . و بعضاً موجب حوادث ناگوار نیز گردد . اگر چه کنوانسیون شیکاگو در این موضوعات با صراحت بیشتری عمل کرده است ، اما کشورهای عضو سعی میکنند تفسیری از مقررات مذکور در کنوانسیون به عمال آورند که در جهت منافع ملی آنها باشد . از آنجا که کشورهای قدرتمند جهان در خارج از قلمرو سرزمینی خود نیز قائل به منافع حیاتی هستند و تلاش میکنند مقررات بین المللی را در آن راستا تفسیر و اجراء نمایند ، خطر اختلاف و بحران همواره سازمان هواپیمایی بین المللی کشوری را تهدید میکند .
نتیجهگیری :
کنوانسیون شیکاگو دارای مقررات و موضوعات متعدد و ناهمگونی است . یک دست نبودن مسائل مربوط به هوانوردی از یک طرف و طبع حساس و متضاد هواپیمایی و حاکمیت ملی از طرف دیگر ، واضعان اصلی کنوانسیون را ناچار به وضع قوانین متعدد کرد از جمله این مسائل روابط تجاری بین اعضاء مخاطرات هواپیمایی امکان سوء استفاده از هواپیما تأمین امنیت پرواز روابط تجاری و تعارض هرکدام با حاکمین ملی دولتها میباشد . آنچه در این نوشته مورد توجه قرار گرفت ، زمینههای بروز اختلافات غیر تجاری است . شکی نیست که در نظام بینلملل ، عنصر اختلاف به دلیل منافع ملی دولتها امری گریز ناپذیر است ،اما برای جلوگیری از جنگ و تجاوز و حفظ حیات جامعه بین المللی ، حل و فصل اختلافات ضروری است که خود مستلزم شناسایی ریشههای اختلاف و طبقهبندی انواع آن میباشد . روابط هوانوردی دولتها نیز به دلیل حساسیت خاص سیستمهواپیماهای ، همواره در معرض بحران خواهد بود . آنچه ضروری به نظر میرسد اینکه L.C.A.Oبا شناسایی انواع محتلف زمینههای بروز اختلاف ، اعم از امنیتی ، تجاری و غیر تجاری و با نهادیه کردن دستگاه حل اختلاف خود و اجباری کردن آن میتواند با ایجاد رویه و سابقه مشخص حل و فصل اختلافات هواپیماهایی ، نظام هوانوردی را از بحرانهای روزافزون نجات دهد . که این مهم از طریق ایجاد اصلاحات عمیق در کنوانسیون شیکاگو ۱۹۴۴ و به تبع آن اصلاح نظام نامه داخلی مربوط به حل و فصل اختلافات آن سازمان البته با رعایت منافع و خواست اعضای آن قابل حص.ل است و تجربه دیگر سازمانهای تجاری مثل WTOمیتواند الگوی مناسبی برای این سازمان واقع شود .

یادداشتها
سازمان هواپیمایی کشوری جمهوری اسلامی ایران « مجموعه قوانین و مقررات هواپیمایی کشوری » تهران ۱۳۷۵
محمد صفدری حقوق بینالملل عمومی ، ج ۳ ، تهران دانشگاه تهران ، ۱۳۴۲ ص۶۰۶
به عنوان مثال « لوترپاخت » عالم برجسته حقوق بینالملل در تأیید تفکیک بین اختلافات حقوقی و غیر حقوقی چهار ویژگی را برای اختلافات حقوقی بیان می دارد که عبارتند از :
۱٫ آن دسته از اختلافات بین دولتها که قابلیت فیصله قضایی از طریق قواعد موجود و معین حقوق بینالملل را داشته باشد .
۲٫ در مواردی که موضوع مورد ادعا دارای اهمیت پایین و ثانوی باشد و بر منافع حیاتی دولتها اثر نگذارد .
۳٫ تؤام با اعمال قواعد حقوق بین الملل و برای تأمین نتیجهای باشد که منافاتی با ایجاد عدالت بین دولتها و توسعه تدریجی روابط بین الملل نباشد .
۴٫ و در نهایت اختلافات در صورتی حقوقی محسوب میشوند که نزاع مربوطه به وجود امتیازات حقوقی نظر داشته باشد .
بر اساس ماده ۳۶ اساسنامه دیوان بینالمللی دادگستری نیز احتلافات در موارد خاصی دارای جنبه قضایی بوده و حقوقی محسوب میشوند .
نقل از :اترتون ترورسی و آن اترتون ترودی « حل و فصل اختلافات هواپیمایی کشوری بینالمللی » ترجمه محمد جواد میر فخرایی ، مجله تحقیقاتی حقوقی شماره ۱۷-۱۶ دانشگاه شهید بهشتی ، تهران ۱۳۷۵،ص۴۱۴
از جمله میتوان به کنوانسیونهای توکیو ۱۹۶۳ لاهه ۱۹۷۰ و مونترال ۱۹۷۱ اشاره کرد .
مجموعه قوانین و مقررات هواپیمایی کشوری ، همان ، ص۱۴۱٫
مجموعه قوانین و مقررات هواپیمایی کشوری همان ص۱۹۷
همان ص۱۴۲٫
همان ص۱۹۸
منشور ملل متحد ماده ۵۱
مجموعه قوانین مقررات هواپیمایی کشوری همان ص ۱۹۷
همان ص۱۴۱
کنوانسیون حقوق بینالملل دریاها ، ۱۹۸۲،ماده۲
البته استثنای حق عبور بیضرر از دریای سرزمینی توسط کشتیهای خارجی بدون ضرورت اخذ اجازه از دولت ساحلی به عنوان اصلی که محدود کننده اعمال حاکمیت دولت ساحلی در دریای سرزمینی است با مقررات کنوانسیون شیکاگو که کسب اجازه را لازم میداند هماهنگ نیست .
مجموعه قوانین و مقررات هواپیمایی کشوری ، همان ص ۱۴۴
جمشید ممتاز ، ایران و حقوق بینالمللی ، نشر دادگستر ، تهران ۱۳۷۶ صص۸۷-۸۶
همان
البته به دلیل حساسیت و مقاومت دولتها نسبت به شکننده بودن مرزهای ملی در مقابل صنعت هوانوردی بینالمللی باید بپذیریم که رسیدن به وحدت نظر در ایکائو به آسانی سازمان تجارت جهانی نخواهد بود (اگرچه این سازمان نیز حساسیتهای بین المللی فراوانی را برانگیخته است )، اما اگر WTOاز شعار « تجارت آزاد » به یک سازمان جهانی دارای مکانیزم حل اختلاف منسجم و نهادینه اجباری رسیده است ، I.C.A.Oهم نمی تواند شعار Open skiesمطرح شده را نادیده انگارد و به استحکام خود و جامعیت دستگاه حل اختلافات مربوطه نیاندیشد .

پاورقی :
کارشناس ارشد حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی .
۱٫International Civil Aviation Oraganisation(I.C.A.O)
2.Winston Churchill.
1.F.D.Rossevelt
2.Adolf A.Berle
1.International Air Transport Association
2. Nonscheduled International Air Services
3. Scheduled International Air Services
4.Cabotage
1.BermodaI
1.Prhibited Zone
1.Aire Defence Identification Zone(ADIZ)
1.Bin Cheng
1.World tread organisation

منبع:http://www.ghavanin.ir/PaperDetail.asp?id=298

 

 

پدیده مهاجرت

مهاجرت یکی از مسائل ملموس در جامعه امروز ماست. یکی از مهم ترین عناصر موجود در پدیده مهاجرت، رویکرد فردگرایانه است. فرد احساس می کند دیگر نمی تواند جامعه خودش (که در آن متولد شده ) را تحمل کند. صرف نظر از بخش بسیار اندکی از مهاجران که در کشور خودشان با مشکل مواجه اند. قریب به اتفاق آنها به بهانه های مختلف و به واسطه عاقبت طلبی فردگرایانه، به جای ایجاد فضای مطلوب در جامعه خویش به دنبال استفاده از ظرفیت های جوامع دیگر است

فصل اول : کلیات
مهاجرت یکی از مسائل ملموس در جامعه امروز ماست. یکی از مهم ترین عناصر موجود در پدیده مهاجرت، رویکرد فردگرایانه است. فرد احساس می کند دیگر نمی تواند جامعه خودش (که در آن متولد شده ) را تحمل کند. صرف نظر از بخش بسیار اندکی از مهاجران که در کشور خودشان با مشکل مواجه اند. قریب به اتفاق آنها به بهانه های مختلف و به واسطه عاقبت طلبی فردگرایانه، به جای ایجاد فضای مطلوب در جامعه خویش به دنبال استفاده از ظرفیت های جوامع دیگر است. فصل اول از دو گفتار تشکیل شده در گفتار اول، به انواع مهاجرت و در گفتار دوم، به تعریف و اصول مهاجرت می پردازیم.
 
گفتار اول : انواع مهاجرت
مهاجرت بر دو نوع قدیمی و نوین تقسیم می شود. گفتار اول شامل دو بخش است که در بخش اول از مهاجرت قدیمی و در بخش دوم از مهاجرت نوین بحث می کنیم.

بخش اول : مهاجرت قدیمی
مهتجرت های قدیمی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد: اولین مهاجرت به 70 هزار سال پیش برمی گردد. در 65- 70 هزار سال ما قبل تاریخ انسان ها با عبور از باب مندب، قاره آفریقا را ترک کنند و سپس 55 تا 60 هزار سال پیش از طریق تنگه هرمز وارد ایران شدند. دومین دور مهاجرت اصلی انسان از 7 تا 15 هزار سال پیش بوده است. سومین دور مهاجرت اصلی انسان، که به تمدن نجوم و فلز و تقویم و جغرافیا دست پیدا کرده بودند، آنها با دانش اقدام به مهاجرت کردند. چهارمین و آخرین دور مهاجرت کلی انسان، در نیمه دوم هزاره هفتم خورشیدی ایرانی بود که به قاره آمریکا رفتند.

بخش دوم : مهاجرت نوین
تمام شواهد و تأثیرات حکومت جهانی آمریکا حاکی از آن است که حرکت و مهاجرت های نوین افراد در قرن 21، چه به شکل داوطلبانه و چه به صورت اجباری در مقیاس عظیمی صورت خواهد گرفت. مهاجرت افراد تا این حد جهانی نبوده است و این حقیقت انکارناپذیر ناشی از تفاوت های اقتصادی، اجتماعی و همچنین به دلیل سهولت و سرعت ارتباطات است. یقینا این پدیده عواقب جدیدی به همراه خواهد داشت. در گذشته ها و طول تاریخ، بشر مهاجرت های زیادی داشته است. اما این مهاجرت ها قومی و طایفه ای بوده و کمتر انفرادی و یا خانوادگی بوده است.
وقتی از مهاجرت های امروزی سخن می گوییم، منظورمان انتقال افراد از یک کشور به کشور دیگری، جهت استقرار و ریشه دواندن در آن کشور است. این به منزله جدایی از کشور تولد است و همچنین تلاشی جهت پیوند و برخوردن در یک مکان غریب که در آن انسانهایی زندگی می کنند، که با کشور تولد فرد مهاجر از هر لحاظ منجمله، آداب و رسوم، زبان و گویش، متفاوت هستند. در هرحال تجربه ای است که مانند سوگواری می باشد.مهاجر است که احتمال دارد از غم موطن فراموش شده اش از دنیا برود.
بخش دوم شامل دو قسمت است که قسمت اول از انواع مهاجرت نوین و قسمت دوم از انواع مهاجرت بین المللی بحث می کند.

قسمت اول : انواع مهاجرت نوین
به طور کلی دو نوع مهاجرت وجود دارد: یکی داوطلبانه و دیگری غیر داوطلبانه. ولی تقسیم بندی های زیر را هم برای مهاجرت کرده اند.
1-مهاجرت های الف : طبیعی یا عادی و ب:  بی رویه یا کنترل نشده سخن به میان می آورند که آیا مهاجرت افراد برنامه ریزی شده و منظم است یا بی برنامه و غیر منظم ، و از سوی دیگر اینکه آیا مهاجرت به عنوان یک پدیده عادی و بهنجار مطرح است یا مرضی و نابهنجار.
2- گونه دیگر طبقه بندی مهاجرت؛ در این مورد پنج نوع مهاجرت اصلی تشخیص می دهد: ابتدائی، اجباری، غیر اختیاری، اختیاری و جمعی.
مهاجرت ابتدائی کوچ سرگردانان مانند شکارگران، گردآورندگان خوراک و شبانکارگان را در برمی گیرد. مهاجرت اجباری به انتقال یا جا به جائی مردم به وسیله دولت اشاره دارد. در مهاجرت غیر اختیاری، مهاجرت قدرت تصمیم دارند ولی بنا به عللی وادار به مهاجرت می شوند.  مهاجرت اختیاری معمولاً به تحرک افرادی که انگیزه یافتن چیزهای تازه، حادثه جوئی و بهبود زندگی دارند اطلاق می شود. و مهاجرت جمعی زمانی صورت می گیرد که به شکل یک شیوه و الگوی گروهی باشد.
3- زمان مهاجرت: از این نظر، دو نوع مهاجرت دیده می شود: کوتاه مدت (موقت) و بلند مدت (دایمی یا برای مدت زیاد)
4- مسافت طی شده: از این دیدگاه دو نوع مهاجرت وجود دارد: مهاجرت های نزدیک و مهاجرت های دور.
5- خواست مهاجرین: دو نوع مهاجرت دیده می شود: مهاجرت ارادی و خود خواسته که معمولاً به صورت انفرادی برای بهبود زندگی و یافتن کار صورت می گیرد، مهاجرت اجباری که به صورت انفرادی یا جمعی به دلیل ضرورت های اقتصادی، سیاسی و غیره انجام می پذیرد.
6- قلمرو سیاسی: در رابطه با حدود ملی و سیاسی یک کشور به دو نوع مهاجرت برخورد می کنیم: داخلی و خارجی.
مهاجرت های داخلی در سه سطح مورد مطاله قرار می گیرند: شهر به شهر، روستا به شهر، روستا به روستا. مهاجرت های خارجی در سه لایه دیده می شوند: منطقه ای، دورن قاره ای، میان قاره ای. هرگاه سرزمین مورد بحث کشور مستقلی باشد، عبور از مرزهای آن را مهاجرت بین المللی خوانند. مهاجرت در داخل یک کشور، یعنی حرکت از یک قسمت کشور به قسمت دیگر آن را مهاجرت داخلی یا درون مرزی می خوانند.

قسمت دوم : انواع مهاجرت بین المللی
مهاجران به چهار گروه تقسیم می شوند: 1-مهاجران دایمی 2- مهاجران در جستجوی کار 3- مهاجران غیرقانونی و بدون مجوز 4- آوارگان جنگی و سیاسی و پناهندگان
محل خروج مهاجران را (مبدأ) و محل ورود آن را (مقصد) مهاجرت گویند. مهاجرت به اعتبار مبدأ را (برون کوچی) و به اعتبار مقصد (درون کوچی) و منطقه مبدأ مهاجرت را (مهاجر فرست) و مقصد آن را (مهاجر پذیر) می نامند.

گفتار دوم : تعریف و اصول مهاجرت و مشکل مهاجرت
گفتار اول شامل دو بخش است که در بخش اول به تعریف مهاجرت، در بخش دوم به اصول مهاجرت و در بخش سوم به مشکل مهاجرت و راه حل آن می پردازیم.

بخش اول : تعریف مهاجرت و وجه اشتراک مهاجرت ها
بخش اول، شامل دو قسمت است که قسمت اول به تعریف مهاجرت و قسمت دوم به وجه اشتراک مهاجرت ها می پردازد.

قسمت اول : تعریف مهاجرت
مهاجرت در مفهوم جابه جایی و انتقال جمعیت در مکان یا تحرک جغرافیایی جمعیت استعمال می شود.
مهاجرت به معنای عام کلمه عبارت است از؛ ترک سرزمین اصلی و سکونت در سرزمین دیگر به طور موقت یا دایم، و مهاجرت به معنای خاص آن عبارت است از؛ نقل مکان انفرادی یا جمعی انسان ها با تغییر محل اقامت به طور دایم یا برای مدتی طولانی (بیش از یکسال)
مهاجرت در معنای عام شامل مهاجرت های موقت روزانه، مهاجرت های فصلی برای کار، مهاجرت های میان مدت و بلند مدت و مهاجرت دایمی می گردد، اما دو گونه نخست در تعریف خاص مهاجرت داخل نمی شوند.
در جمعیت شناسی، به کسی که محل اقامت فعلی و محل تولد او یکی نباشد مهاجر اطلاق می شود. در این تعریف مدت مهاجر بودن را ده سال در نظر می گیرند.
مهاجرت، در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ کردن افراد از یک ملیت، کشور به کشور دیگر، که در آنجا شهروند نیستند، محسوب می شود.
توریستها و بازدیدکنندگان موقتی و کوتاه مدت به عنوان مهاجرت شناخته نمی شوند، اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار (به طور نمونه برای مدت کمتر از یک سال) اغلب به عنوان شکلی از مهاجرت بحساب می آیند.
شهروندی و تابعیت یک کشور و ملیت آن، به یک نفر خارجی و بیگانه حق اقامت در این کشور و منطقه می داد، ولی اقامت بخاطر مهاجرت منوط به شرایط بود که توسط قانون مهاجرت تعیین می شود. مهاجرت بدون تأیید رسمی می تواند طبق این قوانین یک خلاف تلقی بشود.کشورهای مهاجرپذیر نیز از نیروی کار مهاجران نفع می برند.

قسمت دوم : وجه اشتراک مهاجرت ها
در قسمت دوم از موقعیت های مشترک مهاجران، موقعیت کسانی که پشت سر می مانند وموقعیت آنانی که مهاجر را می پذیرند، بحث می کنیم.

1-موقعیت های مشترک مهاجران
در انواع مهاجرت ها به هر دلیلی که باشد یک وجه اشتراک وجود دارد و آن پشت سر گذاشتن یک روزمرگی و یک فرهنگ اصیل متعلق به یک گروه است. زمانی که ما نسبت به موضوعی آگاهی پیدا می کنیم، دیگر راه بازگشتی وجود ندارد. آگاهی ما را وادار به ترک سرزمین آشنای اجدادمان می کند، و ما را به سرزمین ناشناخته ای کوچ می دهد.
مهاجران با یکسری موقعیت های مشترک روبرو می شوند: 1-نقطه عطف بیرونی از بین می رود و تأثیر عمیقی روی شخص می گذارد. 2- یک تضاد بین وفق دادن و مقاومت در برابر مکان جدید پدیدار می گردد. از طرفی مهاجر خواستار سازگاری با محیط جدید است، و از طرفی احساس می کند که اگر با محیط جدید آمیخته شود، اصالت و هویت خود را از دست می دهد. فرهنگ کهن آن دو را به شکل مجزا در درون خویش نگاه می دارد. 3- تجربه معمول دیگر انواع اضطراب هایی هستند، که توسط فرد مهاجر تجربه می شوند. این اضطراب ها عبارتند از : الف : اضطراب مبهوت کننده به دلیل عدم توانایی تمایز نوین از کهن. ب : اضطراب تعقیب و آزار زمانی که فرهنگ نوین تهدید آمیز تلقی شود. ج : اضطراب افسردگی ناشی از غم ازدست دادن بخشی از خود و اشیا از دست رفته که باز نخواهد گشت. 4- بعضی از مکانیزم های دفاعی خاص افرادی هستند که مهاجرت می کنند. از جمله الف: نفی و انکار؛ فرد سعی می کند به خود بقبولاند که چیزی را از دست نداده. ب: سرکوبی و فراموشی وقایع و افرادی که از دنیای کهن بوده اند. ج: دلهره اینکه کس دیگری جایمان را بگیرد. 5- گسستگی: که یکی از دومکان خوب و دیگری بد تلقی می شود، محیط جدید ایده الیزه (آرمانی) شده و قدیمی بدنام می شود. 6- آرمانی ساختم سرزمین از دست رفته و موعود. 7- از دیگر تجربیات مهاجرین تغییر ماهیت است. فردی که مهاجرت می کند، ساختار روانش دچار تخریب می شود. او حس می کند که تغییر کرده است و برای شناختن خودش دچار مشکل می گردد. 8- حسرت گذشته (نوستالژی): مهاجرت یعنی ترک سرزمین مادری. مکانی که شخصیت مان در آن شکل گرفت.سرزمین مادری با سرزمین نامادری جایگزین می گردد و این سرزمین نامادری می تواند خوب باشد. مهاجر را آزار و اذیت کند. 9-حس تعلق با مهاجرت آسیب می بیند، احساس تعلق به محیط جدید برای مهاجر وجود ندارد. 10- تنهایی نیز حضور خود را تحمیل می کند. 11- زبان: اگرچه مهاجر زبان جدید را فرا می گیرد، اما در اکثریت مواقع حداقل با لهجه صحبت خواهد کرد. 12- اماکن محیط مبدأ اهمیت ویژه ای به خود می گیرند، و منشأ دلتنگی می شوند. 13- آداب و رسوم مکان مبدأ برای مهاجر اهمیت خاص پیدا می کنند، اگرچه وی زمانی که آنجا زندگی می کرد، در قید و بند این آداب و رسوم شود. 14- اشیا برای مهاجر از اهمیت خاصی برخوردارند،. مهاجر اشیا خاص را با خود به محیط مهاجرت می آورد، اشیایی که رابط بین محیط مبدأ و محیط نو هستند.

2- موقعیت کسانی که پشت سر می مانند.
کسانی که پشت سر می مانند نیز به واسطه خلع ایجاد شده، با رفتن مهاجر گریبانگیر عواقبی می شوند. آنانی که باز می مانند نیز دچار سوگواری می شوند. وکسی که می ماند 1-ممکن است نسبت به دیگری حسادت کند و درباره زندگی جدید او خیال پردازی کرده و حس کند که دیگر زندگی کردن برای خودش میسر نیست. 2-حس می کند دسترسی به آزادی و تجارب جدید ندارد.

3-موقعیت آنانی که مهاجر را می پذیرند.
از طرفی دیگر آنانی که مهاجر را می پذیرند نیز تحت تأثیر قرار می گیرند. 1-از طرفی ممکن است هیجان زده شوند به امید اینکه ایده های جدیدی را دریافت خواهند کرد و 2-از طرفی هویت جدید مهاجر ممکن است حس خطر و مزاحمت درشان بوجود آورد.

بخش دوم : اصول مهاجرت
بخش دوم شامل چهار قسمت است که در قسمت اول از عواملی که سبب یک مهاجرت تقریبا موفقیت آمیز می شوند، در قسمت دوم از شرایط مهاجرت، در قسمت سوم از اصول اولیه مهاجرات و در قسمت چهارم از نقش وکیل در مهاجرت بحث می کنیم.

قسمت اول : عواملی که سبب یک مهاجرت تقریبا موفقیت آمیز می شوند.
1-اولین عامل: این است که آیا تصمیم به مهاجرت اختیاری و اجباری بوده است، (مهاجرت یا تبعید). اگر اختیاری بوده است، فرد در جستجوی زندگی بهتر قدم برداشته است. اما اگر اجباری بوده، فرد در جهت زنده ماندن و فرار از یک خطر، بدون تصور زندگی بهتر این گام را بر می دارد. 2- سن مهاجر، برای افراد مسن وفق دادن خود با محیط جدید مشکل تر از بچه هاست. در نوجوانان مهاجرت می تواند واقعه آسیب زایی باشد. 3- قابلیت تحمل جدایی ها. 4- شدت وابستگی و علاقه به مبدأ 5- کسانی که در مقصد با آنان آشنا می شوند. 6- آیا مهاجرت انفرادی و یا گروهی بوده است. 7- انتقال دائم یا موقت 8-فرصت برنامه ریزی مهاجرت یا عدم آن، از جهت تماس و ارتباط با افرادی است که آنان را ترک خواهد گفت و خود را در محیطی دیگر با یک زندگی نوین تصور کند. 9- مشخصات و نزدیکی محل مهاجرت 10- احتمال و امکان بازگشت یا عدم آن.

قسمت دوم : شرایط مهاجرت
مهمولاً کودکان و نوجوانان و سالمندان بیشتر در معرض اثرات مخرب قرار خواهند گرفت. برای همین برای یک مهاجرت موفق رعایت شرایط زیر بسیار راهگشا است.
1.نقشه راه، (برنامه ریزی کنید) مهاجر موفق براساس برنامه زمان بندی شده و رعایت قوانین کشور خود و کشور مقصد به سمت هدف گام برمی دارد.
2.(مرحله شناخت کشور مقصد) تمام رفتارهای ما در قالب کردار، گفتار، پندار و اندیشه در هر سن حاصل آموخته های ما در میهن است. طبیعی است که اگر نوع و تعدد فرهنگی را در دنیا شاهد هستیم بدلیل پارامترهای مختلفی است که هر کشور را فارغ از مرزبندی سیاسی متفاوت می سازد. براین اساس ماهیت فرهنگ و رفتار افراد یکسان نبوده و متفاوت است. ضروری است که مهاجر شناخت کافی و همه جانبه از کشور مقصد خود داشته باشد. شناخت کامل، شامل تمامی ابعاد و زوایای طبیعی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی،نظامی، اجتماعی، فرهنگی و ... است. عدم شناخت شاید تأثیر چندانی بر امور روزمره و کسب موفقیتهای ما نداشته باشد. اما به خاطر داشته باشید عدم آگاهی کامل ممکن است مشکلات متعدد را بوجود آورده و در عدم کسب موفقیت تأثیر مستقیم خواهد داشت.

قسمت سوم : اصول اولیه مهاجرات
روند مصاحبه می تواند برای بسیاری از موکلین تجربه دلهره آور باشد. این اضطراب از آن جهت قابل درک است که تصمیم مأمور تنها به طور بالقوه می تواند تأثیر عظیمی در آینده موکل داشته باشد.
به یاد داشته باشید، کار افسر مسئول مصاحبه این است که به کشف تقلب بپردازد. در نتیجه حتی یک دروغ کوچک می تواند به طور بالقوه تأثیر بسیار منفی روی پرونده شما داشته باشد. مصاحبه به طور کلی از یک الگوی از پیش تنظیم شده پیروی نمی کند. آنها مورد به مورد انجام می شوند و پیش بینی سناریو دقیق تقریباً غیر ممکن است. بهترین کاری که می توانید برای اطمینان از یک مصاحبه موفقیت آمیز انجام دهید این است که به اندازه کافی خود را برای مصاحبه آماده کنید. برای آماده شدن، شما باید آنچه افسر مهاجرت به دنبال آن در پرونده شماست بداند. اولین قانون این است که سوابق و حقایق خود را بدانید.
اگر بخواهیم شما را راهنمایی و مشاوره در خصوص فرآیند مصاحبه نماییم چند چیز که باید به خاطر داشته باشید عبارتند از:
1-اگرچه شما ممکن است یک وکیل برای آماده سازی پرونده خود استخدام کرده باشید این مهم است که شما هر صفحه از تمام برنامه های خود را از جمله مدارک حمایت کننده از قبیل اظهارنامه، بیانیه ها، عکس و غیره را مرور کنید. 2- اسناد خود را برای ارائه در هر مصاحبه آماده کنید. یک پوشه از اصل اسناد خود به همراه کپی آنها را با خود داشته باشید. 4- اگر شما انگلیسی را خیلی خوب صحبت نمی کنید می توانید درخواست کنید یک مترجم در طول مصاحبه همراه شما باشد. 5- سروقت در مصاحبه حاضر شوید. حداقل 30 دقیقه قبل از زمان معین شده در مصاحبه حاضر شوید. 6- هرگونه سلاح، اشیاء تیز و یا هر نوع اشیاء مضر را با خود همراه نبرید. 7- هر سندی که در مصاحبه نامه قید شده است با خود همراه داشته باشید. 8--صادق باشید و حقیقت را بگویید. توجه داشته باشید دروغ گفتن به خدمات مهاجرت جرم است و در اغلب موارد نتیجه معکوس روی مشتریان خواهد داشت. اگر شما چیزی را به یاد نمی آورید جواب ساختگی ندهید، می توانید بگویید که مطلب را به یاد ندارید. 9-فقط به سؤال پرسیده شده پاسخ بدهید. اطلاعات بیش از حد می تواند به آسانی ذهن مأمور را از هدف اصلی اش که ارزیابی این است که آیا شما سزاوار به دست آوردن منافع مهاجرت هستید یا خیر، منحرف سازد. 10-نحوه لباس پوشیدن. لباس رسمی همیشه مناسب است.با این حال مطمئن شوید شما لباس راحت به تن دارید. 11-هرگز به قوانین مهاجرت بی احترامی نکنید. در موارد نادری ممکن است شما با قوانین بسیار سخت مهاجرت مواجهه شوید. در چنین شرایطی تنها توصیه من به شما این است که صبور باشید و تحت هیچ شرایطی از کوره در نروید. بنابراین، به افسر مهاجرت بی احترامی نکنید، هرچند رفتار وی ناشایست باشد. 12-هیچ ترسی به خود راه ندهید. در حالی که روند مصاحبه می تواند به بازداشت یا رد درخواست منجر شود، شما مورد شکنجه قرار نمی گیرید و یا در معرض آسیب های غیر ضروری قرار نمی گیرید. اجازه ندهید که ترس شما بر فضای مصاحبه غلبه کند. 13-همراه داشتن یک وکیل برای کمک به شما. به یاد داشته باشید یک وکیل نه تنها مشاور شما بلکه یک مأمور دادگاه نیز هست. او باید صادق و راستگو باشد و در عوض شما باید صادقانه با او برخورد کنید. این ضروری است که شما حقیقت را به وکیل خود بگویید.

قسمت چهارم : نقش وکیل در مهاجرت
داشتن شرایط امتیازی به تنهایی تعیین کننده موفقیت یا عدم موفقیت پرونده مهاجرت شما نمی باشد. دولت کانادا صراحتاً اعلام کرده است که افسران مهاجرت حق دارند پرونده هایی را که دارای امتیاز کافی هستند را نیز رد کنند.همیشه اکثر افرادی که توسط متخصصین دانا و با تجربه مهاجرت اقدام کرده بودند، مورد قبول قرار می گرفت.
وکلا می توانند در مسائل زیر کمک کنند: 1-آماده سازی اسناد شما با دقت کافی. 2-حصول اطمینان از اینکه به هر گونه مسائل پیش بینی شده به طور مناسب رسیدگی می شود. 3--آماده سازی شما برای مصاحبه. 4-در کنار شما بودن در مصاحبه برای جلوگیری هر نوع سوء استفاده. 5--شاهد بودن برای موارد سوء استفاده. 6-جلوگیری از اتفاقات ناگوار بالقوه در مصاحبه.

بخش سوم : مشکل مهاجرت و راه حل آن
کشور یونان یکی از کشورهای پر مهاجر است. در عین حال این کشور دومین کشور ضد مهاجر در جهان خوانده شده است. شمار مهاجران افغان که در یونان
به سر میبرند به 40 هزار نفر میرسد. بر اساس اطلاع برخی از منابع خبری، از این مجموع حدود 200 نفر دارای اقامت رسمی میباشد. بقیه به صورت قاچاق زندگی میکنند. در همین حال شمار زندانیان افغان در این کشور 670 تن گزارش شده است که 30 زن و 23 طفل نیز در میان آنها شامل میباشند. منابع رسمی از شکنجه زندانیان توسط زندانبان یونان خبر می دهند. همچنین گفته میشود مهاجران افغان در یونان وضعیت ناگورای دارند. اغلب در روی سرکها، میان
قفسه ها، زیر موترهای باری و در پارکها شب و روزشان را به سر میبرند.
نکته ی مهم تنها رسیدگی به امور مهاجران در یونان یا سایر ممالک نیست بلکه مهمترین نکته این است که از افزایش مهاجرتها جلوگیری به عمل آید. مشکل مهاجران به صورت اساسی زمانی حل میشود که هیچ بهانه ای برای ترک وطن برای هیچ انسانی باقی نماند. بهبود وضعیت معیشتی، امنیت و رفاه اجتماعی تنها راه حل اساسی برای مشکل مهاجرت است.

فصل دوم : مهاجرت به سایر کشورها
فصل دوم شامل دو گفتار است در گفتار اول از روش های اقدام برای مهاجرت و در گفتار دوم به روش های مهاجرت چند کشور می پردازیم.

گفتار اول : روش های اقدام برای مهاجرت
اکثر افرادی که قصد مهاجرت  دارند مایلند که راحت ترین، کم هزینه ترین، زود بازده ترین و ایمن ترین راه را انتخاب کنند. افراد مهاجر گزینه های متفاوتی پیش رو دارد. در زیر انواع مهاجرت را ذکر می کنیم. در این گفتار، به بحث مهاجرت از طریق ازدواج، سرمایه گذاری، کاری، گرین کارت، تحصیلی می پردازیم.

بخش اول : ازدواج
در این بخش از انواع مهاجرت از طریق ازدواج و مزایا و معایب آن می پردازیم.

قسمت اول : انواع مهاجرت از طریق ازدواج
در مهاجرت از طریق ازدواج از دو طریق ازدواج و نامزدی ممکن است که در زیر از هر کدام از انها بحث می کنیم.

1-ازدواج
کسانی که می خواهند از طریق ازدواج اقدام کنند باید آن شخصی را که در نظر دارند شهروند آن کشور باشد و پاسپورت آن کشور را داشته باشد و حتما مدرکی دال بر اینکه این دو نفر با هم همسر هستند داشته باشند.( به عنوان مثال عقدنامه)

2-نامزدی
افرادی که می خواهند از طریق نامزدی اقدام کنند پروسه کاریشان شبیه به ازدواج می باشد. این افراد باید آن شخصی را که در نظر دارند شهروند آن کشور باشد و نیز حتما مدرکی دال بر اینکه این دو نفر یک دوره زمانی را باهم بوده اند داشته باشند.(مثل یک قطعه عکس)

قسمت دوم : مزایا و معایب
در این قسمت از مزایا و معایب ویزای ازدواج و نامزدی بحث می کنیم.

1-مزایای ویزای ازدواج و نامزدی
در این نوع ویزا فرد نیازمند هیچ شرط خاصی نیست وصرفا با داشتن یک شخص که شهروند آن کشور باشد که قصد ازدواج با او را دارد میتوان اقامت یک کشور را اخذ نمود.

2-معایب ویزای ازدواج و نامزدی
معمولا افراد کیس مورد نظری که شهروند یک کشور اروپایی باشد را در نظر ندارند.

بخش دوم : سرمایه گذاری
در این بخش از مهاجرت از طریق سرمایه گذاری و معایب آن می پردازیم.

قسمت اول : مهاجرت از طریق سرمایه گذاری
گرفتن ویزای سرمایه گذاری شرایط ویژه ای دارد، این ویزا مناسب افرادی است که می خواهند یک سرمایه نسبتا بزرگی را وارد یک کشور بکنند. معمولا این افراد باید مبلغ مشخصی را برای یک مدت در یکی از حسابهای آن کشور ذخیره کنند

قسمت دوم : معایب ویزای سرمایه گذاری
از معایب این نوع ویزا این است که افراد برای مهاجرت به یک کشور و اخذ اقامت آن کشور باید هزینه ی زیادی را متقبل شوند و در عین حال از اقتصاد و وضع بازار آن کشور اطلاع خاصی ندارند.

بخش سوم : کاری
در این بخش از مهاجرت از طریق کاری و مزایا و معایب آن می پردازیم.

قسمت اول : ویزای کاری
 افرادی که می خواهند از طریق ویزای کاری اقدام کنند باید از کشوری که مد نظرشان می باشد باید دعوتنامه کاری از یک کارفرما داشته باشند.

قسمت دوم : مزایا و معایب ویزای کاری
در این قسمت از مزایا و معایب ویزای کاری بحث می کنیم.

1-مزایای ویزای کاری
از مزایای ویزای کاری میتوان به این نکته اشاره نمود که چون این افراد صرفا جهت کار درکشور مورد نظر اقدام میکند تمام وقت اجازه کار دارند و همچنین
هزینه های اضافی دیگری ندارد من جمله: هزینه تحصیل.

2-معایب ویزای کاری
چون اکثر کشورهای دنیا شرایط سختی را برای ویزای کاری در نظر گرفته اند معمولا افراد نمیتوانند از اینطریق اقدام نمایند

بخش چهارم : گرین کارت
در این بخش از مهاجرت از طریق گرین کارت و مزایا و معایب آن می پردازیم.

قسمت اول : ویزای گرین کارت
بعضی از کشورها هستند که به دلایل خاص حکومتی از طریق دادن گرین کارت به افراد خارجی اقامت می دهند. یکی از این دلایل می تواند کمبود جمعیت یا کمبود نیروی متخصص باشد. افرادی که از طریق گیرین کارت اقدام می کنند و موفق به گرفتن ویزا می شوند دارای تمام مزایای شهروندی آن کشور خواهند بود.

قسمت دوم : مزایا و معایب گرین کارت
در این قسمت از مزایا و معایب گرین کارت بحث می کنیم.

1-مزایای ویزای گرین کارت
کسانی که از طریق اخذ گرین کارت اقدام میکنند از همان ابتدا امتیازات یک شهروند را دارا می باشند.

2-معایب ویزای گرین کارت
چون کشورهایی که از طریق گرین کارت مهاجر میپذیرند معمولا شرایط سختی را در نظر میگیرند اکثر افرادی که مایلند از این طریق اقدام کنند شرایطش را دارا نمیباشند.

بخش پنجم : تحصیلی
در این بخش از مهاجرت از طریق ویزای تحصیلی و مزایای آن می پردازیم.

قسمت اول : ویزای تحصیلی
یکی از راههای مهاجرت و اخذ اقامت اروپا و سایر کشورهای جهان مهاجرت از طریق پذیرش تحصیلی می باشد. بهتر است کشوری را برای تحصیل انتخاب کنند که اجازه کار داشته باشند.تنها کشوری که به همراه اجازه کار میدهد کشور انگلستان می باشد که به صورت تمام وقت اجازه کار را می دهند. بهتر است برای کشوری اقدام نمایند که اولا رتبه دانشگاهی آن کشور رتبه بالای در سطح جهان باشد، دوما حتی الامکان هزینه تحصیل در آن کسور رایگان باشد.

قسمت دوم : مزایای ویزای تحصیلی
تقریبا تمام افرادی که می خواهند مهاجرت کنند شرایطشان برای مهاجرت از این طریق محیا میباشد یکی از خصوصیات خوب این نوع ویزا این است که افرادی از این طریقه اقدام میکنند اغلب اجازه کار دارند و همچنین بعد از پایان تحصیلشان در صورت داشتن کار میتوانند ویزای تحصیلیشان را به ویزای کاری تبدیل کنند و بعد از این که چند سال به دولت مربوطه مالیات بپردازند میتواند برای اقامت دائم اقدام کنند و همچنین از مزایای دیگر این نوع ویزا این است که افرادی که از یک کشور اروپایی مدرک تحصیلی میگیرند شرایط کاری خوبی در آن کشور یا سایر کشورهای دیگر دنیا را دارند همچنین اگر برای ادامه تحصیل در دانشگاههای برتر دنیا اگر بخواهند پذیرش بگیرند شانس بالایی خواهند داشت. باتوجه به تجربیات کاری وکلا و همچنین مهاجرینی که در گذشته اقدام نموده اند بهترین راه برای مهاجرت,مهاجرت از طریق تحصیل میباشد. از میان کشورهایی که دانشگاههای معتبری در سطح جهان دارند میتوان این کشورها را نام برد: آمریکا,انگلستان,اتریش. کشور آمریکا معتبر ترین دانشگاهای دنیا را داردکشور انگلستان شرایط تحصیل و زندگی بسیار عالی را دارد افرادی که از این کشور فارغ التحصیل میشوند در اکثر دانشگاههای برتر دنیا پذیرفته میشوند کشور اتریش دارای دانشگاههای معتبری در سطح جهان میباشد که رنک دانشگاهی 18 تا 20 دنیا را دارد و تحصیل در این کشور رایگان میباشد و همچنین این کشور اجازه 20 ساعت کار در هفته را به مهاجران میدهد و پس از پایان تحصیلات اگر فرد ویزای تحصیلی را به ویزای کاری برگرداند میتواند از این طریق برای اقامت دائم این کشور اقدام کنند.

گفتار دوم : روش های مهاجرت چند کشور
این گفتار شامل سه بخش است در بخش اول از انواع روش های مهاجرت به کانادا، دربخش دوم از انواع روش های مهاجرت به استرالیا و در بخش سوم از انواع روش های مهاجرت به آمریکا بحث می کنیم.

بخش اول : انواع روش های مهاجرت به کانادا
برای مهاجرت به کانادا و اقامت در این کشور بیش از 60 روش مهاجرتی وجود دارد.  ما در اینجا معمول ترین روشهای مهاجرت به کانادا را ذکر می کنیم. در این بخش در قسمت اول از مهاجرت به کانادا از طریق روش حرفه و تخصص، در قسمت دوم از مهاجرت به کانادا از طریق سرمایه گذاری ، در قسمت سوم مهاجرت به کانادا به روش کارآفرینی، در قسمت چهارم از مهاجرت به کانادا از روش خود اشتغالی، در قسمت پنجم از مهاجرت به کانادا از روش استان های خاص، در قسمت ششم از مهاجرت به کانادا از روش خویشاوندی و اسپانسری همسر، در قسمت هفتم از مهاجرت به کانادا از طریق ویزای دانشجویی کانادا و در قسمت هشتم از مهاجرت به کانادا از طریق ویزای کار کانادا بحث می کنیم.

قسمت اول : مهاجرت به کانادا از طریق روش حرفه و تخصص
در قسمت اول از مهاجرت از طریق روش حرفه و تخصص فدرال و مهاجرت از طریق روش حرفه و تخصص کبک می پردازیم.

1-مهاجرت از طریق روش حرفه و تخصص فدرال
مهاجرت ویژه افراد تحصیل کرده با سابقه کار بیش از یک سال که در 29 گروه مشاغل مورد نیاز کشور کانادا قرار گیرند.

1-1-شرایط مهاجرت از طریق روش حرفه و تخصص فدرال
متقاضیان باید یک از شرایط زیر را دارا باشند: 1.حداقل یک سال سابقه کار در یکی از مشاغل مورد نیاز روش تخصصی فدرال در سال 2014 2. درخواست کار معتبر از یک کارفرمای کانادایی. 3. تکمیل دوره دکترا در کانادا و با گذراندن حداقل دو سال تحصیلی از 4 سال دوره دکترا در یکی از دانشگاههای رسمی کانادا.

1-2-نحوه امتیازات مهاجرت از طریق روش حرفه و تخصص فدرال
متقاضی جهت دریافت ویزای دایم از این روش نیاز به کسب 67 امتیاز دارد که بر اساس معیارهای ذیل امتیاز بندی می شود. تحصیلات: حداکثر امتیاز 25، سطح زبان انگلیسی/ فرانسه: حداکثر امتیاز 28 ، سابقه کاری: حداکثر امتیاز 15 ، سن: حداکثر امتیاز 12 ، درخواست کار از کانادا: حداکثر امتیاز 10 ، قابلیت سازگاری: حداکثر امتیاز 10
متقاضی روش نیروی متخصص فدرال، علاوه بر کسب حداقل 67 امتیاز باید بتواند خود و همراهان خود را از لحاظ مالی در کانادا تأمین کند.

2- مهاجرت از طریق روش حرفه و تخصص کبک
مهاجرت ویژه افراد تحصیل کرده با سابقه کار بیش از شش ماه است.  پرونده های مهجراتی کبک در دو مرحله بررسی می گردند. در ابتدا پرونده به اداراه مهاجرت کبک ارسال شده و پس از قبولی در این بخش برای انجام مراحل  انجام معاینات پزشکی، سو پیشینه و صدور ویزا به اداراه مهاجرت کانادا در بخش فدرال معرفی می گردند.
یک مهاجر مجرد باید حداقل 49 امتیاز برای شروع پرونده و 55 امتیاز در زمان مصاحبه کسب نماید. برای مهاجران متأهل، حداقل امتیاز برای شروع پرونده 57 امتیاز بوده و در زمان مصاحبه 63 امتیاز می باشد. بر خلاف روش تخصصی فدرال، در گروه متخصصین کبک محدودیت شغلی وجود ندارد وکلیه متقاضیان مهاجرت که امتیازات لازم را بدست آورند، می توانند از این روش مهاجرتی اقدام نمایند. ارائه مدارک زبان برای اثبات توانایی زبان انگلیسی و فرانسه متقاضی و همسرشان در این روش مانند روش تخصصی فدرال، در ابتدای کار الزامی می باشد با این تفاوت که در روش تخصصی کبک توانایی سطح زبان محدود به مهارت های شنیداری و گفتاری می شود و نیازی به دانش نوشتن و خواندن وجود ندارد.

قسمت دوم : مهاجرت به کانادا از طریق سرمایه گذاری
در این قسمت به مهاجرت از طریق سرمایه گذاری فدرال و مهاجرت به روش سرمایه گذاری کبک می پردازیم.

1-مهاجرت از طریق سرمایه گذاری فدرال
این برنامه جهت توسعه و تولید اشتغال در کانادا با جذب سرمایۀ متقاضیانی کهدارای تجربۀ تجاری، بیزینسی و یا توان مدیریتی هستند به وجود آمده است.
به عنوان یک فرد مهاجر سرمایه گذار، شما و خانواده تان می توانید با سرمایه گذاری مبلغ 800 هزار دلار کانادا به مدت 5 سال در برنامه فدرال) متقاضیان اقامت در کانادا به غیر از کبک (اقامت دائم به دست آورید. روش سرمایه گذاری فدرال توسط دولت کانادا ضمانت شده است و دولت تضمینمی دهد بعد از 5 سال پول شما به طور کامل بدون سود باز پرداخت شود. همچین این امکان برای متقاضیان روش سرمایه گذاری کانادا وجود دارد تا با پرداخت تنها 180 هزار دلار کانادا در عوض 800 هزار دلار از مزایای این روش مهاجرتی برخوردار گردند .با این تفاوت که در این صورت این مبلغ بدون بازگشت می باشد.

2-مهاجرت به روش سرمایه گذاری کبک
جهت مهاجرت به استان کبک در کانادا، مدیران و صاحبان مشاغل می توانند از روش سرمایه گذاری کبک در سریع ترین زمان و بدون دانش زبان انگلیسی و یا فرانسه اقامت دایم خویش را کسب نمایند. به عنوان یک فرد مهاجر سرمایه گذار شما و خانواده تان می توانید با سرمایه گذاری مبلغ 800،000$ کانادا به مدت 5 سال در برنامه سرمایه گذاری مهاجرت به کبک، اقامت دائم به دست آورید.
مزیت های این روش: 1-جهت مهاجرت به کبک از طریق سرمایه گذاری، متقاضی الزامی به داشتن مهارت در زمینه زبان انگلیسی و فرانسه ندارد. 2-متقاضی تعهدی در زمینه ایجاد حرفه و بیزینس نخواهد داشت. 3-اخذ اقامت دائم و بدون شرط برای متقاضی، همسر و فرزندان. 4-انجام مصاحبه در کمتر از یک سال.

قسمت سوم : مهاجرت به کانادا به روش کارآفرینی
در این قسمت به توضیح  مهاجرت به روش کارآفرینی فدرال و مهاجرت به کانادا از طریق کارآفرینی کبک می پردازیم.

1-مهاجرت به روش کارآفرینی فدرال
 هدف از برنامه کارآفرینی جذب افراد با سابقه در زمینه تجارت و بیزینس به منظور ایجاد شغل و فرصت های شغلی در کانادا و توسعه اقتصاد این کشور می باشد. در این برنامه متقاضی باید بیزینسی را در کانا خریداری و یا تأسیس کرده که بیش 33/33% سهام آن را دارا بوده و همچنین باید نقش فعال در اداره کردن آن بیزینس داشته باشد. این بیزینس باید حداقل یک کارمند تمام وقت که دارای شهروندی کانادا می باشد را در استخدام خود درآورد.
مزیت های این روش: 1-در این روش متقاضی الزامی به داشتن مهارت در زمینه زبان انگلیسی و فرانسه ندارد. 2-اخذ اقامت برای متقاضی، همسر و فرزندان. 3-متقاضی ملزم به داشتن مدرک تحصیلی نمی باشد.

2-مهاجرت از طریق کارآفرینی کبک
در این برنامه متقاضی باید بیزینسی را در کبک خریداری و یا تأسیس کرده که بیش از 25% سهام را دارا بوده، ارزش سهم متقاضی بیش از 100،000$ کانادا باشد و همچنین باید نقش فعال در اداره کردن آن بیزینس داشته باشد. این بیزینس باید حداقل یک کارمند تمام وقت که دارای شهروندی کانادا و ساکن کبک می باشد را در استخدام خود درآورد.

قسمت چهارم : مهاجرت به کانادا از روش خود اشتغالی
در این قسمت،  مهاجرت از طریق خود اشتغالی فدرال و مهاجرت از روش خود اشتغالی کبک را توضیح می دهیم.

1-مهاجرت از طریق خود اشتغالی فدرال
خود اشتغالی فدرال روش مختص کشاورزان، ورزشکارا، نویسندگان و هنرمندان می باشد. متقاضی خود اشتغالی فدرال، جهت مهاجرت به کانادا باید قصد و توانایی ایجاد یک کار برای خویش در کانادا را داشته باشد. مهاجر باید نشان دهد که شغل پیشنهادی تولید درآمد کافی جهت تأمین زندگی خود و وابستگانش را می کند. متقاضیان مهاجرت از طریق خوداشتغالی فدرال مجبور به داشتن دانش زبان انگلیسی و فرانسه نمی باشند.

2-مهاجرت از روش خود اشتغالی کبک
روش خود اشتغالی کبک جهت مهاجرت به کانادا برای اشخاصی که دارای بیزینس کوچکی هستند می باشد. متقاضی خود اشتغالی کبک باید قصد و توانایی ایجاد یک شغل را در استان کبک کانادا داشته باشد که توسط آن خود را مشغول کرده و کمک کافی به اقتصاد کانادا و کبک نمایند. متقاضی باید نشان دهد که شغل پیشنهادی تولید درآمد کافی جهت تأمین زندگی خود و وابستگانش را می کند. یک مهاجر مجرد باید حداقل 44 امتیاز در زمان مصاحبه کسب نماید. برای مهاجران متأهل حداقل امتیاز در زمان مصاحبه 51 می باشد.توجه داشته باشید که در روش خود اشتغالی کبک لزومی به ارائه مدرک زبان در زمان تشکیل فایل نبوده و سطح زبان توسط افسر مصاحبه کننده در زمان مصاحبه سنجیده می شود.

قسمت پنجم : مهاجرت به کانادا از روش استان های خاص
این استان ها عبارتند از: مانیتوبا – ساسکچوان – نیوبرانزویک – بیریتیش کلمبیا – انتاریو – نیوفاندلند – نوا اسکوشیا – پرنس ادوارد – آلبرتا – یوکان .
متقاضیان این برنامه ابتدا باید به استانی که قصد اقامت دارند درخواست نمایند. نامزد ابتدا باید قبل از ارسال درخواست جهت مهاجرت به کانادا یک گواهی انتخاب استانی از استان مربوطه دریافت کند. بعد از اینکه استان نامزد را قبول کرد، درخواست جداگانه ای باید به اداره مهاجرت کانادا جهت اخذ اقامت دائم تنظیم شود.

قسمت ششم : مهاجرت به کانادا از روش خویشاوندی و اسپانسری همسر
متقاضی باید یک خویشاوند نزدیک در کانادا داشته باشد که این خویشاوند، فرد متقاضی را از لحاظ مالی حمایت کند. این خویشاوند باید دارای شهروندی کانادا و یا اقامت دائم باشد. متقاضیان مهاجرت به کانادا از طریق ازدواج نیز در این گروه جای می گیرند. از تاریخ 25 اکتبر 2012 طبق قوانین جدید اسپانسرشیپ همسر، متقاضیانی که قصد اسپانسر نمودن همسرخود را دارند باید به همراه همسر خود به مدت 2 سال از روزی که همسر اقامت دائم کانادایی خود را دریافت می کند، در یک رابطه قانونی و مشترک زندگی نمایند. در غیر اینصورت اقامت فرد اسپانسر شده باطل خواهد شد.
شرایط استفاده از این روش: 1-رابطه فرد متقاضی با خویشاوند باید به صورت های زیر باشد: الف-همسر یا هم خانه (مهاجرت به کانادا از طریق ازدواج) ب-والدین یا پدربزرگ / مادربزرگ و افراد تحت تکفل این افراد. ج- فرزند زیر 22 سال. د- برادر، خواهر، برادر زاده و یا خواهر زاده که مجرد وزیر 18 سال هستند. ه- خویشاوندان دیگر در صورتی که فرد مقیم در کانادا از خویشاوندان اشاره شده در بالا کسی را در کانادا نداشته باشد. 2-خویشاوند یا همسر متقاضی در کانادا باید دارای شرایط زیر باشد: شهروند کانادایی یا دارای اقامت دائم باشد.

قسمت هفتم : مهاجرت به کانادا از طریق ویزای دانشجویی کانادا
هرساله بالغ بر 130،000 دانشجو از سراسر جهان برای تحصیل وارد کانادا می شوند. اداره مهاجرت کانادا معمولا پس از دریافت پذیرش دانشگاه و احراز توانایی دانشجو جهت تأمین هزینه های زندگی و شهریه دانشگاه ویزای تحصیل را صادر می کند. اداره مهاجرت به دانشجویان خارجی اجازه کار در کانادا با شرایط محدودی را می دهد.
اجازه تحصیل در شرایط زیر نیاز نمی باشد: الف-برای تحصیل در دوره ای که مدت آن کمتر از شش ماه باشد. ب- کودکانی که والدین آنها در کانادا اقامت قانونی دارند. ج- خانواده یا کارمندان سفارتخانه ها در کانادا.

قسمت هشتم : مهاجرت به کانادا از طریق ویزای کار کانادا
کار از لحاظ اداره مهاجرت کانادا به معنای فعالیتی است که در قبال پولی دریافت می شود. هرساله نزدیک به 100،000 نفر از طریق ویزای کار وارد کانادا می شوند. شهروندان کانادا و دارندگان اقامت دائم می تواننند در کانادا کار کنند. مقامات اداره مهاجرت کانادا برای تعداد محدودی از فعالیت های کاری مجوز کار صادر می کنند. پیشنهاد کار از سوی یک کارفرمای کانادایی معمولا پیش نیاز صدور مجوز کار می باشد. در برخی موارد اداره مهاجرت کانادا مجوز کار باز صادر می کند که دراین روش به وجود کارفرما نیازی نیست. ماهیتاً مجوز کار به طور موقت صادر می شود.

بخش دوم : انواع روش های مهاجرت به استرالیا
برای مهاجرت به استرالیا راه های مختلفی وجود دارد .دولت استرالیا حدود 100 مدل ویزا دارد. در این بخش، در قسمت اول از ویزای اقامت دائم، در قسمت دوم از ویزای اقامت موقت قابل تبدیل به ویزای اقامت دائم، در قسمت سوم از ویزای کار، در قسمت چهارم از ویزای سرمایه گذاری  و در قسمت پنجم از ویزای تحصیلی
بحث می کنیم.

قسمت اول : ویزای اقامت دائم
مناسب ترین ویزا برای مهاجرین ویزای اقامت دائم است .این ویزا برای پنج سال معتبر است و پس از دو سال قابل تبدیل به شهروندی می باشد. دارنده این ویزا از تمامی حقوق شهروندان استرالیا برخوردار است بیش از99٪ آگهی کننده های کار در استرالیا از متقاضیان غیر شهروند درخواست ارائه ویزای اقامت دایم می کنند . برای گرفتن این ویزا بهترین راه اقدام از طریق ارزشیابی مدرک تحصیلی و یا مهارتهای حرفه ای و کسب حد اقل 120 امتیاز میباشد.

قسمت دوم : ویزای اقامت موقت قابل تبدیل به ویزای اقامت دائم
این ویزا جهت کسانیست که برای مثال امتیاز سن و یا زبان انگلیسی را کامل کسب نکرده اند و با 115 امتیاز اجازه اقامت موقت میگیرند. کار پیدا کردن در استرالیا با این ویزا مشکل تر است.

قسمت سوم : ویزای کار
این ویزا، این روزها منبع درآمد بنگاههای کاریابی شده .این ویزا را کلاً فراموش کنید چون قرارداد کاری بیش از 3 ماه در استرالیا با شما نخواهند بست. تازه اگر کار پیدا کنید! و بعد از اتمام زمان ویزا معمولا به هیچ صورتی نمیتوانید در استرالیا بمانید.این ویزا برای کسی که قصد مهاجرت دارد کاملا نابجاست.

قسمت چهارم : ویزای سرمایه گذاری
اولی ویزای سرمایه گذاری مالی است با سرمایه ای حدود 400 میلیون تومان است.

قسمت پنجم : ویزای تحصیلی
ویزای تحصیلی حدودا سالی 15 تا 30 هزار دلار هزینه دارد.

بخش سوم : انواع روش های مهاجرت به آمریکا
تعداد متقاضیان تحصیل در آمریکا ، مهاجرت به امریکا و اخذ اقامت آمریکا)گرین کارت( در مقایسه با هر کشوری بسیار بالاتر است. آمریکا به عنوان اولین قدرت
اقتصادی جهان با بزرگترین منابع طبیعی و صنایع پیشرفته به مقصدی رویایی برای بسیاری از این افراد تبدیل شده است. در این بخش، در قسمت اول از ویزای تحصیلی، در قسمت دوم از ویزای کاری، در قسمت سوم از ویزای سرمایه گذاری و در قسمت چهارم از گرین کارت بحث می کنیم.

قسمت اول : ویزای تحصیلی
در حال حاضر تحصیل در همه مقاطع و در همه سنینامکان پذیر خواهد بود و امکان دریافت ویزا نیز وجود دارد.

قسمت دوم : ویزای کاری
در حال حاضر امکان دریافت ویزای B1H که همان ویزای کاریمی باشد در کشور آمریکا وجود دارد اما متقاضی برای کار در کشور آمریکا می بایست حتما JOB OFFER داشته باشد تا بتواند این نوع ویزا را کسب کند .

قسمت سوم : ویزای سرمایه گذاری
تنها نوع ویزای سرمایه گذاری ، با سرمایه 500 هزار دلار خواهد بود که این مبلغ نیز باید به کشور آمریکا انتقال یابد.

قسمت چهارم : گرین کارت
در قسمت چهارم در ابتدا به طور اجمال به توضیح گرین کارت و بعد به توضیح انواع ویزای 1-EB می پردازیم.

1-ویزای گرین کارت
 این نوع ویزا اصولا به افرادی تعلق می گیرد که یا اقوام درجه یک آنها در کشور آمریکا هستند و با شرایط لازم برای اخذ گرین کارت همانند ورزشکارانی که مقام قهرمانی دارند و یا هنرمندانی که برنده جایزه جهانی شده اند و ... را داشته باشند.

2-انواع ویزای 1-EB
ویزای 1-EB یکی از زیر مجموعه های مجمع در اقامت دائم مبتنی بر اشتغال در آمریکا است.این ویزا برای شاغلان اولویت دار در نظر گرفته است. این شاغلان، خارجیانی هستند که یا توانایی های فوق العاده دارند و یا از جمله اساتید و محققان ممتاز هستند و همچنین برخی مدیران شرکت های خارجی منتقل شده به امریکا را نیز در بر می گیرد. این ویزا به این اشخاص امکان می دهد که به طور دائم در امریکا اقامت داشته باشند.
این ویزا به سه دسته از خارجیان اعطا می شود:
دسته اول : افراد دارای توانایی فوق العاده در زمینه هایی همچون علوم، هنرها، تحصیلات، تجارت و ورزش.
دسته دوم : اساتید و محققان ممتاز که به طور بین المللی، به دلیل دستاوردهای دانشگاهی ممتاز خود در یک رشته خاص مورد تقدیر قرار گرفته اند. این افراد باید همچنین دست کم سه سال سابقه تدریس یا پژوهش در رشته خود را داشته باشد و همچنین باید به صورت استاد دائم به یکی از دانشگاههای امریکا انتقال یافته باشد.
دسته سوم : برخی مدیران شرکتهای خارجی که به آمریکا منتقل شده اند.

2-1-شرایط دسته افراد دارای توانایی فوق العاده
گرین کارد 1- EB: توانایی های فوق العاده، که به ویزای A1-EB نیز معروف است زیر مجموعه اولویت دار ویزای مهاجرت مبتنی بر استخدام به شمار می آید. و متقاضی نیازی ندارد که از یک کارفرمای امریکایی پیشنهاد کاری داشته باشد.
متقاضی ویزای A1-EB از میان 10 شرط زیر، باید حداقل از سه شرط برخوردار باشد-مدرک دریافت جوایز داخلی یا بین المللی
1-مدرک دریافت جوایز داخلی یا بین المللی
2- مدرک عضویت در نهاد های مربوط به رشته خود، که برای عضویت در آنها برخورداری از دستاوردهای ممتاز ضروری است.
3- مدرک انتشار مقاله های درباره متقاضی در نشریات حرفه ای یا دیگر رسانه های گسترده.
4- مدرک داوری متقاضی درباره  فعالیت دیگران در رشته مورد نظر، چه این داوری به صورت انفرادی باشد و چه به صورت گروهی.
5- مدرک نشان دهنده خدمات علمی، دانشگاهی، هنری، ورزشی یا تجاری در رشته مورد نظر.
6- مدرک تألیف مقاله های دانشگاهی در نشریات حرفه ای و رسانه ها گسترده.
7- مدرک حاکی از نمایش آثار متقاضی در نمایشگاه ها.
8- مدرک تصدی مدیریت یا نقشی کلیدی در نهاد های برجسته.
9- مدرک نشان دهنده برخورداری از درآمد بالا که نسبت به درآمد دیگران در رشته مورد نظر، بیشتر باشد.
10- مدرک نشان دهنده موفقیت های تجاری در هنرهای نمایشی.
مهم ترین مزیت های تقاضا عدم نیاز به مجوز کار، عدم نیاز به پیشنهاد کاری یا پست شغلی، سرعت بیشتر نسبت به دیگر روشهای صدور ویزای کار.

2-2-اساتید و محققان ممتاز
گرین کارت اساتید و محققان ممتاز، که ویزای B1-EB یا EB- OR نیز نامیده می شود.برای این ویزا، یک مؤسسه آمریکایی برای استخدام استاد یا محقق خارجی، باید مدارکی را آماده کند و بقیه مدارک باید از سوی استاد یا محقق متقاضی آماده شود. استاد باید مدرک تألیف کتب یا مقالات دانشگاهی (در نشریات پژوهشی که در سطح جهانی توزیع می شوند) در رشته مورد نظر داشته باشد.

2-3-مدیر شرکت های چند ملیتی
برای ورود به آمریکا با استفاده از ویزای 1-EB مدیران چند ملیتی، کارفرما باید برای انتقال کارکنان خارجی خود که در شعبه یک شرکت آمریکایی در خارج از این کشور کار می کرده است، تقاضا بدهد و لازم است که یک رابطه شاخص میان کارمند خارجی و کارفرمای آمریکایی وجود داشته باشد.منظور از رابطه شاخص این است که کارفرمای آمریکایی، شریک، زیر مجموعه و یا شرکت مادر یک شرکت خارجی باشد که متقاضی خارجی در آن شرکت کار می کند.

قسمت پنجم : ویزای توریستی
 امکان اخذ این نوع ویزا مانند سایر کشورها، برای آمریکا وجود خواهد داشت.  

منابع
1-حقوق مهاجرت،سپیده غفاری نمین، 1390
2-مهاجرت به کانادا، اصغر واعظ زارده ، انتشارات تهران
3- www.westpass.ca
 

 
  BLOGFA.COM